شبنم فرشادجو که روزگاری با حضور در سریالهای پرمخاطب تلویزیون ایران به شهرت و محبوبیت رسید، پس از مهاجرت به کانادا مسیر متفاوتی را در پیش گرفت؛ مسیری که با مواضع سیاسی، مخالفت با حضور گروههای تئاتری ایرانی در خارج از کشور و در نهایت اعتراف به مشکلات معیشتی همراه شده است. حالا تناقض میان مواضع سیاسی و واقعیت زندگی این بازیگر، پرسشهایی درباره سرنوشت جایگاه هنری او پس از مهاجرت مطرح کرده است.
شبنم فرشادجو، متولد ۱۶ بهمن ۱۳۵۶ در تهران و فارغالتحصیل کارشناسی ارشد نمایش با گرایش کارگردانی از دانشگاه هنر و معماری، یکی از آن بازیگرانی بود که شهرت خود را مدیون قاب تلویزیون ملی ایران و سریالهای پرمخاطب صداوسیماست.
از قاب تلویزیون ایران تا مهاجرت به کانادا
او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۷۴ با تئاتر آغاز کرد و کلاسهای بازیگری را زیر نظر حمید سمندریان گذراند. در طول دو دهه فعالیت، او در سریالهای ماندگاری، چون «مختارنامه» به کارگردانی داوود میرباقری، «در حاشیه» به کارگردانی مهران مدیری، «بانوی عمارت» در نقش مهرالنساء، «میوه ممنوعه» در نقش سمانه، «گسل»، «از سرنوشت» و «یاور» ایفای نقش کرد. او در فیلمهای سینمایی «آخرین بار کی سحر را دیدی»، «عملیات مهد کودک» و «به من نگاه کن» نیز حضور داشت.
فرشادجو در سال ۱۳۷۸ برای بازی در نمایش «شبهای آوینیون» جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره تئاتر فجر را دریافت کرد و در سال ۱۳۸۵ بهعنوان کارگردان در جشنواره تئاتر زنان فعالیت داشت. این کارنامه، نشاندهنده سالها فعالیت حرفهای او در فضای هنری ایران است؛ فضایی که زمینه شهرت و شناختهشدن او را فراهم کرد.
اما فرشادجو در تابستان ۱۴۰۱، در حالی که هنوز در ایران حضور داشت و آخرین پروژههای خود را به پایان میرساند، برای همیشه از ایران خارج و راهی کانادا شد.
فرشادجو پس از خروج از کشور، با تغییر جهت در مواضع رسانهای و سیاسی خود، تلاش کرد در قالب یک هنرمند مخالف جمهوری اسلامی ظاهر شود؛ چهرهای که در سالهای فعالیت حرفهایاش در ایران کمتر از او دیده شده بود.
اپوزیسیوننمایی در مسیر جلب توجه رسانهای
فرشادجو در کانادا تلاش کرد با همراهی با جریانهای مخالف جمهوری اسلامی، حضور خود را در فضای رسانهای حفظ کند.
او در برنامههای تلویزیونی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی حضور پیدا کرد و درباره موضوعاتی، چون حجاب اجباری و آزادیهای اجتماعی موضعگیری کرد.
او در گفتوگویی با رسانه کانادایی «هفته» اعلام کرد: «اگر حق آزادی بیان داشتم در ایران میماندم.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که فرشادجو سالها در ایران فعالیت هنری داشت و در پروژههای تلویزیونی و سینمایی متعددی حضور پیدا کرد.
تحریم تئاتر هموطنان؛ تناقضی در رفتار فرشادجو
اما یکی از بحثبرانگیزترین مواضع فرشادجو، مخالفت او با استقبال مخاطبان از تئاترهایی است که از ایران به خارج از کشور میروند.
فرشادجو در گفتوگویی با صراحت اعلام کرد: «من جزو مخالفانی هستم که از ایران به اینجا تئاتر میآورند. یکدفعه تئاتری از ایران با هنرپیشههای ایرانی میآید و همه آن را میبینند، بیشتر استقبال میکنند و ده برابر تئاترهای دیگر، قیمت بلیتش هست. من مخالفم و نمیروم آن را ببینم، حتی اگر دوستان خودم در آن بازی کرده باشند.»
این اظهارات در حالی بیان میشود که او خودش در تورنتو با مشکلات مالی جدی دستوپنجه نرم میکند و اعتراف کرده است: «وضع مالی خیلی خوب نیست و مجبوری کارهای دیگر بکنی و غم نان همیشه تو رو گرفتار میکند.»
وقتی شعارهای سیاسی با واقعیت غم نان گره میخورند
او حتی در پاسخ به این سؤال که «اگر در ایران بودی چکار میکردی؟» گفته است: «الان داشتم تبلیغ میگذاشتم که زندگیام بچرخد، چون نمیخواستم بازی کنم.»
این پارادوکس پرسشی جدی را مطرح میکند: چگونه کسی که خودش از مردم درخواست کمک مالی دارد، همزمان با حضور و فعالیت هنری هموطنانش در خارج از کشور مخالفت میکند؟
فرشادجو با خروج از ایران، نهتنها نتوانسته جایگاه هنری سابق خود را در فضای جدید تکرار کند، بلکه مواضع سیاسی و مخالفتش با برخی فعالیتهای هنری هموطنانش نیز به موضوع بحث و انتقاد تبدیل شده است؛ مسیری که در کنار مشکلات معیشتی، فاصله میان شهرت گذشته و شرایط امروز او را بیش از پیش نمایان میکند.
