هم‌زمان با هشدار وال‌استریت ژورنال درباره آمادگی نظامی آمریکا و اسرائیل و تهدید‌های تازه ترامپ، احتمال حمله دوباره به ایران افزایش یافته است؛ اما سرنوشت انتخابات اسرائیل، آینده سیاسی نتانیاهو و آخرین تلاش‌های دیپلماتیک می‌توانند بر زمان و ابعاد درگیری احتمالی اثر بگذارند.

رویداد۲۴| اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره تعیین تکلیف جنگ با ایران در هفته‌های آینده، در کنار گزارش وال‌استریت ژورنال از افزایش آمادگی نظامی آمریکا و اسرائیل، احتمال بازگشت درگیری به مرحله‌ای خطرناک را جدی‌تر کرده است. البته نتیجه انتخابات اسرائیل، توان نتانیاهو برای تشکیل دولت، محاسبات کاخ سفید و تلاش‌های دیپلماتیک همچنان می‌توانند بر زمان و ابعاد هر اقدام نظامی اثر بگذارند.

چرا احتمال حمله جدی‌تر شده است؟

وال‌استریت ژورنال در گزارش تازه خود نوشته است که واشنگتن از طریق کانال‌های دیپلماتیک و نظامی به چند کشور عربی حاشیه خلیج فارس هشدار داده برای احتمال آغاز یک عملیات نظامی کوتاه، اما شدید علیه ایران پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر آماده باشند. این گزارش از انتقال یک سامانه پاتریوت از تگزاس به منطقه، تجدید ذخایر مهمات، آماده‌سازی جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها و دور کردن نیرو‌های آمریکایی از پایگاه‌های آسیب‌پذیر در برابر حملات احتمالی ایران خبر می‌دهد. به نوشته این روزنامه، ترامپ هنوز تصمیم نهایی را نگرفته، اما به انجام حملاتی تازه، از جمله علیه زیرساخت‌های ایران و تأسیسات هسته‌ای، متمایل شده است.

اهمیت این تحولات در آن است که موضوع دیگر صرفاً به تهدید‌های لفظی یا جنگ روانی محدود نیست. گزارش‌ها از تدوین طرح‌های مشخص عملیاتی و تقویت توان نظامی حکایت دارند؛ هرچند بخشی از این اقدامات می‌تواند با هدف افزایش فشار بر تهران و واداشتن ایران به پذیرش توافق انجام شود.

ترامپ زمان می‌دهد، اما آیا تصمیم حمله گرفته شده است؟

اظهارات اخیر رئیس‌جمهور آمریکا نگرانی‌ها را بیشتر کرده است. ترامپ در یک گردهمایی انتخاباتی در تگزاس گفته است: «طی یکی دو هفته آینده خواهید دید که چه اتفاقی برای ایران می‌افتد.» او همچنین تأکید کرده جنگ با جمهوری اسلامی می‌تواند خیلی سریع پایان یابد و زمان پایان آن به تصمیم خودش بستگی دارد. در اظهارنظری دیگر نیز گفته است ایران خواهان توافق بوده و ممکن است منتظر انتخابات بماند، اما انتخابات به این کشور کمکی نخواهد کرد.

این سخنان را نمی‌توان اعلام رسمی آغاز جنگ دانست، اما کنار هم قرار گرفتن آنها با گزارش‌های نظامی، احتمال اقدام پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را جدی‌تر می‌کند. ترامپ ظاهراً می‌خواهد این پیام را منتقل کند که فرصت توافق نامحدود نیست و در صورت نپذیرفتن خواسته‌های واشنگتن، گزینه نظامی روی میز باقی می‌ماند.

با این حال، ادعای امکان پایان سریع جنگ با واقعیت‌های منطقه فاصله دارد. حملات هوایی ممکن است به زیرساخت‌های نظامی آسیب بزنند، اما تضمینی وجود ندارد که چنین حملاتی به تسلیم سیاسی تهران یا توافقی مطابق خواسته‌های آمریکا منجر شوند. حتی ممکن است نتیجه معکوس باشد و ایران را به پاسخ گسترده‌تر وادار کند.

