مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) اخیراً و در سومین سالگرد عملیات طوفانالاقصی در سندی با عنوان «تراز امنیت ملی اسرائیل - اکتبر ۲۰۲۶» وضعیت امنیت ملی این رژیم را با دوران پیش از جنگ مقایسه کرده است. بر پایه جمعبندی این اندیشکده، رژیم صهیونیستی بهرغم جنگی طولانی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ با جبهههای مختلف، آسیبپذیریهای متعددی دارد که برخی از مهمترین آنها را در این سند میتوان مطالعه کرد:
۱- بنا بر این گزارش راهبردی، در حوزه نظامی، شکست ۷ اکتبر عمق ناکامی سامانههای هشدار، دفاع و فرماندهی ارتش اسرائیل را آشکار کرد. اطلاعات در مأموریت بنیادین هشدار جنگ ناکام ماند، دفاعها در فرماندهی جنوب اندک بود، یک لشکر مجهز ارتش در کمتر از یک ساعت از نیروهای با دستخالی شکست خورد و فرماندهی مرکزی نیز آشفته و بیاثر عمل کرد. تا این لحظه بهرغم جنگ طولانی و همهجانبه اسرائیل در هیچ عرصهای به نتیجه قاطع نرسیده است. نشانههایی از فرسایش در انضباط عملیاتی، کمبود مهمات و قطعات یدکی و آسیب به آمادگی برای کارزار طولانی در چند جبهه دیده میشود. تنش میان سطوح سیاسی و نظامی افزایش یافته و حفظ مدل نیروی انسانی مورداتکای ارتش دشوارتر شده است. بازدارندگی نیز به میزان مورد انتظار بازسازی نشد و تردید درباره نقش جنگ در بهبود امنیت و فرسایش اعتماد به هدف جنگ افزایش یافته است.
۲- نویسندگان این سند اذعان دارند که در حوزه سیاسی، جنگ اختلافات با برخی متحدان اسرائیل را تعمیق کرد، [جنایات صهیونیستها در غزه]مشروعیت بینالمللی سیاستهای آن را فرسوده ساخت، صهیونیسمستیزی را در جهان افزایش داد و به احساس امنیت یهودیان آسیب زد. وابستگی اسرائیل به امریکا افزایش یافت و آزادی عمل سیاسی آن کاهش یافت، پایگاه دوحزبی حمایت از اسرائیل در امریکا فرسوده شد، انتقاد در حزب دموکرات، بهویژه در جناح مترقی و میان جوانان، گسترش یافت و در حزب جمهوریخواه نیز صداهای منتقدان اسرائیل قویتر شد. برای نخستین بار در این سالها، انتقاد از رابطه با اسرائیل هم از راست و هم از چپ شنیده شد. این رژیم در نهادهای بینالمللی بهشدت موردانتقاد قرار گرفت، با دادرسی در دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان کیفری بینالمللی روبهرو و حتی حکم بازداشت علیه مقاماتش صادر شد. تصویر عمومی اسرائیل آسیب شدید دید و پدیده تحریم رژیم صهیونی، آشکار و خاموش، در دانشگاهها، بنیادها، شرکتها، نهادهای مالی، فرهنگی و حرفهای گسترش یافت. روایتهایی که اسرائیل را عامل جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و نسلکشی معرفی میکنند گسترش یافت و به بخشهای گستردهتری از گفتمان عمومی، دانشگاهی و سیاسی غرب، راه یافت. در سطح منطقه نیز پروژه عادیسازی آشکار متوقف شد.
۳- بنا بر این سند در حوزه اقتصادی، رشد تولید ناخالص داخلی سرانه رژیم متوقف شد و سطح زندگی شهروندان نزدیک به سه سال راکد ماند. بودجه نظامی تقریباً دو برابر شد و به بیش از ۸درصد تولید ناخالص داخلی رسید و در مقابل خدمات رفاهی رژیم به ساکنان سرزمینهای اشغالی بهطور چشمگیری کاهش یافت. سرمایهگذاری بلندمدت در موتورهای رشد و بخشهای غیرنظامی عملاً تضعیف شد.
۴- در این گزارش تصریح شده است که مهمترین آسیب جنگ در حوزه اجتماعی رشد چشمگیر مهاجرت معکوس بوده است. در نظرسنجیهای معتبر جولای ۲۰۲۶، بین ۱۲درصد تا ۲۳درصد پاسخدهندگان گفتهاند نتایج انتخابات ممکن است آنها را به فکر ترک سرزمینهای اشغالی بیندازد. برای نخستین بار در چند دهه، حجم چشمگیر مهاجرت معکوس از اسرائیل ثبت شده است. نکته برجسته آن است که میزان مهاجرت معکوس در میان دانشآموختگان دانشگاهی و دارندگان تحصیلات عالی بیشتر است. نبود اعتماد به نهادها و فرایند دموکراتیک، فرهنگ بیقانونی و بیگانگی اجتماعی را تقویت و شکاف داخلی اتکای ارتش به شهروندان را تضعیف میکند.
