تهران- ایرنا- کنسرت «موسیقی نو در ایران» با اجرای آثاری از علیرضا مشایخی موسیقیدان و آهنگساز پس از هفت سال در تالار وحدت به روی صحنه رفت.
به گزارش خبرنگار موسیقی ایرنا، گروه «موسیقی تهران» پس از هفت سال کنسرت «موسیقی نو در ایران» را با اجرای آثاری از علیرضا مشایخی موسیقیدان و آهنگساز پیشکسوت شامگاه پنجشنبه (۱۴ آبان ماه) در تالار وحدت برگزار کرد.
این کنسرت در دو بخش اجرا شد؛ بخش اول به قطعههای «کنسرتو شماره ۲ برای ویولن و سازهای کوبهای» (اپوس ۲۱۲ (۲۰۱۲))، با تکنوازی ویولن امین غفاری، «آنسامبل کوبهای کاروان» و رهبری آرش امینی، «پیچک دوم؛ برای دو ریکوردر، ویولنسل و سازهای کوبهای» (اپوس ۲۹۳ (۲۰۱۹)) با همراهی فرهود بیگلربیگی، پگاه مصطفایی (ریکوردر)، هامون قادری (ویولنسل)، «آنسامبل کوبهای کاروان» اختصاص داشت.
همچنین قطعههای «کوارتت زهی شماره ۴» (اپوس ۱۷۶ (۲۰۰۶)) با همراهی «کوارتت زهی نماد» و «کوارتت زهی شماره ۶؛ حادثه معکوس برای کوارتت زهی و سازهای کوبهای» (اپوس ۳۰۲ (۲۰۲۱)) با همراهی «کوارتت زهی نماد»، «آنسامبل کوبهای کاروان» و رهبری آرش امینی اجرا شدند.
بخش دوم کنسرت «موسیقی نو در ایران» پس از مدتی زمان برای استراحت، به اجرای قطعههای «دریا؛ سوئیت ایرانی برای ارکستر زهی» (اپوس ۱۳۷، شماره یک (۱۹۹۸)) با همراهی ارکستر زهی «خلیج فارس» و رهبری آرش امینی و «کنسرتو برای ویولا، ارکستر زهی و سازهای کوبهای» (اپوس ۲۶۴ (۲۰۱۶)) با تکنوازی ویولا امین غفاری، همراهی ارکستر زهی «خلیج فارس»، «آنسامبل کوبهای کاروان» و رهبری آرش امینی اختصاص داشت.
در این کنسرت قطعههای «پیچک دوم؛ برای دو ریکوردر، ویولنسل و سازهای کوبهای»، «کوارتت زهی شماره ۶؛ حادثه معکوس برای کوارتت زهی و سازهای کوبهای» و «کنسرتو برای ویولا، ارکستر زهی و سازهای کوبهای» برای نخستین بار اجرا شدند.
«آنسامبل کوبهای کاروان» به سرپرستی فرزان فرنیا متشکل از نوازندگان مستانه حکیمی، فرزان فرنیا، ماهان ببری، یاسمین زند، رهام کرمآبی، «کوارتت زهی نماد» به سرپرستی ستاره بهشتی متشکل از نوازندگان ویولن اول؛ ستاره بهشتی، ویولن دوم؛ بابک کوهستانی، ویولا؛ حمیدرضا ساعتچی و ویولنسل؛ آنار اطاعتی بودند.
همچنین ارکستر زهی «خلیج فارس» به رهبری آرش امینی متشکل از نوازندگان ویولن اول؛ حسن اکبریان، امیرعلی سرخانی، احمدرضا شربتی، مهیار خان محمدی، مهدی شاملو، ویولن دوم؛ فرداد صدقی، درسا رهبری، علی شادمهر، امین اسکندری، محبوبه مشهدی، میلاد پرویزی، ویولا؛ اسماعیل محمدی، بهنام آیتی، سام دینی، رادمهر فلاح، محمدرضا ترابیان، ویولنسل؛ ابراهیم قائدی، احمدرضا آرمین، مسیح مردیها، علیرضا طباطبای، کنترباس؛ یونس نصری، حمیدرضا رزازی بودند.
موسیقی جدی زبان حقیقت تاریخی بشر و صدای روح زمانه است
در معرفی این کنسرت با عنوان «مواجهه با موسیقی نو» به قلم هانی اشرفی پژوهشگر و دانشآموخته فلسفه و موسیقی آمده بود: «اگر برای موسیقی، فراتر از نقشهای متداول آن در تفریح، سرگرمی، بازی عواطف، همراهی آیینها و مناسک و مجالس، تراپی و مدیتیشن، احیای نوستالژی، آموزشهای ملودیک و ... جایگاهی در نظر بگیریم، به گونهای هنر جدی میرسیم که علیرضا مشایخی آن را «تداوم تفکر» نامیده است.
اما هر یک از این دو واژه در اینجا چه معنایی دارد؟ تداوم: پیوستگی تاریخی جریان موسیقی و در عین حال حرکت دیالکتیکی درونی آن است که چنین «تداوم»ی را رقم زده است؛ یعنی صیرورت یا «نو شدن» مدام را جایگزین رکود و تکرار مردابگونه موسیقی تفننی کرده است و از سوی دیگر، بهیکباره و دفعی از خلأ به وجود نیامده، بلکه بسط و گسترش منطقی سنت موسیقایی پیشینی است.
