مواد رونگردان میتوانند درک فرد از زمان را تغییر دهند و ذهن را به سمت افکار و تجربههای غیرمعمول سوق دهند. مادهای که مسئول ایجاد این اثرات است، سیلوسایبین نام دارد؛ با این حال، دانشمندان هنوز اطلاعات کاملی درباره نحوه عملکرد آن در مغز ندارند. سیلوسایبین به دلیل ظرفیت بالقوهاش برای کمک به درمان اختلالات
مواد رونگردان میتوانند درک فرد از زمان را تغییر دهند و ذهن را به سمت افکار و تجربههای غیرمعمول سوق دهند.
مادهای که مسئول ایجاد این اثرات است، سیلوسایبین نام دارد؛ با این حال، دانشمندان هنوز اطلاعات کاملی درباره نحوه عملکرد آن در مغز ندارند.
سیلوسایبین به دلیل ظرفیت بالقوهاش برای کمک به درمان اختلالات سلامت روان در شرایط کنترلشده، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از پرسشهای بیپاسخ این حوزه به تفاوت تجربه زنان و مردان هنگام مصرف این ماده مربوط میشود.
شناخت تجربههای احتمالی افراد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا به آمادهسازی آنها پیش از مصرف و ارائه حمایت مناسب در طول جلسه کمک میکند.
در مطالعهای جدید، پژوهشگران دانشگاه ماستریخت هلند دریافتند زنان برخی از اثرات این ماده را شدیدتر از مردان احساس میکنند، هرچند این تفاوت در تمام اثرات مشاهده نشد.
دانشمندان از تأثیر سیلوسایبین بر مغز پرده برداشتهاند
ناتاشا میسون، پژوهشگری که تأثیر مواد مختلف بر مغز و رفتار انسان را بررسی میکند، درباره نتایج این تحقیق به ساینسالرت گفت:
چیزی که بیش از همه مرا شگفتزده کرد، این بود که تفاوتهای مشاهدهشده فقط به برخی از اثرات خاص محدود میشدند.
میسون و الین هاین-بونگرز، پژوهشگر دیگر دانشگاه ماستریخت، هدایت گروهی را بر عهده داشتند که نتایج دو کارآزمایی را با یکدیگر ترکیب کردند. این مطالعات در مجموع ۴۰ زن و ۳۲ مرد را شامل میشدند.
تمام شرکتکنندگان داوطلبانی سالم بودند که پیشتر تجربه مصرف مواد روانگردان را داشتند؛ موادی که میتوانند ادراک و فرایندهای فکری را تغییر دهند. شرکتکنندگان قارچ مصرف نکردند، بلکه سیلوسایبین تولیدشده در آزمایشگاه را دریافت کردند.
در نخستین کارآزمایی، اثرات این ماده با داروی مصنوعی دیگری به نام 2C-B مقایسه شد که ادراک و خلقوخو را تغییر میدهد. شرکتکنندگان در روزهای جداگانه هر دو ماده و همچنین یک ماده غیرفعال دریافت کردند.
کارآزمایی دوم به بررسی الاسدی اختصاص داشت؛ ماده روانگردان دیگری که در آزمایشگاه تولید میشود. اثرات این ماده نیز با دارونما، یعنی مادهای فاقد ترکیب فعال مورد بررسی، مقایسه شد.
نه داوطلبان و نه پژوهشگرانی که مستقیماً با آنها کار میکردند، از نوع مادهای که در هر جلسه دریافت میشد اطلاعی نداشتند.
زنان برخی از اثرات روانگردانها را شدیدتر احساس کردند
شرکتکنندگان در طول جلسات، احساسات و تجربههای خود را ارزیابی کردند و پس از پایان هر جلسه نیز به پرسشهایی درباره تجربهشان پاسخ دادند. پژوهشگران علاوه بر این، نمونههای خون آنها را جمعآوری کردند.
از آنجا که برخی داوطلبان در هر دو کارآزمایی حضور داشتند، مجموع ۷۲ شرکتکننده در ۹۴ جلسه مصرف مواد فعال مشارکت کردند. گروه پژوهشی هنگام تحلیل دادهها، این موضوع را نیز در نظر گرفت که اطلاعات هر دو مطالعه تا حدی از افراد یکسان به دست آمده بود.
