باشگاه خبرنگاران جوان - تنش میان ایران و آمریکا در هفته‌های اخیر بار دیگر افزایش یافته است. تلاش‌های انجام شده برای باز کردن مسیر مذاکره تاکنون نتوانسته اختلافات اساسی میان دو طرف را برطرف کند؛ در همین حال گزارش‌ها از بررسی گزینه‌های مختلف در دولت آمریکا برای ادامه فشار بر ایران حکایت دارد.

در چنین شرایطی تهران تلاش دارد میان دو موضوع تفاوت قائل شود؛ اصل مذاکره و پذیرش فشار. جمهوری اسلامی ایران مذاکره را به عنوان ابزار حل اختلاف رد نکرده، اما تأکید دارد که گفت‌و‌گو باید بر پایه احترام متقابل و تعهدات روشن باشد.

ایران و آمریکا در ایستگاه بن‌بست؛ دیپلماسی زیر سایه فشار و تهدید

اختلاف اصلی کجاست؟

یکی از مهم‌ترین اختلافات میان تهران و واشنگتن به موضوع هسته‌ای بازمی‌گردد. آمریکا خواهان محدودیت‌های گسترده‌تر در برنامه هسته‌ای ایران است. تهران در مقابل بر حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای و ضرورت رفع تحریم‌ها تأکید دارد.

یکی از دلایل شکست مذاکرات این است که آمریکا و ایران، بازه زمانی مذاکرات را به‌شکل کاملاً متفاوتی می‌بینند. ترامپ به دنبال دستیابی سریع به توافق است و وقتی روند مذاکرات کند پیش می‌رود، بی‌حوصله و ناامید می‌شود. در مقابل، شیوه مذاکره ایران کاملاً متفاوت است؛ زمان برای جمهوری اسلامی ایران اصلا مهم نیست.

تحلیلگر ارشد بنیاد کارنگی، به آکسیوس گفته «آمریکا در دوران ترامپ ابرقدرتی است که دچار اختلال کمبود توجه است... و قادر به حفظ یک راهبرد در طول زمان نیست. رفتار ایران وسواس‌گونه است.

ایران و آمریکا در ایستگاه بن‌بست؛ دیپلماسی زیر سایه فشار و تهدید

مسئله مهم دیگر تجربه توافق‌های گذشته است. ایران معتقد است پس از توافق هسته‌ای پیشین نیز آمریکا از تعهدات خود خارج شد و تحریم‌ها را بازگرداند؛ به همین دلیل تهران اکنون خواهان سازوکاری است که امکان تکرار چنین وضعیتی را کاهش دهد.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور کشورمان نیز در مواضع اخیر خود بر همین مسئله تأکید کرده است؛ رئیس‌جمهور گفته تهران برای مذاکره و راستی‌آزمایی درباره مسائل هسته‌ای آمادگی دارد، اما همزمان نمی‌توان انتظار داشت ایران در شرایط حمله و فشار وارد مذاکره‌ای عادی شود.

دولت چهاردهم از ابتدای فعالیت خود تلاش کرده مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد. حضور رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و تلاش برای استفاده از ظرفیت کشور‌های میانجی نشان داد تهران همچنان راهکار سیاسی را یکی از گزینه‌های اصلی خود می‌داند. با این حال رویکرد پزشکیان در ماه‌های اخیر با یک واقعیت مهم روبه‌رو شده است؛ اعتماد میان ایران و آمریکا تقریباً از بین رفته است.

مسعود پزشکیان در مواضع اخیر خود تأکید کرده است که ایران جنگ را انتخاب نکرده و خواهان توافق است، اما نمی‌تواند در شرایطی که همزمان با مذاکره فشار نظامی و اقتصادی ادامه دارد به آمریکا اعتماد کند. از این منظر دولت پزشکیان تلاش دارد ضمن جلوگیری از بسته شدن کامل مسیر دیپلماسی از پذیرش توافقی که به زیان منافع ایران باشد نیز جلوگیری کند.

چرا مذاکرات به بن‌بست رسید؟

بن‌بست فعلی تنها نتیجه اختلاف بر سر یک موضوع نیست؛ اختلاف درباره تحریم‌ها، پرونده هسته‌ای، نحوه اجرای توافق و مسائل امنیتی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

در مقطع اخیر نیز اختلاف بر سر تنگه هرمز به یکی از محور‌های اصلی تبدیل شده است. تهران پیشنهاد‌هایی برای باز شدن مسیر گفت‌و‌گو درباره وضعیت هرمز مطرح کرده، اما واشنگتن خواهان دریافت امتیازات بیشتری از ایران است. همین تفاوت در اولویت‌ها باعث شده دو طرف نتوانند به یک چارچوب مشترک برسند.

