تفاهم انرژی واشنگتن و مسکو، ادعای آتش‌بس بدون توافق روشن طرفین و حمله بی‌سابقه ترامپ به زلنسکی، بار دیگر نشان داد که در منطق کاخ سفید، حتی نزدیک‌ترین متحدان آمریکا نیز تا زمانی اعتبار دارند که با محاسبات داخلی این کشور تعارض پیدا نکنند.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی سیف تبریزی - در فاصله جمعه ۱۷ مهر تا دوشنبه ۲۰ مهر، مجموعه‌ای از تحولات، پرده از تناقض تازه‌ای در سیاست خارجی دونالد ترامپ برداشت؛ رئیس‌جمهوری که از یک سو مدعی است می‌تواند جنگ اوکراین را پایان دهد و از سوی دیگر، برای مهار تبعات اقتصادی جنگ خاورمیانه بر بازار انرژی آمریکا، به تفاهم با ولادیمیر پوتین روی آورده و هم‌زمان متحد اوکراینی خود را مسئول تداوم بحران معرفی می‌کند.

ماجرا از جمعه آغاز شد؛ زمانی که ترامپ پس از گفت‌و‌گو با رئیس‌جمهور روسیه از توافق برای عرضه گازوئیل روسیه به بازار‌های جهانی خبر داد. بر اساس گزارش رسانه‌های آمریکایی، قرار است بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل در مرحله نخست و محموله‌های بیشتری در ماه‌های بعد عرضه شود. واشنگتن نیز برای تسهیل فروش برخی محموله‌های روسی، مجوز موقت تحریمی صادر کرد؛ تصمیمی که در تضاد آشکار با سیاست فشار اقتصادی بر مسکو پس از آغاز جنگ اوکراین قرار می‌گیرد.

این تفاهم در شرایطی اعلام شد که قیمت سوخت در آمریکا به یکی از نگرانی‌های جدی دولت ترامپ تبدیل شده است. افزایش هزینه انرژی، در پی جنگ خاورمیانه و اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز، فشار اقتصادی بر شهروندان آمریکایی را تشدید کرده و جمهوری‌خواهان را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر با چالش مواجه ساخته است. ترامپ که پیش‌تر وعده داده بود جنگ‌های خارجی را پایان دهد و هزینه‌های زندگی در آمریکا را کاهش دهد، اکنون برای پاسخ به این فشار‌ها به سراغ معامله با همان روسیه‌ای رفته است که واشنگتن سال‌ها متحدانش را به مقابله با آن فراخوانده بود.

واکنش‌ها سریع بود. ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، تفاهم انرژی را تصمیمی نادرست دانست و تأکید کرد که درآمد‌های روسیه از فروش انرژی به ادامه جنگ کمک می‌کند. در آمریکا نیز تصمیم ترامپ با انتقاد‌هایی از سوی قانون‌گذاران هر دو حزب روبه‌رو شد؛ زیرا تسهیل فروش انرژی روسیه، آن هم در میانه جنگ، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا سیاست تحریمی واشنگتن هنوز تابع یک راهبرد مشخص است یا با هر تغییر در محاسبات اقتصادی کاخ سفید دگرگون می‌شود.

اما ترامپ به انتقاد‌های کی‌یف با حمله‌ای سیاسی پاسخ داد. او روز شنبه ۱۸ مهر زلنسکی را به ناتوانی در پایان دادن به جنگ متهم کرد و گفت اوکراینی‌ها باید رئیس‌جمهور جدیدی انتخاب کنند. به این ترتیب، رئیس‌جمهور آمریکا نه‌تنها از متحد خود فاصله گرفت، بلکه در شرایطی که اوکراین همچنان زیر حملات روسیه قرار دارد، مشروعیت سیاسی رهبر این کشور را نیز زیر سوال ببرد.