۵- بخش دیگری از این سند به وضعیت محور مقاومت میپردازد. بنا بر اذعان آن حماس آسیب دید، اما حذف نشد؛ این جنبش به فعالیت خود ادامه میدهد، کانونهای حکومتی را بازسازی میکند و نفوذ خود بر فلسطینیان را حفظ میکند. جایگزین سازمانی- حکومتی پایدار و موردتوافقی برای غزه شکل نگرفته است. تشکیلات خودگردان فلسطینی بیشازپیش تضعیفشده و در ایفای نقش بهعنوان نهاد حکومتی مؤثر و در کرانه باختری و جایگزین احتمالی حکومت در غزه دشواری دارد. مسئله فلسطین به مرکز دستور کار منطقهای و بینالمللی بازگشت و به شرطی محوری برای پیشرفت سیاسی در هر حرکت منطقهای تبدیل شد.
گسترش عادیسازی با کشورهای عربی، بهویژه عربستان سعودی، مستقیماً به پیشرفت در مسیری سیاسی با فلسطینیها پیوند دارد. خشونت تروریستی یهودی افزایش یافت و اصطکاک را تشدید کرد. این روندها انتقاد بینالمللی را عمیقتر و خطر انزوای سیاسی اسرائیل را افزایش میدهد.
درباره ایران نیز در این سند اذعان شده است که اسرائیل نتوانست تغییر بنیادینی در اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ایجاد کند. ایران همچنان برای بازسازی تواناییهای خود و محور مقاومت اقدام میکند و تمایل فزایندهای به رویارویی مستقیم و پیشرفت بهسوی توانمندی نظامی هستهای نشان میدهد. این سند معتقد است که انگیزه ایران برای دستیابی به توانمندی نظامی هستهای تقویت شد و ایران چنین توانمندیای را تنها اقدام بازدارنده در برابر حملات آینده میداند. بنا بر ادعای این سند ایران به رغم حملات دشمن، اورانیوم غنیشده و موشکهای دقیق و پیشرفته خود را حفظ کرده است. تحلیل این اندیشکده آن است که رهبری جدید ایران رویکردی تهاجمیتر و تمایل بیشتر به پذیرش ریسک دارد و درباره تعهد آن به دکترین هستهای محتاطانه سلفش تردید وجود دارد.
نویسندگان این سند تصریح دارند که حزبالله لبنان شکست نخورد؛ این سازمان همچنان سلاح در اختیار دارد، از حمایت ایران برخوردار است و برای بازسازی تواناییهای خود اقدام میکند. حضور ارتش اسرائیل در جنوب لبنان بار بلندمدت و مضاعفی بر نیروها تحمیل میکند و مواجهه آنها با تهدیدها را افزایش میدهد. نویسندگان این سند در توانایی دولت و ارتش لبنان برای مقابله با حزبالله تردید جدی دارند. تا زمانی که حزبالله سلاح دارد، به حمایت ایران تکیه میکند و نفوذ خود در لبنان را حفظ میکند، خطر آن باقی است.
۶- سند اندیشکده اسرائیلی در جمعبندی اذعان دارد که این رژیم از امنیت ملی باثباتتر برخوردار نیست. در کنار تقویت قدرت نظامی، دیگر داراییهای امنیت ملی فرسوده شد؛ وابستگی به امریکا عمیقتر شد، مشروعیت بینالمللی کاهش یافت، تحمیل شرایط جنگ بر اقتصاد افزایش یافت و جامعه هزینه جنگ طولانی را تحمل میکند. تفکر راهبردی پیش از ۷ اکتبر، یعنی تضمین امنیت از طریق بازدارندگی، برتری نظامی و مدیریت مناقشه بدون فرایند سیاسی مکمل، فروپاشید. نویسندگان سند در پایان هشدار میدهند که اگر انسجام داخلی جامعه صهیونیستی بهسرعت بازسازی نشود، تراز امنیت ملی اسرائیل میتواند به سطحی بسیار پایینتر سقوط کند.
مطالعه این سند یادآور تعبیر حکیمانه سه سال پیش رهبر شهید انقلاب است که عملیات طوفانالاقصی را «زلزلهای ویرانگر» بر سازههای اصلی حاکمیت این رژیم توصیف کردند و با تأکید بر اینکه رژیمصهیونیستی از لحاظ نظامی و اطلاعاتی دچار یک «شکست غیرقابل ترمیم» شده است، فرمودند: «بعید است رژیم غاصب صهیونیستی با همهی هایوهویی که میکند و با همهی حمایتهایی که امروز در دنیا از سوی غربیها از او میشود، بتواند آن سازهها را ترمیم کند؛ من عرض میکنم از شنبهی پانزدهم مهر [۱۴۰۲]، رژیمصهیونیستی [دیگر]رژیمصهیونیستی قبلی نیست و ضربهای که خورده است به این آسانی قابلجبران نیست».
