فعال سیاسی اصلاح‌طلب نوشت؛ در دولت نیز کم‌هزینه‌ترین و پرفایده‌ترین فرد برای تخریب، زهرا بهروزآذر است که با تخریب او می‌توان ژست آوانگارد گرفت که ما با حکومت و حکومتی‌ها مرزبندی داریم و این ماییم که با تخریب بهروزآذر به نام جنبش مهسا می‌توانیم خود را به‌عنوان نمایندگان این جنبش جا بزنیم.

مهدی شیرزاد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در یادداشتی نوشت:

چند صباحی است که برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب، اسب خود را در تخریب زهرا بهروزآذر زین کرده‌اند. امروز گفتگویی از فائزه هاشمی رفسنجانی، در روزنامه سازندگی منتشر شده که در آن چیزی بیش از تخریب شخص بهروزآذر نیست. تیتر مصاحبه این است که در «معاونت امور زنان خبری نیست»!

اولین سؤالی که فی‌البداهه به ذهن خواننده خطور می‌کند این است که مگر در بقیه جاهای مملکت چه خبر است که حالا در اینجا خبری نیست؟! اساساً در همین حزب فخیمه کارگزاران سازندگی چه خبر؟ اگر به سیاق دوستان کارگزاران بخواهم حرف بزنم باید بپرسم مگر در بانک مرکزی که ریاست آن با عضو متبوع حزب ایشان است، چه خبر است که دلار و ارز این‌طور پرواز می‌کند؟ اما واقعیت این است که همگی نیک می‌دانیم که کشور در شرایط جنگی است و آقای همتی هم بهترین کاری که قابل انجام بوده را انجام داده است. در خصوص بقیه جاها هم که خبری نیست شرایط به همین سیاق بوده است. این را دوستان کارگزاران نیز می‌دانند. اما خوب امروز شرایط به گونه‌ای است که بی‌خطرترین کار، تخریب دولت است.

(خوب است همین‌جا بگویم در این وانفسایی که متأسفانه بسیاری از دولتمردان در دفاع از رئیس‌جمهور لکنت دارند، اگر قرار باشد فقط از یک نفر در دولت نامبرده شود که بدون محاسبات عافیت‌طلبانه و منفعت‌گرایانه، از رئیس‌جمهور دفاع می‌کند، حتماً او زهرا بهروزآذر است.)

در دولت نیز کم‌هزینه‌ترین و پرفایده‌ترین فرد برای تخریب، زهرا بهروزآذر است که با تخریب او می‌توان ژست آوانگارد گرفت که ما با حکومت و حکومتی‌ها مرزبندی داریم و این ماییم که با تخریب بهروزآذر به نام جنبش مهسا می‌توانیم خود را به‌عنوان نمایندگان این جنبش جا بزنیم.

پیش‌تر شنیده بودیم که دوستان کارگزاران فقط حواس‌شان به جاهایی است که پول و منافع اقتصادی باشد. ظاهراً اوضاع این‌قدر کساد است که از سر بیکاری افتاده‌اند به نقد جایی مثل معاونت امور زنان و خانواده که پولی در بساطش نیست! البته می‌توان این موضوع را به فال نیک گرفت که موضوع زنان به قدری در کشور ما مهم شده که در این شرایط جنگی و محاصره و وضعیت اقتصادی همه موضوعات رها می‌شود و موضوع زنان در صدر دغدغه‌ها قرار می‌گیرد.

این نخستین بار نیست که مدیران زن دولت، هدف نوازش کارگزاران قرار می‌گیرند. پیش از این نیز ارگان این حزب در تخریب نادره رضایی کم نگذاشت. باید از این دوستان پرسید که بعد از عزل نادره رضایی گزینه باب طبع شما را منصوب کردند؟ و خروجی بعد از او در چهارچوب رویکردهای فکری و فرهنگی شما چه بوده است؟ ظاهراً آن تخریب برای دوستان چندان بی‌فایده نبود. دست‌کم سردبیر روزنامه، یکی از مدیران کل وزارت ارشاد شد. این هم نوبری است که فقط در این دولت می‌توان دید که در روزنامه‌ای که سردبیرش مدیرکل دولت است، مدیران دولت تخریب می‌شوند!

بسیار خوشحالم که از نظر خانم فائزه هاشمی هیچ خبری در معاونت زنان نیست. چون اگر در این معاونت اخباری بود که شش ایشان را حال بیاورد، احتمالاً امروز باید برای بهروزآذر دنبال سند می‌گشتیم تا او را از بازداشتگاه بیرون بیاوریم!