روز یکشنبه، ترامپ مدعی شد روسیه و اوکراین بر سر توقف حملات به زیرساخت‌های انرژی به توافق رسیده‌اند؛ ادعایی که هنوز تأیید روشن و متقابلی از سوی دو طرف نداشت. زلنسکی اعلام کرد که از طریق رسانه‌ها از موضوع مطلع شده و منتظر جزئیات رسمی است. روز دوشنبه نیز حملات روسیه به تأسیسات انرژی اوکراین ادامه یافت و کی‌یف مسکو را به نقض آتش‌بس اعلام‌شده متهم کرد. کرملین نیز تأیید صریحی درباره توافق ارائه نکرد.

در همین فاصله، واکنش‌های اروپایی ابعاد سیاسی ماجرا را گسترده‌تر کرد. رهبران شماری از کشور‌های اروپایی از جمله فرانسه، بریتانیا، لهستان، فنلاند و نروژ با زلنسکی تماس گرفتند و حمایت خود را از اوکراین اعلام کردند. دونالد توسک، نخست‌وزیر لهستان، نسبت به تضعیف اوکراین و رئیس‌جمهور آن هشدار داد. بوریس جانسون، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، نیز در پیامی تند در شبکه ایکس، تصمیم واشنگتن را «منزجرکننده» خواند و مقصر دانستن اوکراین در افزایش قیمت سوخت را «آشکارا مضحک» توصیف کرد. او نوشت افزایش قیمت‌ها با بسته شدن تنگه هرمز در پی جنگ آمریکا با ایران آغاز شده است و بعید است تفاهم ترامپ با پوتین تأثیر قابل‌توجهی بر قیمت سوخت بگذارد.

اتحادیه اروپا نیز اعلام کرد تحریم‌های روسیه را ادامه خواهد داد و از تصویب بسته جدیدی مشتمل بر ۱۶۰۰ تحریم علیه اشخاص و نهاد‌های مرتبط با مجتمع نظامی روسیه خبر داد. به این ترتیب، درحالی‌که واشنگتن برای تسهیل عرضه انرژی روسیه اقدام می‌کند، اروپایی‌ها بر حفظ فشار اقتصادی بر مسکو اصرار دارند؛ اختلافی که بار دیگر شکنندگی جبهه غربی را آشکار کرده است.

انتخابات آمریکا؛ متحدی که به بهای نجات ترامپ قربانی می‌شود
برای فهم رفتار ترامپ باید از اختلافات شخصی او با زلنسکی عبور کرد و به مسئله‌ای رسید که در سیاست داخلی آمریکا اهمیت فوری دارد: هزینه زندگی و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره. افزایش قیمت سوخت به‌سرعت بر هزینه حمل‌ونقل، تولید و توزیع کالا‌ها اثر می‌گذارد و به یکی از شاخص‌های ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت تبدیل می‌شود. برای رئیس‌جمهوری که کاهش هزینه‌های زندگی را از وعده‌های اصلی خود قرار داده، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ تهدیدی انتخاباتی است.

گزارش واشنگتن‌پست در ۱۲ اکتبر، تفاهم گازوئیلی ترامپ با روسیه را در پیوند مستقیم با نگرانی جمهوری‌خواهان از انتخابات میان‌دوره‌ای بررسی کرده است. بر اساس این گزارش، عرضه وعده‌داده‌شده در مقایسه با ابعاد مصرف آمریکا و نیاز بازار جهانی محدود است و احتمال دارد تأثیر آن بر قیمت سوخت بسیار کمتر از تبلیغات کاخ سفید باشد. با این حال، ترامپ می‌تواند این تفاهم را به‌عنوان اقدامی برای کاهش قیمت‌ها معرفی کند و مسئولیت بخش دیگری از بحران را به گردن اوکراین بیندازد.

اینجاست که تناقض سیاست آمریکا آشکار می‌شود. واشنگتن سال‌ها از اوکراین خواسته در برابر روسیه مقاومت کند، به آن کمک نظامی و اطلاعاتی رسانده و متحدان اروپایی را نیز برای تحریم مسکو تحت فشار قرار داده است. اما اکنون، وقتی تبعات اقتصادی یک جنگ گسترده به رأی‌دهندگان آمریکایی منتقل می‌شود، همان مقاومت اوکراین به مسئله‌ای دردسرساز برای کاخ سفید تبدیل شده است. ترامپ حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه را عامل افزایش قیمت سوخت معرفی می‌کند، درحالی‌که بخش مهمی از اختلال بازار انرژی از تجاوز آمریکا با ایران ه و بحران تنگه هرمز ناشی شده است؛ موضوعی که حتی بوریس جانسون نیز در انتقاد از واشنگتن بر آن دست گذاشت.