مقایسه نتایج نشان داد زنان هنگام مصرف این مواد، شدت بیشتری از اثرات آنها را احساس میکردند. آنها همچنین کاهش بیشتری در سطح هوشیاری گزارش دادند و احساس کردند کنترل کمتری بر فرایندهای فکری خود دارند.
پس از در نظر گرفتن تفاوت سنی میان زنان و مردان، چند مورد از این اختلافها همچنان پابرجا ماند. تفاوت در شدت احساس تأثیر ماده، بهویژه در مورد سیلوسایبین، چشمگیرتر بود. کاهش هوشیاری نیز در مصرف سیلوسایبین و 2C-B تفاوت معناداری نشان داد، اما چنین اختلافی در مورد الاسدی مشاهده نشد.
آزمونهای مربوط به درک دیگران و واکنشهای عاطفی نسبت به آنها نیز تفاوت معناداری میان زنان و مردان نشان ندادند. یکی از توضیحهای احتمالی برای این اختلافها، وزن بدن بود. در هر سه مورد، مقدار ثابتی از دارو بدون توجه به وزن شرکتکنندگان تجویز شد. از آنجا که زنان شرکتکننده در این مطالعه عموماً وزن کمتری داشتند، احتمال میرفت همان دوز دارو غلظت بیشتری از ماده فعال را در خون آنها ایجاد کند.
با این حال، اندازهگیریهای خونی چنین فرضیهای را تأیید نکردند. نه حداکثر غلظت دارو در خون و نه میزان کلی مواجهه با آن در بازه زمانی اندازهگیریشده، تفاوت معناداری میان زنان و مردان داشت.
به همین دلیل، پژوهشگران اکنون احتمالهای دیگری، از جمله نقش هورمونها، را بررسی میکنند. این مواد روانگردان بر سامانه پیامرسانی مغز تأثیر میگذارند که ماده شیمیایی سروتونین در آن نقش دارد. هورمونهایی مانند استروژن نیز میتوانند بر عملکرد این سامانه اثر بگذارند.
بررسی جداگانهای که اعضای همین گروه پژوهشی انجام دادهاند، به ارزیابی این ارتباطهای احتمالی اختصاص دارد. نتایج آن پژوهش در نشریه مولکولار سایکایتری منتشر شده است.
میسون درباره محدودیتهای بررسی نقش هورمونها گفت:
با این حال، در این مطالعه سطح هورمونها را اندازهگیری نکردیم و مرحله چرخه قاعدگی شرکتکنندگان را نیز در نظر نگرفتیم؛ بنابراین نمیتوانیم مشخص کنیم که آیا هورمونها در تفاوتهای مشاهدهشده نقش داشتهاند یا خیر.
با ادامه تحقیقات درباره تأثیر مواد روانگردان بر مغز، شناخت تفاوتهای احتمالی میان افراد میتواند به طراحی روشهای درمانی آینده و ارائه حمایت متناسب با نیاز هر بیمار کمک کند. با این حال، پیش از رسیدن به چنین نتیجهای، یافتههای فعلی باید در مطالعات بزرگتر و میان بیمارانی که تحت درمان قرار دارند، آزمایش شوند.
هیچیک از دو کارآزمایی اولیه با هدف بررسی تفاوتهای جنسی طراحی نشده بودند. تعداد شرکتکنندگان نیز محدود بود و پژوهشگران در تحلیل خود، احتمال افزایش نتایج مثبت کاذب ناشی از انجام مقایسههای متعدد را تعدیل نکردند.
میسون درباره ضرورت احتیاط در تفسیر نتایج گفت:
قطعاً هنوز برای نتیجهگیری درباره اینکه زنان به دوزهای پایینتری از مواد روانگردان نیاز دارند یا به درمانهای روانگردان بهتر یا بدتر پاسخ میدهند، بسیار زود است.
این مطالعه همچنین تأثیرات درمانی بلندمدت مواد روانگردان را بررسی نکرد؛ بنابراین نتایج آن بهتنهایی نمیتوانند مشخص کنند که آیا تفاوتهای مشاهدهشده در تجربه مصرف، ارتباطی با میزان اثربخشی درمان در طول زمان دارند یا خیر.