من قبلاً بارها از شکاف نسلی در جریان اصلاحات و عدم کادرسازی و «نسل ول نکن» اصلاح‌طلبان گفته و نوشته‌ام. حقیقت امر این است که در خصوص فضای حاکم بر زنان اصلاح‌طلب، هر چه گفته‌ام را باید ضربدر ده کنم. در همین مصاحبه، خانم هاشمی، از ضرورت عزل بهروزآذر و منصوب کردن فردی قوی‌تر از او حرف زده است. اولاً این تصور بسیار خام از فردی چون خانم هاشمی که به قول خودشان عمری و سابقه‌ای دارند بسیار عجیب است که فکر می‌کنند اگر بهروزآذر را بردارند به جای او فردی را می‌گذارند تا دیدگاه‌های ایشان را پیگیری کند. ثانیاً اگر به سیاق آقای کروبی، پیگیر ایشان شویم که دو تا از این مدیران قوی را بگو، احتمالاً غیر از خودشان و یکی دو نفر از دوستان‌شان کسی را قبول ندارند.

متأسفانه در نگاه خانم هاشمی و احتمالاً برخی دیگر از بزرگواران، بهروزآذر، هنوز دختر دانشجویی است که باید کیفش را بیندازد روی کولش و برای کارهایش از سرکار ایشان رهنمود و اجازه بگیرد! این عزیزان هنوز باورشان نشده که او معاون رئیس‌جمهور است! و وظیفه و تکلیف دارد که مواضع و کارهایش را با رئیس‌جمهور و معاون اولش هماهنگ و تنظیم کند. رئیس‌جمهور هم پزشکیان است، نه خاتمی و روحانی! پزشکیان نیز تعهدی به شما نداده که آن‌گونه که شما قبول دارید برای احقاق حقوق زنان تلاش کند. بهروزآذر هر عیبی که داشته باشد، دست‌کم این یک حسن را دارد که هر چه دارد از خودش دارد نه از بابا!

بسیار جالب است که موقع انتخابات مجلس، احزاب اصلاح‌طلب انتخابات را تحریم می‌کنند یا فعالانه و اثرگذار در آن حضور پیدا نمی‌کنند و غالباً آخر حرف‌شان این است که مجلس در این کشور کاره‌ای نیست و اثرگذاری ندارد و مهم نیست که چه کسی نماینده می‌شود. بعد که مجلسی چون مجلس دوازدهم تشکیل می‌شود، از مدیران دولت مطالبه می‌کنند که با این مجلس دربیفتند و هر روز یک قصه‌ای در کشور راه بیندازند. قبول! در معاونت زنان هیچ خبری نیست! در احزاب شما چه خبر است که چنین مجلسی در کشور تشکیل می‌شود؟ از انتخابات شوراها چه خبر؟

زهرا بهروزآذر نیز چون هر آدم دیگری نقاط قوت و ضعفی دارد که خوب است به دور از کینه‌ورزی‌ها و حب و بغض‌های شخصی مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. عملکرد معاونت امور زنان و خانواده نیز حتماً می‌شد بهتر از این باشد که به هزار و یک دلیل نشده است. اما از نظر بنده، این عملکرد قابل دفاع است. بهروزآذر از میانگین دولت، ضعیف‌تر نیست. ان‌شاءالله در مجال‌های آتی بیشتر در خصوص معاونت زنان سخن خواهم گفت. اما ذکر یک نکته ضروری است:

در دولت‌های گذشته، رویکرد مدیران اصلاح‌طلب مرتبط با حوزه زنان غالباً این بوده که با فشار رسانه‌ای یا یارگیری در بدنه جامعه، موضوعات زنان را پیش ببرند. نتیجه این رویکرد، سیاسی شدن و در مواردی قطبی شدن جامعه در موضوعات زنان بوده است. غرضم نادیده گرفتن زحمات مدیران سابق یا زیر سؤال بردن صداقت و دلسوزی ایشان نیست. عرضم این است که آن تجربه و درس‌آموخته‌هایش پیش چشم ماست. بهروزآذر به شدت از استفاده از چنان روش‌ها و ابزارهایی پرهیز دارد. بر مبنای آن تجربه، هم و غم بهروزآذر این است که نگاه اجتماعی به حوزه زنان را گسترش دهد و آن را در گام اول، از جبهه‌گیری‌های سیاسی و سپس از نگاه‌های تنگ‌نظرانه امنیتی خارج کند. خوشبختانه در این مسیر، کم و بیش موفق بوده است و البته برکات این توفیقات حتی شامل برخی از نویسندگان تندترین نقدها به بهروزآذر نیز شده است. با این حال، این به معنای حل و فصل همه سوءتفاهمات و مشکلات نیست.

متأسفانه بخش قابل توجهی از مدعیات خانم هاشمی در این مصاحبه نظیر آنچه در خصوص مهریه می‌گوید یا بحث نگاه بالا به پایین بهروزآذر خلاف واقع است.

در پایان ذکر این تذکر ضروری است که من سخنگوی بهروزآذر نیستم. آدم زنده وکیل و وصی نمی‌خواهد. آنچه گفتم بر مبنای نظرات و برداشت‌های شخصی‌ام بود.