مهشید سرابندی- روان شناس
وقتی گفتوگو با هوش مصنوعی وارد حریم روابط عاطفی میشود، چه چیزی در انتظار رابطه زن و شوهرهاست؟
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی مولد به یکی از ابزارهای در دسترس انسانها برای کسب اطلاعات، حل مسئله و حتی بیان احساسات تبدیل شده است. امروزه برخی افراد علاوه بر استفاده از این فناوری برای امور روزمره، درباره نگرانیهای عاطفی، اختلافات زناشویی و مشکلات ارتباطی خود نیز با چتباتهایی مانند ChatGPT گفتوگو میکنند. این تحول، پرسشی مهم را پیش روی ما قرار میدهد: آیا گفتوگو با هوش مصنوعی میتواند به بهبود روابط زوجین کمک کند، یا ممکن است بهتدریج جایگزین گفتوگوی صمیمانه میان همسران شود؟
هوش مصنوعی؛ ابزاری برای شناخت بهتر احساسات
یکی از ظرفیتهای بالقوه هوش مصنوعی، کمک به افراد برای شناخت و بیان روشنتر احساسات است. گاهی فرد میداند از رفتار همسرش ناراحت است، اما نمیتواند علت ناراحتی خود را بهدرستی توضیح دهد یا بدون سرزنش و تنش درباره آن صحبت کند. در چنین شرایطی، گفتوگو با هوش مصنوعی ممکن است به سازماندهی افکار، شناسایی نیازهای عاطفی و تمرین شیوههای مؤثرتر ارتباط کمک کند.
برای مثال، فرد میتواند پیش از گفتوگو با همسرش، از هوش مصنوعی بخواهد راهی محترمانه برای بیان ناراحتی خود پیشنهاد دهد یا شیوه گوشدادن فعال و حل تعارض را تمرین کند. اگر این فرایند به گفتوگویی صادقانهتر میان زوجین منجر شود، هوش مصنوعی میتواند نقش ابزاری کمکی در تقویت رابطه ایفا کند.
خطر پنهان؛ وقتی ابزار کمکی جای رابطه را میگیرد
با وجود این ظرفیتها، استفاده از هوش مصنوعی ممکن است در شرایطی چالشهایی نیز ایجاد کند. یکی از نگرانیهای اصلی، جایگزینشدن تدریجی گفتوگو با همسر با گفتوگو با هوش مصنوعی است.
رابطه زناشویی صرفاً به تبادل اطلاعات یا دریافت پاسخهای آرامشبخش محدود نمیشود؛ بلکه از تجربههای مشترک، شنیدن متقابل، شناخت تدریجی یکدیگر، پذیرش تفاوتها و تلاش برای حل اختلاف شکل میگیرد. هوش مصنوعی ممکن است پاسخهایی همدلانه و متناسب تولید کند، اما این توانایی به معنای تجربه احساسات انسانی یا مشارکت واقعی در یک رابطه متقابل نیست.
اگر فرد بهطور مداوم برای دریافت آرامش و تأیید عاطفی به هوش مصنوعی مراجعه کند، اما نیازها و نگرانیهای خود را با همسرش در میان نگذارد، ممکن است فرصتهای ارتباطی مهمی از دست برود. همچنین، تکیه بیش از حد بر تحلیل یکجانبه هوش مصنوعی درباره اختلافات زناشویی میتواند خطر نادیدهگرفتن دیدگاه همسر را به همراه داشته باشد.
البته این موارد، خطرهای احتمالیاند و نباید آنها را پیامد قطعی هر نوع استفاده از هوش مصنوعی دانست.
شواهد علمی چه میگویند؟
پژوهشهای اولیه تصویری دوگانه از این فناوری ارائه میکنند. در مطالعهای منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در مجله PLOS Mental Health، یک چتبات مبتنی بر هوش مصنوعی برای حمایت از افراد در مسائل رابطهای بررسی شد. نتایج نشان داد که برخی شاخصهای مرتبط با روابط در گروه استفادهکننده از چتبات بهبود یافتند؛ بااینحال، در بیشتر نتایج تفاوت معناداری میان این مداخله و یک تمرین نوشتاری مقایسهای مشاهده نشد.
همچنین، پژوهشی در سال ۲۰۲۴ در مجله Computers in Human Behavior: Artificial Humans نشان داد که پاسخهای چتباتها در برخی موقعیتهای مربوط به روابط عاطفی میتوانند از سوی ارزیابان همدلانه و مفید تلقی شوند. بااینحال، همدلانه به نظر رسیدن یک پاسخ با افزایش همدلی واقعی میان دو انسان یکسان نیست.
بنابراین، شواهد موجود هنوز برای این نتیجهگیری کافی نیستند که استفاده از هوش مصنوعی بهطور کلی موجب افزایش یا کاهش صمیمیت، همدلی و کیفیت ارتباط میان زن و شوهرها میشود. بهویژه، برای شناخت پیامدهای استفاده روزمره و بلندمدت از این ابزارها در زندگی زناشویی، به پژوهشهای بیشتر نیاز داریم.
مسئله اصلی، استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ نقش آن در رابطه است
شاید پرسش مهمتر این نباشد که آیا هوش مصنوعی ذاتاً برای رابطه زوجین مفید یا مضر است، بلکه این باشد که افراد چگونه و با چه هدفی از آن استفاده میکنند.
اگر هوش مصنوعی به فرد کمک کند احساساتش را بهتر بشناسد، مسئولیت سهم خود را در اختلاف بپذیرد و برای گفتوگویی سازندهتر آماده شود، میتواند در خدمت رابطه قرار گیرد. اما اگر به ابزاری برای اجتناب از گفتوگوی دشوار، دریافت تأیید یکطرفه یا جایگزینکردن مداوم ارتباط انسانی تبدیل شود، ممکن است چالشهایی برای صمیمیت زوجین ایجاد کند.
در این میان، حفظ حریم خصوصی نیز اهمیت دارد؛ زیرا گفتوگوهای مربوط به زندگی زناشویی ممکن است حاوی اطلاعات حساس درباره هر دو همسر باشد. آگاهی از شیوه نگهداری و استفاده از دادهها در هر سرویس، پرهیز از واردکردن اطلاعات شناساییکننده و رعایت حریم خصوصی همسر، از ملاحظات ضروری استفاده مسئولانه است.
سخن پایانی
ورود هوش مصنوعی به حریم روابط عاطفی، فرصتی تازه و در عین حال چالشی قابل تأمل است. این فناوری ممکن است به شناخت بهتر احساسات و بهبود مهارتهای ارتباطی کمک کند، اما نمیتواند جایگزین کامل گفتوگوی انسانی، مسئولیتپذیری عاطفی و تلاش متقابل برای حفظ رابطه شود.
شاید بتوان اصل راهنما را در یک جمله خلاصه کرد: از هوش مصنوعی برای بهتر گفتوگو کردن با همسرمان کمک بگیریم، نه برای آنکه کمتر با او گفتوگو کنیم.
در نهایت، کیفیت رابطه زوجین نه صرفاً به حضور یا نبود فناوری، بلکه به شیوه استفاده از آن، کیفیت ارتباط مستقیم و تمایل دو طرف به شنیدن، درککردن و همراهی با یکدیگر وابسته است.