اگر جنگ شروع شود، زیرساخت‌های ایران در خط آتش قرار می‌گیرند؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از طرح‌های نظامی آمریکا و اسرائیل، اهداف احتمالی تنها به تأسیسات هسته‌ای محدود نیستند و زیرساخت‌های انرژی، توان موشکی و پهپادی ایران نیز ممکن است هدف قرار گیرند. هدف احتمالی چنین عملیاتی، تضعیف توان نظامی و اقتصادی ایران و افزایش هزینه ادامه مقاومت در برابر خواسته‌های واشنگتن است.

اما تصور اینکه یک حمله شدید و کوتاه الزاماً به جنگی محدود ختم می‌شود، خطرناک است. ایران پیش‌تر هشدار داده در صورت ازسرگیری حملات گسترده، پاسخ آن می‌تواند فراتر از اهداف آمریکایی باشد و تأسیسات کشور‌های حامی عملیات نظامی را نیز در بر بگیرد.

در چنین شرایطی، کشور‌های عربی خلیج فارس نیز با یک تناقض روبه‌رو هستند. از یک سو، برخی از آنها در همکاری‌های امنیتی با آمریکا مشارکت دارند و از سوی دیگر، می‌دانند که گسترش جنگ می‌تواند زیرساخت‌های انرژی، کشتیرانی و اقتصادشان را در معرض خطر قرار دهد. تنگه هرمز و بازار جهانی نفت نیز از نخستین نقاطی خواهند بود که آثار هرگونه تشدید درگیری را احساس می‌کنند.

بنابراین، حتی اگر عملیات اولیه چند روز بیشتر طول نکشد، پیامد‌های آن ممکن است بسیار طولانی‌تر باشد؛ به‌ویژه اگر ایران به حملات پاسخ دهد و چرخه حمله و تلافی از کنترل طرف‌ها خارج شود.

نتانیاهو پس از انتخابات؛ پیروزی انتخاباتی یا بن‌بست سیاسی؟

در کنار تصمیم ترامپ، وضعیت سیاسی اسرائیل یکی از متغیر‌های مهم این معادله است. نتایج اولیه انتخابات اسرائیل هنوز تصویری قطعی از دولت آینده ارائه نمی‌کند. بر اساس یکی از برآورد‌های منتشرشده، بلوک راست به رهبری بنیامین نتانیاهو ۵۵ کرسی، ائتلاف اصلی مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت ۴۹ کرسی و احزاب عربی در مجموع ۱۶ کرسی به دست آورده‌اند. این ارقام به معنای آن است که هیچ بلوکی به‌تنهایی اکثریت ۶۱ کرسی در کنست را در اختیار ندارد؛ ضمن اینکه نتایج اولیه و نظرسنجی‌های پای صندوق در برخی رسانه‌ها متفاوت بوده‌اند.

نتانیاهو پس از انتخابات اعلام کرده قصد تشکیل دولت راست‌گرا را دارد و از فرصتی تاریخی با همکاری ترامپ برای از بین بردن آنچه «تهدید موجودیتی جمهوری اسلامی» می‌خواند، سخن گفته است. این موضع نشان می‌دهد که او همچنان می‌خواهد ایران را در مرکز دستور کار امنیتی اسرائیل نگه دارد.

با این حال، پیروزی انتخاباتی نتانیاهو با توانایی او برای تشکیل دولت یکسان نیست. اگر او نتواند شرکای لازم را برای رسیدن به اکثریت پارلمانی متقاعد کند، ممکن است اسرائیل وارد دوره‌ای از مذاکرات طولانی، بن‌بست سیاسی یا حتی انتخابات مجدد شود. تجربه سال‌های گذشته اسرائیل نیز نشان داده که تشکیل ائتلاف‌های شکننده می‌تواند به یک بحران سیاسی فرسایشی تبدیل شود.

