جهل گل خشخاش
گل خشخاش قرمزی که گاهی روی یقه کت سیاستمداران، مجریان تلویزیونی و چهرههای مشهور بریتانیایی دیده میشود، در نگاه نخست نشانهای ساده برای ادای احترام به کشتهشدگان جنگ است؛ اما وقتی این نماد بر لباس یک چهره ایرانی دیده میشود، میتواند پرسشهایی درباره معنای تاریخی آن و نسبتش با حافظه جمعی ایرانیان نیز ایجاد کند.
به گزارش دیروزبان، گل خشخاش یا «پاپی» در بریتانیا و شماری از کشورهای مشترکالمنافع، نماد یادبود نظامیان و دیگر افرادی است که در جنگها جان باختهاند. این گل بهویژه با یادبود کشتهشدگان جنگ جهانی اول پیوند خورده و در روزها و هفتههای منتهی به ۱۱ نوامبر، سالگرد آتشبس سال ۱۹۱۸، بر لباس بسیاری از مقامها و چهرههای عمومی دیده میشود.
تاریخ این نماد در بریتانیا با روایتی از جنگ گره خورده که تمام جبهههای آن به اروپا محدود نمیشد. ایران در جنگ جهانی اول اعلام بیطرفی کرده بود، اما این بیطرفی مانع حضور و عملیات نظامی قدرتهای خارجی در خاک کشور نشد. نیروهای بریتانیا و روسیه، در کنار نیروهای عثمانی در بخشهایی از ایران، درگیر رقابتها و عملیات نظامی شدند؛ رقابتی که منافع راهبردی، مسیرهای ارتباطی و منابع نفتی در آن نقش مهمی داشتند.
یکی از نمونههای مهم این مداخله، تشکیل نیروی «تفنگداران جنوب ایران» در سال ۱۹۱۶ بود. این نیرو با استخدام نیروهای محلی و تحت فرماندهی افسران بریتانیایی فعالیت میکرد و مأموریتهای آن، افزون بر برقراری امنیت مسیرها، با حفاظت از منافع بریتانیا در جنوب ایران و تأمین امنیت حوزه نفتی پیوند داشت. این ساختار نظامی تا سال ۱۹۲۱ به فعالیت ادامه داد.
در سال ۱۹۱۸ نیز واحد نظامی دانسترفورس از مسیر ایران به سوی قفقاز حرکت کرد. هدف اصلی این مأموریت، تقویت مواضع متفقین در منطقه و حفاظت از تأسیسات نفتی باکو و مسیرهای راهبردی قفقاز بود؛ عملیاتی که بار دیگر نشان میداد موقعیت جغرافیایی ایران چگونه به عرصه رقابت قدرتهای خارجی تبدیل شده است.
پیامدهای اقتصادی جنگ نیز برای ایران سنگین بود. حضور ارتشهای خارجی، اختلال در تجارت و حملونقل، فشار بر منابع غذایی و خشکسالی، به بحران معیشتی و گسترش بیماریها دامن زدند. درباره شمار قربانیان قحطی بزرگ ایران در سالهای پایانی جنگ و پس از آن، اختلاف جدی میان پژوهشگران وجود دارد؛ بنابراین، ارقام چندمیلیونی و بهویژه برآوردهای ۸ تا ۱۰ میلیون نفری را نمیتوان بدون توضیح درباره منبع و روش محاسبه، آمار قطعی دانست.
پس از جنگ نیز توافقنامه انگلیس و ایران در سال ۱۹۱۹ مطرح شد؛ توافقی که در صورت اجرا میتوانست نفوذ بریتانیا را در امور مالی و نظامی ایران بهشدت افزایش دهد. این توافق با مخالفتهای جدی روبهرو شد و به تصویب مجلس نرسید.
در چنین بستری، گل خشخاش میتواند فراتر از یک سنجاق تزئینی، بهانهای برای یادآوری دو سوی متفاوت حافظه تاریخی باشد: از یک سو، سوگواری برای قربانیان جنگ و از سوی دیگر، تجربه مردمانی که در سرزمینشان جنگیدند، بیآنکه خود آغازگر جنگ باشند. اگر چهرهای ایرانی این نماد را بر لباسش میزند، نمیتوان صرفا از روی آن درباره موضع سیاسی یا آگاهی تاریخی او قضاوت کرد؛ اما میتوان پرسید آیا در روایت عمومی جنگ، رنج غیرنظامیان ایرانی نیز به همان اندازه دیده میشود که یاد سربازان متخاصم گرامی داشته میشود؟