تفکر: امروز در میان فرهیختگان، دیگر کمتر کسی جدایی مطلق میان موسیقی و تفکر را میپذیرد؛ بلکه موسیقی نوعی فکرکردن با زبان صوت است. تعامل آمیخته میان اصوات، سکوتها، زمانها، مکانها، تمبرها، کنشها، مفاهیم و ... از پیشتعیینشده و تصادفی، زبانی را شکل میدهد که موسیقی (ترکیب آهنگساز، نوازنده و شنونده) به واسطه آن میاندیشد.
بدین معناست که موسیقی جدی زبان حقیقت تاریخی بشر است؛ صدای روح زمانه است؛ حرکت پیوسته آگاهی در جستوجوی رازآلودگی ناآگاه است؛ تداوم تفکر است. عنوان «موسیقی نو» نیز در واقع بیانگر همین تطور و دگردیسی حقیقت در بستر تاریخ است.
مشایخی این تداوم و پیوستگی را نه فقط در راستای محور زمان بلکه در عرصه جغرافیا نیز به آزمون میگذارد. آنچه تحت عنوان موسیقی «چندفرهنگی» از او میشنویم، در واقع حاصل گفتوگوی سنتهای موسیقایی گوناگون در جهان است که زمینه متفاوت دیگری را برای تفکر تدارک میبیند. همچنین دسته آثار ایرانی مشایخی، در واقع جستوجوی امکانهای جدید اندیشه در بستر نغمههای فولکلور و موسیقی آوازی ایران است که در تقابل با تکرار اینهمان و ایستای موسیقی ردیفی قاجار، روزنهای از امید به شکلگیری یک سنت موسیقی جدی ایرانی را بر ما میگشاید.
در همه محافل فرهنگی جهان این باور وجود دارد که فهم عمیق چنین آثاری نیازمند ممارست، درنگ و تکرار است. طعم شیرین تکراری یک موسیقی تفننی به سرعت در خودآگاه ما پخش میشود و بدون هیچ چالش اثرگذاری، به همان سرعت هم محو خواهد شد؛ اما بهرهمندی از طعم گَس موسیقی تفکر، همانقدر که به جهت «نو» بودنش دیریاب است، اثرگذار و ماندگار نیز خواهد بود و انتظار میرود که فهم بنیادی ما از زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. مشایخی برای این ویژگی از عنوان «نوییتی» بهره میبرد. در نتیجه، میبایست خود را در برابر رخدادی چالشبرانگیز بیابیم که فهم آن در گرو مشارکت فعال اندیشه ما، به عنوان مخاطب است.»
بخشی از اجرای کنسرت «موسیقی نو در ایران» با عنوان «کنسرتو برای ویولا، ارکستر زهی و سازهای کوبهای» را در ادامه ببینید:
علیرضا مشایخی، بهمن فرمانآرا، بهزاد عبدی، رضا مهدوی، کیاوش صاحب نسق، حمیدرضا اردلان و حمید رضا عاطفی از مهمانان این کنسرت بودند.
گروه موسیقی تهران سال ۱۳۷۲ توسط فریماه قوامصدری و علیرضا مشایخی تأسیس شد و از اهداف آن، آموزش و معرفی آهنگساز، نوازنده و طرح «موسیقی نو» در ایران بوده است که شامگاه گذشته پس از هفت سال آثار مشایخی در ایران به روی صحنه رفت و اجرا شد.
علیرضا مشایخی موسیقیدان و آهنگساز متولد سال ۱۳۱۸ در تهران است، برخی او را پایهگذار موسیقی مدرن در ایران و از نخستین آهنگسازان مدرنیست ایرانی میدانند. مشایخی نخستین آهنگسازی است که به شکل گستردهای، پیامآور نوگرایی در موسیقی ایران است و نخستین آهنگساز ایرانی است که موسیقی الکترونیک تصنیف کرده است. آثار وی بیش از ۶۰ سال است که در داخل و خارج از ایران اجرا میشوند.
مشایخی مبانی موسیقی را نزد لطفالله مفخّمپایان (موسیقی ایرانی)، حسین ناصحی (موسیقی کلاسیک) و اُفِلیا کُمباجیان (پیانو) آموخت و سال ۱۳۳۶ تحصیلات خود را در زمینه آهنگسازی در «دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین» آغاز کرد.
اساتید او در وین، هانس یِلینِک، برجستهترین نظریهپرداز مکتب دوم وین، و کارل شیسکه بودند. مشایخی از سال ۱۳۴۳ به مدت ۱۵ سال به عنوان آهنگساز و پژوهشگر میهمان با «مؤسسه زُنولُگی» در هُلند همکاری داشت. او صورتبندیِ نوینی از چندفرهنگانگاری ارائه داده و از پیشگامان موسیقی چندفرهنگی است.
آثار او بیش از ۶۰ سال در ایران و خارج از ایران اجرا شدهاند و از معدود موسیقیدانانی است که در سه دیسیپلین فرم، ساختار چندصدایی و نُتاسیون، آهنگساز مؤلف است. علیرضا مشایخی عضو هیات علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.