در چنین شرایطی هر اقدام طرف مقابل می‌تواند فضای مذاکره را دشوارتر کند، افزایش فشار اقتصادی آمریکا از یک سو و تهدید به ادامه اقدامات نظامی از سوی دیگر این تصور را در تهران تقویت کرده که واشنگتن همچنان به دنبال گرفتن امتیاز از طریق فشار است.

ایران و آمریکا در ایستگاه بن‌بست؛ دیپلماسی زیر سایه فشار و تهدید

ایران میان مذاکره و مقاومت

موضع تهران در شرایط فعلی بر یک اصل استوار است؛ ایران مذاکره را رد نمی‌کند، اما مذاکره تحت فشار را نمی‌پذیرد و به مقاومت ادامه می‌دهد.

این موضع در سخنان اخیر مسعود پزشکیان نیز دیده می‌شود، او ضمن اعلام آمادگی برای گفت‌و‌گو درباره موضوعات مشخص گفته که مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل نیز به تعهدات خود پایبند باشد. رئیس‌جمهور ایران همچنین آمریکا را به نقض توافق‌ها و ادامه فشار علیه ایران متهم کرده است، اتهامی که بارها به اثبات رسیده است.

از نگاه تهران تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که صرف دستیابی به یک توافق کافی نیست، آن‌چه اهمیت دارد امکان اجرای توافق و برخورداری ایران از منافع اقتصادی وعده داده شده است.

ایران و آمریکا در ایستگاه بن‌بست؛ دیپلماسی زیر سایه فشار و تهدید

چشم‌انداز آینده ایران و آمریکا چیست؟

با وجود بن‌بست فعلی نمی‌توان از پایان کامل دیپلماسی سخن گفت؛ تجربه روابط ایران و آمریکا نشان داده است که حتی در شدیدترین دوره‌های تنش نیز کانال‌های غیرمستقیم مذاکره می‌توانند فعال باقی بمانند.

در طرف آمریکایی نیز اختلاف نظر درباره نحوه ادامه سیاست قبال ایران وجود دارد. گزارش‌های اخیر از برگزاری نشست ها‌ی سطح بالای امنیتی در دولت ترامپ درباره گزینه‌های پیش رو حکایت دارد. همزمان احتمال ازسرگیری اقدامات نظامی نیز مطرح شده است.

در مقابل ایران تلاش دارد با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی و روابط منطقه‌ای مانع تبدیل اختلاف سیاسی به یک بحران گسترده‌تر شود. در این میان دولت با یک مأموریت دشوار روبه‌روست. از یک سو باید مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد و از سوی دیگر نباید اجازه دهد فشار خارجی به پذیرش توافقی یک‌طرفه منجر شود.

ایران و آمریکا در ایستگاه بن‌بست؛ دیپلماسی زیر سایه فشار و تهدید

واقعیت این است که بن‌بست فعلی بیش از آنکه به معنای پایان مذاکره باشد نتیجه فقدان اعتماد و اختلاف بر سر نحوه رسیدن به توافق است. اگر واشنگتن از سیاست فشار حداکثری فاصله بگیرد امکان بازگشت به میز مذاکره همچنان وجود دارد. اما تا زمانی که تهدید نظامی و فشار اقتصادی همزمان با درخواست مذاکره ادامه داشته باشد تهران دلیلی برای پذیرش توافقی که تضمین‌کننده منافع ایران نباشد نخواهد داشت.

در نهایت، آنچه از مجموع تحولات اخیر قابل برداشت است، از وجود یک شکاف مفهومی و ادراکی میان دو طرف حکایت دارد؛ به این معنا که واشنگتن (با فرض وجود صداقت و البته خوشبینی محتاطانه) راهکار خروج از بن‌بست کنونی را در گسترش میانجی‌ها و کانال‌های ارتباطی جست‌و‌جو می‌کند تهران، اما بر این باور است که راه‌حل واقعی نه در تکثیر واسطه‌ها، بلکه در بازنگری بنیادین آمریکا نسبت به رویکرد خود در قبال ایران نهفته است؛ رویکردی که تنها با اقدام عملی، و نه با اعلام آمادگی برای گفت‌و‌گو از سوی کشور‌های تازه‌وارد به این معادله، قابل اثبات خواهد بود.