عصر ایران؛ الناز چراغی- شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر رفتار سیاسی دونالد ترامپ و نحوه مدیریت قدرت توسط او داشته باشد. ترامپ همواره سیاستمداری بوده که به پیروزی انتخاباتی، حفظ پایگاه اجتماعی و نمایش قدرت اهمیت زیادی می‌دهد. از این رو، هرگونه شکست حزب جمهوری‌خواه، به‌ویژه در انتخابات کنگره یا انتخابات مهم ایالتی، می‌تواند محاسبات سیاسی او را تغییر دهد.

نخستین پیامد احتمالی چنین شکستی، افزایش رفتارهای تهاجمی و تقابلی ترامپ است. او ممکن است برای فرار از پذیرش مسئولیت شکست، رسانه‌ها، دموکرات‌ها و حتی بخشی از جمهوری‌خواهان را مقصر معرفی کند. همچنین احتمال دارد بار دیگر ادعاهایی درباره تقلب انتخاباتی یا عملکرد ناعادلانه نهادهای سیاسی مطرح کند تا انسجام پایگاه هواداران خود را حفظ کند.

از سوی دیگر، شکست جمهوری‌خواهان می‌تواند موقعیت ترامپ را در داخل حزب تضعیف کند. جمهوری‌خواهان منتقد ممکن است جسارت بیشتری برای فاصله گرفتن از او پیدا کنند و درباره هزینه‌های سیاسی حمایت بی‌قیدوشرط از ترامپ تجدیدنظر کنند. در چنین شرایطی، رقابت‌های درون‌حزبی افزایش می‌یابد و ترامپ برای حفظ رهبری خود ناچار خواهد شد حمایت بیشتری از بدنه وفادار حزب جلب کند.

در حوزه سیاست خارجی نیز شکست انتخاباتی ممکن است ترامپ را به اتخاذ مواضعی نمایشی‌تر و اتخاذ تصمیمات غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر سوق دهد. او ممکن است برای بازسازی تصویر رهبری قدرتمند خود، بر سیاست‌های ملی‌گرایانه، فشار اقتصادی و تقابل با رقبا تأکید بیشتری کند.

در مجموع، شکست جمهوری‌خواهان لزوماً به معنای کاهش قدرت سیاسی ترامپ نیست، اما می‌تواند رفتار او را تهاجمی‌تر، غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر و متمرکز بر حفظ جایگاه شخصی خود کند. میزان این تغییر نیز به گستردگی شکست، واکنش رهبران حزب و وضعیت افکار عمومی آمریکا بستگی خواهد داشت.

این موارد را عصر ایران در گفت و گو با حسن هانی زاده، تحلیل گر امور بین‌الملل انجام داده است:

*نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا چه پیامی برای دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه دارد؟ می‌توان این نتیجه را نشانه نارضایتی جامعه آمریکا از سیاست‌های تهاجمی ترامپ، به‌ویژه در قبال ایران دانست؟

-اگر نتیجه انتخابات به تغییر اکثریت در کنگره به نفع دموکرات‌ها منجر شده باشد، این مسئله می‌تواند نشانه‌ای از نارضایتی بخشی از جامعه آمریکا از عملکرد دولت ترامپ باشد. البته نباید تمام آرای انتخاباتی را صرفاً به سیاست خارجی و جنگ علیه ایران نسبت داد. مسائل اقتصادی، افزایش قیمت حامل‌های انرژی، تورم و هزینه‌های زندگی نیز در رفتار انتخاباتی شهروندان آمریکایی تأثیرگذار هستند.

در مجموع، تغییر موازنه قدرت در کنگره می‌تواند دو سال باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری ترامپ را با چالش‌های سیاسی و قانونی بیشتری مواجه کند و بر نحوه تصمیم‌گیری دولت آمریکا در مسائل داخلی و بین‌المللی، به‌ویژه پرونده ایران، تأثیر بگذارد.

* کنگره آمریکا تا چه اندازه می‌تواند اختیارات رئیس‌جمهور را محدود کند و باطبع مانع اقدام نظامی جدید ترامپ علیه ایران شود؟

-ساختار سیاسی آمریکا بر اساس تفکیک قوا طراحی شده و کنگره از اختیارات مهمی برای نظارت بر عملکرد دولت برخوردار است. تصویب بودجه نظامی، تخصیص منابع مالی، تصویب قوانین، نظارت بر عملکرد دولت و بررسی برخی انتصابات کلیدی از جمله ابزارهای کنگره برای کنترل قدرت اجرایی است.

