سریال «کوری» با انتخاب سوژهای کمتر دیدهشده و پرداختن به بحران مشروبات الکلی تقلبی، مسیری جسورانه را در شبکه نمایش خانگی دنبال کرده، اما در روایت و پرداخت دراماتیک، میان ظرفیتهای یک درام جنایی و کلیشههای آشنای خانوادگی گرفتار مانده است.
سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوانزاده، تهیه کنندگی کاظم دانشی و نویسندگی امیر ابیلی، از آن دست آثاری است که پیش از پخش، بیش از اندازه دربارهاش شنیدیم و پس از انتشار، همچنان محل بحث و گفتگو باقی مانده است. مجموعهای ۱۲ قسمتی در ژانر درام جنایی با بازیگرانی چون امیر جعفری، مریلا زارعی، سارا بهرامی و محسن قصابیان که با حاشیههایی از توقیف تا سانسور دیالوگها همراه بوده؛ اما پرسش اصلی این است؛ «کوری» به رغم انتخاب یک سوژهای کمتر پرداخته شده و جسورانه، آیا توانسته انتظارات مخاطب را در سطح درام و روایت برآورده کند؟
نخستین و شاید مهمترین برگ برنده «کوری» را باید در انتخاب سوژهای آن جست. سریال دست روی بحرانی میگذارد که با وجود تداومش در لایههای پنهان جامعه، به دلیل حساسیتهای فرهنگی یا قانونی، کمتر مجال حضور در آثار نمایشی پیدا کرده است. موضوع مشروبات الکلی تقلبی و فاجعه مسمومیتهای ناشی از آن که سالهاست جان جوانان این سرزمین را نشانه گرفته، در سینما و تلویزیون ما همواره یا نادیده گرفته شده یا با ممیزیهای پیاپی روبرو بوده است. «کوری» با شجاعت این تابو را میشکند و نمایش شیوه تولید مشروبات الکلی تقلبی در کارگاهها را به یکی از تکان دهندهترین لحظات خود تبدیل میکند؛ سکانسهایی که نه تنها کارکرد روایی دارند، بلکه مخاطب را با واقعیتی تلخ و عریان روبرو میسازند. این رویکرد، فارغ از هر داوری ارزشی، کاری ستودنی است؛ چرا که هنر همواره یکی از مؤثرترین ابزارهای آگاهی بخشی اجتماعی بوده است. سریال همچنین با پرداختن به ابعاد چند گانه این معضل، از منظر پزشکی، جنایی، قضایی و اجتماعی، توانسته نگاهی نسبتاً جامع به این پدیده داشته باشد.
اما انتخاب سوژهای ناب، به تنهایی برای خلق یک اثر ماندگار کافی نیست. آنچه «کوری» را در سطح روایت با چالش جدی مواجه میکند، سرگردانی میان دو ژانر و دو رویکرد متفاوت است. سریال در نیمه نخست، با فضا سازی ملتهب و اضطراب آلود، مسیر یک درام جنایی تعلیق محور را در پیش میگیرد؛ حادثهای که با یک جشن عروسی که تبدیل به عزا می شود و مسمومیت گسترده چند پزشک در یک مهمانی دانشجویی آغاز میشود و پای بازپرسی جنایی را به میان میکشد؛ اما خیلی زود تغییر مسیر میدهد و بیش از آنکه به پروندهای جنایی بپردازد، به الگوهای رایج در سریالهای خانوادگی نزدیک میشود. این دوگانگی در هویت روایی، یکی از مهمترین نقاط ضعف سریال است. «کوری» نه به درستی به درام جنایی تعلیق انگیز تبدیل میشود و نه میتواند به عنوان یک درام خانوادگی عمیق، شخصیتها و روابطشان را بکاود.
یکی از صحنههای قابل تأمل سریال، ارجاع به فیلم «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی است؛ جایی که یونس و همسرش در زمان جوانی در سینما آن را تماشا میکنند و یونس با اشاره به صحنه دادگاه فیلم میگوید که این با واقعیت فاصله دارد. این ارجاع دو رویکرد احتمالی دارد: نخست، تلاش برای فاصله گذاری میان اثر نمایشی و واقعیت عینی دستگاه قضایی و دوم، توجیهی برای ضعفهای روایی خود سریال به بهانه آنکه حتی یک اثر شاخص هم خالی از نقص نیست؛ اما در واقع این استدلال چندان مقبول نمیافتد؛ چراکه یک اثر هنری موظف است از آثار برتر پیش از خود بیاموزد و نقاط قوتشان را الگو قرار دهد، نه آنکه ضعفهای احتمالی آنها را دستاویزی برای توجیه کاستیهای خویش کند.
از منظر فنی، «کوری» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما نه در حدی که بتوان از آن به عنوان یک اثر شاخص فنی یاد کرد. فیلمبرداری سعید براتی و موسیقی حسام ناصری از جمله نقاط قوت نسبتاً ثابت سریال هستند که در خلق فضای ملتهب و سنگین داستان نقش مؤثری ایفا میکنند. با این حال، طراحی صحنه در برخی سکانسها با ایراداتی روبرو است و دیالوگها گاهی چنان تصنعی می شوند که باورپذیری اثر را به چالش میکشند. این دیالوگهای غیرطبیعی، بهویژه در لحظات اوج دراماتیک، حس هم ذات پنداری مخاطب را خدشهدار میکنند. در زمینه بازیگری، حضور چهرههای مطرحی چون امیر جعفری و مریلا زارعی، بیشک سرمایهای برای سریال محسوب میشود، اما به نظر میرسد کارگردان در نقاط عطف داستانی نتوانسته از توان این بازیگران به درستی بهره ببرد و اجراها در برخی لحظات کلیدی به عمق لازم نمیرسد.
نکته دیگر، قابل پیش بینی بودن بیش از حد داستان است. مخاطب امروز سریالهای جنایی، با انبوهی از آثار خارجی و ایرانی موفق، به تعلیق و غافلگیری عادت کرده است؛ اما در «کوری» با دیدن تیزر هر قسمت، به راحتی میتواند مسیر کلی داستان را پیش بینی کرد. این فقدان غافلگیری هوشمندانه، یکی از مهمترین نقاط ضعف اثر است. هنگامی که مخاطب پیش از تماشای یک قسمت، میداند چه خواهد دید، هیجان کشف از روایت گرفته میشود.
در برخی قسمتها، اطلاعات به شکل قطره چکانی در اختیار مخاطب قرار میگیرد، اما این پنهان کاری همیشه به خلق تعلیق منجر نمیشود؛ تفاوت میان ابهام هدفمند و تعلیق دراماتیک، جایی است که «کوری» گاه در تشخیص آن ناتوان میماند.
با همه این کاستیها، نمیتوان از نقش مثبت «کوری» در باز کردن مسیری تازه برای پرداختن به معضلات اجتماعی کمتر گفته شده غافل شد. این سریال، هرچند در اجرا و پرداخت دراماتیک به کمال نرسیده، اما به خاطر جسارت در انتخاب سوژه و تلاش برای آگاهی بخشی، سزاوار نگاه منصفانهای است که در کنار نقد کاستیها، شجاعت مؤلفان آن را نیز ارج نهد. شاید مهمترین دستاورد «کوری» این باشد که ثابت کرد میتوان درباره بحرانهای اجتماعی پنهان، با زبانی سینمایی سخن گفت و امید که در آثار آینده، این جسارت با روایتی همتراز و درخشانتر همراه شود.