اینکه رئیس‌جمهور آمریکا برای کاهش فشار داخلی به سراغ تفاهم با مسکو برود، به‌خودی‌خود نشان‌دهنده تقدم منافع ملی بر تعهدات خارجی است؛ اما مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که هزینه این تغییر مسیر از متحدی گرفته شود که به پشتیبانی واشنگتن وابسته شده است. گزارش رویترز از فشار ترامپ بر اوکراین برای توقف حملات به پالایشگاه‌های روسیه و تهدید به محدود کردن حمایت اطلاعاتی و تسلیحاتی، نشان می‌دهد کمک‌های آمریکا می‌تواند به ابزاری برای وادار کردن کی‌یف به پذیرش خواسته‌های کاخ سفید تبدیل شود.

در چنین وضعیتی، اوکراین عملاً با این پیام روبه‌روست که حمایت آمریکا تضمین‌شده نیست و ممکن است با تغییر اولویت‌های داخلی واشنگتن محدود شود. ترامپ حتی به خود اجازه می‌دهد از اوکراینی‌ها بخواهد رئیس‌جمهورشان را تغییر دهند؛ آن هم در شرایط جنگی که برگزاری انتخابات با موانع جدی حقوقی و امنیتی روبه‌روست. زلنسکی در پاسخ گفته است اگر آتش‌بس کامل ۶۰روزه برقرار شود، می‌توان زمینه انتخابات را فراهم کرد؛ اما این پاسخ نیز نشان می‌دهد مسئله انتخابات چگونه به ابزاری در کشمکش سیاسی میان واشنگتن و کی‌یف تبدیل شده است.

به بیان روشن‌تر، اوکراین هزینه تصمیمی را می‌پردازد که قرار است برای ترامپ در داخل آمریکا دستاورد اقتصادی و تبلیغاتی ایجاد کند. به عبارت دیگر: متحدان تا زمانی ارزش دارند که هزینه حمایت از آنها از منفعت سیاسی و اقتصادی آمریکا بیشتر نشود.

تله مسکو؛ چگونه ترامپ شکاف در جبهه غربی را عمیق‌تر کرد؟

از نگاه روسیه، تفاهم انرژی با واشنگتن تنها فرصتی برای فروش سوخت نیست؛ این توافق می‌تواند به مسکو کمک کند نشان دهد فشار تحریمی غرب یکپارچه و پایدار نیست. کرملین سال‌ها کوشیده است هزینه‌های اقتصادی و سیاسی حمایت از اوکراین را برای کشور‌های غربی افزایش دهد و اختلاف منافع میان آمریکا و اروپا را برجسته کند. اکنون تصمیم ترامپ، حتی پیش از آنکه اثر واقعی محموله‌های گازوئیل بر بازار مشخص شود، به موضوعی برای اختلاف میان متحدان آتلانتیک تبدیل شده است.

نباید از اعتراض اروپا به تصمیم ترامپ نتیجه گرفت که دولت‌های اروپایی ناگهان به مدافعان بی‌قیدوشرط اوکراین یا مخالفان سیاست مهار روسیه تبدیل شده‌اند. اروپا نیز منافع مستقل خود را دنبال می‌کند و تحریم‌هایش علیه روسیه بخشی از راهبرد فشار بر مسکو است. نگرانی پایتخت‌های اروپایی فقط سرنوشت اوکراین نیست؛ آنها می‌دانند که هر توافق یک‌جانبه واشنگتن با کرملین می‌تواند وزن اروپا را در معادلات امنیتی قاره کاهش دهد و تصمیم‌گیری درباره آینده جنگ را به معامله‌ای میان دو قدرت بزرگ تبدیل کند؛ معامله‌ای که ممکن است منافع اروپا را نیز نادیده بگیرد.