البته رئیس‌جمهور آمریکا نیز به‌عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح، اختیاراتی در حوزه نظامی و امنیت ملی دارد و در برخی شرایط می‌تواند بدون دریافت مجوز قبلی کنگره دستور عملیات نظامی صادر کند.

بنابراین، نمی‌توان گفت تغییر اکثریت کنگره به‌معنای سلب کامل اختیار نظامی از ترامپ است؛ اما چنین تغییری می‌تواند هزینه‌های سیاسی، حقوقی و مالی اقدامات نظامی گسترده آمریکا را افزایش دهد و قدرت مانور دولت را محدود کند.

* دموکرات‌ها می‌توانند در برابر سیاست‌های ترامپ صف‌آرایی کنند و مانع ورود چهره‌های تندرو به دولت او شوند؟

-دموکرات‌ها در صورت برخورداری از اکثریت در یکی از مجالس یا هر دو مجلس کنگره، ابزارهای بیشتری برای نظارت و اعمال فشار بر دولت ترامپ خواهند داشت.

البته درباره انتصابات نیز باید میان سمت‌های مختلف تفاوت قائل شد. برخی انتصابات کابینه و مقامات ارشد دولت نیازمند تأیید سنا هستند و دموکرات‌ها در صورت در اختیار داشتن اکثریت سنا می‌توانند در این زمینه نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند.

به همین دلیل، ممکن است دولت ترامپ در معرفی برخی چهره‌های سیاسی و امنیتی با مخالفت جدی روبه‌رو شود. با این حال، همه انتصابات دولت نیازمند تأیید کنگره نیستند.

*بعد از شکستِ بدريال حزب جمهوری خواه در رای گیری کنگره، رابطه ترامپ با حزب جمهوری‌خواهان چطور خواهد بود؟ آیا جمهوری‌خواهان در صورت تضعیف موقعیت انتخاباتی خود از او فاصله می‌گیرند؟

-حزب جمهوری‌خواه همچنان از پایگاه سیاسی و تشکیلاتی قابل‌توجهی برخوردار است و بخش مهمی از رهبران و نمایندگان این حزب از سیاست‌های ترامپ حمایت می‌کنند.

در واقع در سیاست آمریکا منافع انتخاباتی نمایندگان و سناتورها نیز اهمیت زیادی دارد. اگر بخشی از جمهوری‌خواهان به این جمع‌بندی برسند که ادامه برخی سیاست‌های دولت ترامپ به موقعیت انتخاباتی آنها آسیب می‌زند، ممکن است در موضوعات مشخص از کاخ سفید فاصله بگیرند. بنابراین، حمایت جمهوری‌خواهان از ترامپ را نباید به‌معنای همراهی بدون قیدوشرط تمام اعضای این حزب دانست.

* تغییر ترکیب کنگره می‌تواند احتمال استیضاح یا حتی برکناری دونالد ترامپ را افزایش دهد؟

-بله، تغییر ترکیب کنگره می‌تواند زمینه سیاسی پیگیری استیضاح را فراهم کند؛ اما استیضاح و برکناری رئیس‌جمهور دو مرحله متفاوت هستند.

بر اساس قانون اساسی آمریکا، مجلس نمایندگان اختیار طرح اتهام و استیضاح رئیس‌جمهور را دارد و برای محکومیت و برکناری او، رأی موافق دوسوم سناتورهای حاضر در مجلس سنا لازم است.

بنابراین، حتی اگر دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان اکثریت داشته باشند، این مسئله به‌تنهایی برای برکناری ترامپ کافی نیست. تجربه دو استیضاح قبلی ترامپ نیز نشان داد که عبور از این فرایند تا چه اندازه دشوار است.

* سیاست خارجی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در قبال ایران تفاوت اساسی دارد؟

-میان دو حزب آمریکا در شیوه مواجهه با ایران تفاوت‌هایی وجود دارد. دموکرات‌ها معمولاً بیشتر بر دیپلماسی، مذاکره و ابزارهای اقتصادی و سیاسی تأکید می‌کنند، در حالی که در میان جمهوری‌خواهان جریان‌هایی وجود دارند که رویکرد سخت‌گیرانه‌تری نسبت به ایران دارند. البته در موضوعات کلان امنیت ملی آمریکا، حمایت از اسرائیل، حفظ منافع منطقه‌ای واشنگتن و مقابله با نفوذ ایران، میان دو حزب اشتراکات مهمی وجود دارد.