اگر نتانیاهو ببازد، احتمال حمله به ایران کمتر می‌شود؟

اگر نتانیاهو شکست بخورد، ممکن است انگیزه سیاسی او برای نمایش دستاورد امنیتی و تثبیت موقعیتش کاهش یابد؛ هرچند نمی‌توان بدون شواهد روشن نتیجه گرفت که او صرفاً برای حفظ قدرت به دنبال جنگ است. از سوی دیگر، اگر ائتلاف جدیدی شکل بگیرد، موضع آن درباره ایران به ترکیب احزاب، نگاه رهبران جدید و ارزیابی آنها از تهدید‌های امنیتی بستگی خواهد داشت. مخالفت با نتانیاهو نیز الزاماً به معنای مخالفت با حمله به ایران نیست.

سناریوی پیچیده‌تر، ناتوانی همه طرف‌ها در تشکیل دولت است. در این وضعیت، اسرائیل ممکن است برای مدتی با دولت موقت اداره شود. چنین بن‌بستی می‌تواند هماهنگی سیاسی و تصمیم‌گیری درباره یک عملیات بزرگ را دشوارتر کند، اما ارتش و ساختار امنیتی اسرائیل همچنان فعال خواهند بود. مهم‌تر اینکه تصمیم واشنگتن برای حمله، در نهایت در اختیار رئیس‌جمهور آمریکاست و نباید آن را کاملاً به سرنوشت انتخاباتی نتانیاهو گره زد.

در واقع، انتخابات اسرائیل احتمالاً بر میزان همراهی تل‌آویو، زمان‌بندی و مشروعیت سیاسی عملیات اثر می‌گذارد، اما تعیین‌کننده یگانه نیست. اگر ترامپ به این نتیجه برسد که حمله محدود می‌تواند امتیاز‌های بیشتری از مذاکره به دست آورد، بن‌بست سیاسی اسرائیل به‌تنهایی مانع او نخواهد شد.

آخرین فرصت دیپلماسی؛ تهران و واشنگتن هنوز راهی برای عقب‌نشینی دارند؟

در برابر نشانه‌های نظامی، تلاش‌های دیپلماتیک نیز ادامه دارد. کشور‌های خلیج فارس در حال پیگیری طرحی چندمرحله‌ای برای جلوگیری از ازسرگیری جنگ هستند. بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و بررسی راهی برای حل اختلافات هسته‌ای از جمله موضوعات این تلاش‌هاست؛ هرچند اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و میزان امتیاز‌های مورد انتظار دو طرف همچنان پابرجاست.

مسئله این است که واشنگتن می‌خواهد فشار نظامی و اقتصادی را به امتیاز‌های ملموس تبدیل کند، در حالی که تهران نمی‌خواهد مذاکره زیر سایه تهدید به حمله به معنای پذیرش یک‌طرفه خواسته‌های آمریکا باشد. این فاصله، احتمال توافق سریع را کاهش می‌دهد.

در نهایت، بازه پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر، مقطع مهمی برای سنجش احتمال حمله خواهد بود. انتقال تجهیزات، آماده‌باش نیرو‌ها و سخنان ترامپ نشان می‌دهند خطر ازسرگیری حملات را نمی‌توان نادیده گرفت. با این حال، تصمیم نهایی هنوز به محاسبه هزینه‌های جنگ، واکنش ایران، وضعیت بازار انرژی و نتیجه تلاش‌های میانجی‌گرانه وابسته است.

نگرانی اصلی این است که هر دو طرف ممکن است تصور کنند با یک دور حمله شدید می‌توانند طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کنند؛ در حالی که همین محاسبه اشتباه می‌تواند منطقه را وارد دور تازه‌ای از درگیری کند که پایان آن، برخلاف وعده ترامپ، نه سریع خواهد بود و نه قابل پیش‌بینی.