نشریه نیوزویک در تحلیلی با مقایسه بحران تنگه هرمز با بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶، تأکید کرد جنگ آمریکا علیه ایران نشان داده است که برتری نظامی به‌تنهایی برای تحقق اهداف راهبردی کافی نیست.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - نشریه نیوزویک در گزارشی تحلیلی با مقایسه بحران کنونی تنگه هرمز با بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ نوشت که جنگ آمریکا علیه ایران، محدودیت‌های قدرت نظامی واشنگتن و پیامد‌های اقتصادی و سیاسی اتکای صرف به ابزار نظامی را آشکار کرده است.

این گزارش به قلم دیوید اوری و با عنوان «۷۰ سال پس از بحران سوئز؛ آمریکا محدودیت‌های قدرت خود را کشف می‌کند» منتشر شده و در آن، شباهت‌های دو بحران تاریخی و پیامد‌های آن برای قدرت‌های درگیر بررسی شده است.

نویسنده با یادآوری تحولات ششم نوامبر ۱۹۵۶ نوشت که نیرو‌های انگلیسی و فرانسوی در جریان حمله به مصر به سمت شهر بندری پورت‌سعید پیشروی کردند و نیرو‌های چترباز این دو کشور نیز یک روز پیش از آن برای تصرف کانال سوئز فرود آمده بودند. هم‌زمان، نیرو‌های اسرائیلی از طریق شبه‌جزیره سینا پیشروی می‌کردند تا زمینه عملیات را فراهم کنند.

با این حال، عملیات ائتلاف در نهایت نه بر اثر شکست نظامی، بلکه در پی فشار‌های واشنگتن متوقف شد. دوایت آیزنهاور، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، انگلیس را به وارد کردن خسارات سنگین اقتصادی تهدید کرد و با استفاده از ظرفیت سازمان ملل، خواستار برقراری آتش‌بس و عقب‌نشینی نیرو‌های مهاجم شد.

به نوشته نیوزویک، فشار‌های اقتصادی و سیاسی آمریکا در آن مقطع به نتیجه‌ای رسید که مقاومت نظامی مصر به‌تنهایی قادر به تحقق آن نبود و عملیات مشترک انگلیس، فرانسه و اسرائیل با عقب‌نشینی نیرو‌های مهاجم پایان یافت.

تنگه هرمز؛ آزمونی برای قدرت آمریکا

نویسنده با اشاره به گذشت هفت دهه از بحران سوئز، تأکید کرده است که آمریکا اکنون درگیر بحرانی مشابه بر سر آبراهی حیاتی دیگر، یعنی تنگه هرمز، شده است؛ با این تفاوت که این بار پیامد‌های اقتصادی و سیاسی بحران متوجه خود واشنگتن است.

در این تحلیل آمده است که جنگ علیه ایران و بحران ناشی از بسته شدن تنگه هرمز نشان داده است برتری نظامی به‌تنهایی برای وادار کردن طرف مقابل به تسلیم یا مصون نگه داشتن اقتصاد از پیامد‌های جنگ و افزایش هزینه‌های انرژی کافی نیست.

بر اساس این گزارش، اختلال در تردد کشتی‌ها و حمل‌ونقل دریایی به تشدید تورم و افزایش هزینه‌های زندگی شهروندان آمریکایی منجر شده است. نارضایتی عمومی از حمله به ایران و افزایش هزینه‌های زندگی نیز بر فضای سیاسی آمریکا و نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره تأثیر گذاشته و به افزایش کرسی‌های دموکرات‌ها کمک کرده است.

نیوزویک به نظرسنجی خبرگزاری آسوشیتدپرس اشاره کرده که بر اساس آن، از هر ۱۰ رأی‌دهنده آمریکایی، شش نفر حمله به ایران را تصمیمی اشتباه دانسته‌اند؛ هرچند افزایش هزینه‌های زندگی تأثیر بیشتری بر انتخاب‌های سیاسی آنان داشته است.

انزوای واشنگتن در مقایسه با رویکرد آیزنهاور

در بخش دیگری از این گزارش، به انزوای فزاینده آمریکا و نبود ائتلاف‌های مؤثر در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ اشاره شده است. نویسنده این وضعیت را در نقطه مقابل رویکرد آیزنهاور می‌داند که توانست با بهره‌گیری از ابزار‌های اقتصادی، دیپلماسی و ظرفیت نهاد‌های بین‌المللی، به بحران سوئز پایان دهد.

بر اساس این گزارش، آیزنهاور پس از استفاده انگلیس و فرانسه از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل، موضوع را به مجمع عمومی ارجاع داد. مجمع عمومی نیز خواستار آتش‌بس و عقب‌نشینی نیرو‌های مهاجم شد. مذاکرات بعدی به تشکیل نخستین نیروی حافظ صلح سازمان ملل انجامید که بر روند عقب‌نشینی نیرو‌ها نظارت کرد و مأموریت مراقبت از مرز‌های مصر و اسرائیل را بر عهده گرفت. خروج کامل نیرو‌های اسرائیلی در مارس ۱۹۵۷ انجام شد و کانال سوئز نیز ماه بعد بازگشایی شد.

نویسنده معتقد است آیزنهاور به این جمع‌بندی رسیده بود که ترکیب قدرت اقتصادی، نهاد‌های بین‌المللی و دیپلماسی می‌تواند نفوذی فراتر از قدرت نظامی ایجاد کند.

در مقابل، به نوشته نیوزویک، سیاست‌های ترامپ به تعمیق اختلافات واشنگتن با متحدان اروپایی انجامیده و این کشور‌ها را به نادیده گرفتن درخواست‌های آمریکا برای مشارکت نظامی سوق داده است؛ موضوعی که به تشدید انزوای دولت آمریکا منجر شده است.

این تحلیل در پایان تأکید می‌کند که بحران تنگه هرمز بار دیگر نشان داده است اتکای صرف به قدرت نظامی برای دستیابی به اهداف راهبردی کافی نیست و قدرت اقتصادی و دیپلماسی همچنان نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت بحران‌های بین‌المللی دارند.

منبع: نیوز ویک