پس می توان گفت، نباید تصور کرد که پیروزی دموکرات‌ها الزاماً به تغییر بنیادین سیاست آمریکا در قبال ایران منجر خواهد شد. تفاوت اصلی ممکن است بیشتر در روش‌ها و ابزارهای اعمال فشار باشد.

*با توجه به اینکه دموکرات‌ها با جنگ آمریکا علیه ایران مخالف هستند، چقدر احتمال دارد حالا که اکثریت کنگره را دست گرفته اند، سیاست جنگی ترامپ را متوقف کنند؟

-در میان دموکرات‌ها مخالفت‌هایی با گسترش درگیری نظامی آمریکا با ایران وجود دارد. برخی از نمایندگان این حزب معتقدند جنگ گسترده می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و نظامی سنگینی برای آمریکا داشته باشد و امنیت منطقه را نیز با مخاطرات بیشتری مواجه کند. اما این را باید در نظر گرفت، دموکرات‌ها یک جریان کاملاً یکدست نیستند و درباره نحوه مواجهه با ایران اختلاف دیدگاه دارند.

دقیقا به همین دلیل تغییر اکثریت کنگره می‌تواند فشار بر دولت ترامپ برای بازنگری در سیاست نظامی را افزایش دهد، اما لزوماً به معنای پایان تقابل واشنگتن با تهران نیست.

* چقدر احتمال دارد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای خروج از بحران‌های سیاسی و نظامی خود به سمت تشدید تنش با ایران حرکت کنند؟

-چنین احتمالی را نمی‌توان به‌طور کامل منتفی دانست. نتانیاهو با مجموعه‌ای از چالش‌های سیاسی و امنیتی داخلی مواجه است و تحولات منطقه‌ای نیز بر موقعیت دولت او تأثیر می‌گذارد. در چنین شرایطی، ممکن است برخی جریان‌های سیاسی در اسرائیل تشدید تنش خارجی را به‌عنوان یکی از گزینه‌های مدیریت بحران ارزیابی کنند.

ترامپ هم ممکن است برای حفظ موقعیت سیاسی و نمایش قدرت آمریکا در منطقه، از ابزارهای نظامی و امنیتی استفاده کند. با این حال، تصمیم به آغاز جنگ جدید هزینه‌های بسیار سنگینی برای واشنگتن و تل‌آویو خواهد داشت و نمی‌توان آن را صرفاً با ملاحظات سیاسی داخلی توضیح داد.

* بنیامین نتانیاهو برای حمله مجدد به ایران به چراغ سبز آمریکا نیاز دارد؟

-آمریکا مهم‌ترین متحد نظامی و راهبردی اسرائیل است و حمایت سیاسی، تسلیحاتی و اطلاعاتی واشنگتن نقش مهمی در محاسبات امنیتی تل‌آویو دارد. با این حال، از نظر حقوقی و عملیاتی، اسرائیل برای هرگونه اقدام نظامی الزاماً به دریافت مجوز رسمی از آمریکا نیاز ندارد. این کشور می‌تواند درباره تصمیمات نظامی خود مستقلاً تصمیم‌گیری کند.

اما انجام یک عملیات گسترده علیه ایران، بدون در نظر گرفتن موضع و واکنش آمریکا، با محدودیت‌ها و هزینه‌های جدی مواجه خواهد شد. به همین دلیل، هماهنگی راهبردی با واشنگتن برای تل‌آویو اهمیت زیادی دارد.

* با توجه به این تحولات، ایران چه رویکردی باید در قبال تحرکات احتمالی آمریکا و اسرائیل اتخاذ کند؟

-ایران باید تحولات سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل را با دقت دنبال کند. تغییر ترکیب کنگره می‌تواند بر تصمیمات دولت آمریکا تأثیر بگذارد، اما نباید تصور کرد که اختلافات داخلی واشنگتن به‌طور خودکار تهدیدات امنیتی علیه ایران را از بین می‌برد.

در چنین شرایطی، حفظ آمادگی دفاعی، رصد تحولات منطقه‌ای، تقویت بازدارندگی و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک اهمیت زیادی دارد.

در مجموع، دو سال باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری ترامپ می‌تواند دوره‌ای همراه با چالش‌های جدی در روابط کاخ سفید و کنگره باشد؛ چالش‌هایی که ممکن است بر سیاست آمریکا در قبال ایران و معادلات امنیتی منطقه نیز تأثیر بگذارند.