با این همه، همین اختلاف منافع برای مسکو فرصت‌ساز است. روسیه لازم نیست همه کشور‌های اروپایی را به تغییر موضع متقاعد کند؛ کافی است میان واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی بر سر هزینه جنگ، تحریم‌ها و شرایط صلح شکاف ایجاد شود. تصمیم ترامپ برای تسهیل فروش انرژی روسیه، در کنار اعلام آتش‌بس بدون تأیید روشن کی‌یف و مسکو، این شکاف را عیان کرده است. واشنگتن از کاهش قیمت سوخت سخن می‌گوید، اروپا بر تداوم تحریم‌ها اصرار می‌کند و اوکراین نگران است که توقف حملاتش بدون تضمین متقابل، توان دفاعی آن را تضعیف کند.

این همان نقطه‌ای است که می‌توان از «تله مسکو» سخن گفت؛ نه به این معنا که نیت پوتین برای ایجاد این وضعیت به‌طور قطعی اثبات شده، بلکه از آن جهت که نتیجه عملی تفاهم برای روسیه سودمند است. مسکو در شرایطی به گفت‌و‌گو با ترامپ وارد می‌شود که آمریکا درگیر فشار اقتصادی داخلی است و رئیس‌جمهورش برای کاهش قیمت سوخت به دستاوردی فوری نیاز دارد. روسیه در برابر این نیاز، امکان عرضه بیشتر انرژی و کسب امتیاز سیاسی را به دست می‌آورد؛ درحالی‌که هزینه اختلاف با اروپا و تضعیف اعتماد متحدان آمریکا بر دوش واشنگتن باقی می‌ماند.

برای ناتو، پیامد اصلی این تحولات فراتر از یک اختلاف بر سر گازوئیل است. بازدارندگی این پیمان تنها به شمار نیرو‌ها و تجهیزات وابسته نیست؛ اعتماد اعضا به پایداری تعهدات یکدیگر نیز اهمیت دارد. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا حمایت اطلاعاتی و نظامی از یک متحد را به پذیرش خواسته‌های سیاسی خود گره می‌زند، دیگران ناچارند درباره قابل اتکا بودن تضمین‌های واشنگتن تجدیدنظر کنند. چنین رفتاری ممکن است اروپا را به تقویت ظرفیت‌های مستقل دفاعی سوق دهد و در بلندمدت از نفوذ آمریکا در تصمیم‌گیری‌های امنیتی قاره بکاهد.

در نهایت، مسئله اصلی این نیست که تفاهم گازوئیلی ترامپ چه میزان از قیمت سوخت را کاهش خواهد داد؛ حتی گزارش‌های بازار نیز از محدود بودن اثر فوری آن حکایت دارند. مسئله این است که واشنگتن برای یک دستاورد احتمالی و کوتاه‌مدت داخلی، حاضر شده سیاست تحریمی خود را تعدیل کند، متحدش را زیر فشار بگذارد و در موضوع آتش‌بس نیز اعلامی ارائه دهد که هنوز جزئیات و تضمین اجرایی روشنی ندارد. پوتین در چنین شرایطی می‌تواند بدون آنکه در میدان نبرد پیروزی تعیین‌کننده‌ای به دست آورده باشد، از اختلاف در جبهه مقابل سود ببرد.

درس این ماجرا برای کشور‌های دیگر نیز روشن است: قدرتی که تعهدات خارجی خود را با نیاز‌های انتخاباتی و اقتصادی روز تنظیم می‌کند، نمی‌تواند انتظار داشته باشد دیگران امنیت و آینده خود را به وعده‌هایش گره بزنند. آمریکا از متحدانش انتظار دارد هزینه‌های راهبردهایش را بپذیرند؛ اما هنگامی که هزینه‌ها به داخل این کشور بازمی‌گردد، همان تعهدات ممکن است به موضوع معامله تبدیل شود. این بار اوکراین در معرض این واقعیت قرار گرفته است؛ واقعیتی که برای اروپا نیز هشداردهنده است و بار دیگر نشان می‌دهد در سیاست قدرت‌های بزرگ، وعده‌ها تا زمانی معتبرند که با منافع صاحبان قدرت تعارض پیدا نکنند.