تنگه هرمز امروز مشهورترین آبراه دنیا است که در افکار عمومی با جنگ ایران و امریکا و قیمت انرژی تداعی میشود. از این رو، جهانیان آن را در پیوند امنیت و تجارت برای خود مهم یافته و اخبار مربوط به آن را دنبال میکنند. در همین حال، ترامپ و تیم رسانهای در استخدام او برای فریب افکار عمومی و تأثیرگذاری بر قیمت نفت و قدرتنمایی مرتب اخبار و ادعاهای دروغ مبنی بر باز بودن تنگه هرمز و کنترل نظامی امریکا بر آن را تنظیم و منتشر میکنند.
البته ناگفته نماند پس از اینکه جنگ تحمیلی امریکا علیه ایران موجب بسته شدن تنگه هرمز و آثاری، چون افزایش قیمت انرژی و مواد پتروشیمی در دنیا شد که در واقع رهاورد ترامپ برای جهانیان بود، نظامیان امریکایی در چندین مرحله و بیش از بیست شبانهروز نبرد پراکنده که گاه تا استانهای جنوبی کشورمان کشیده میشد، بهدنبال تسلط بر این تنگه و خارجکردن آن از کنترل ایران بودند. اما مقاومت جانانه رزمندگان ایرانی این حملات سنگین و جنایتکارانه را خنثی و شکست و خفت را نصیب کاخ سفید کرد.
با شکست حملات نظامی، امریکاییها، سیاست فریب و فشار را برای گشودن تنگه و سپس مسیری جدا از مسیر اصلی در جنوب تنگه و سواحل کشور عمان و نمایش باز بودن تنگه را دنبال کردهاند که خروجی آن، وارد شدن خسارتهای سنگین به کشتیهای عبوری از این مسیر ناامن و خطرساز بوده است.
خطراتی که نه تنها قیمت بیمه و هزینه دستمزد ملوانان برای عبور از این مسیر را افزایش داده و موجب وارد شدن خسارت و انهدام کشتیها تا خطرات جانی سرنشینان آنها شده است. همین سیاست احمقانه امریکاییها برای القای کنترل خود بر تنگه هرمز و باز نگه داشتن آن موجب شده هزینه انتقال نفت با هزینه پرتاب سفینههای فضایی قابل مقایسه بوده و قیمت واقعی هر بشکه نفت حدود ۴۰ درصد بیش از قیمتهای اعلامی یا رسمی باشد. اما واقعیت این است که این تنگه استراتژیک در کنترل و اشراف ایران است و هر گونه تردد غیرمجاز، ولو از مسیر جنوبی، نه تنها خطر برخورد با مین دریایی دارد بلکه با ممانعت نیروی دریایی ایران مواجه و خاطیان با آتش مؤثر آن مواجه میشوند. در حالی که امریکایی با فریب اسکورت هوایی اجبار یا فریب ملوانان کشتیها را برای عبور از مسیر ناامن و غیررسمی را برای القای کنترل خود بر تنگه دنبال میکنند، ایران با دراختیار داشتن چند عنصر اساسی اشراف کامل و واقعی اطلاعاتی و نظامی داشته و قادر به باز و بستن آن هستند. عناصری که اشراف و توانمندی برای اعمال قدرت و اراده ایران برای حاکمیت بر این تنگه راهبردی را فراهم میسازند عبارتاند از:
۱- استقرار در ساحل طولانی و چند جزیره مشرف بر تنگه؛
۲- برخورداری نیروهای نظامی ایران از عمق و عقبه لجستیکی ثابت و دائمی؛
۳- حمایت و پشتیبانی مردم ساکن در سواحل و جزایر ایرانی و حتی غیرایرانی از رزمندگان ایران در برابر متجاوزان امریکایی؛
۴- تسلط کامل رزمندگان ایرانی بر جغرافیای منطقه و آمادگی کامل برای هر سطح درگیری با متجاوزان؛
۵- برخورداری رزمندگان ایرانی از تسلیحات بومی و استمرار تولید آن برای اطمینان از ذخایر کافی جهت نبرد فرسایشی و کفایت آتش علیه دشمن؛
۶- برخورداری رزمندگان و ساکنان سواحل و جزایر ایرانی از روحیه و فرهنگ حماسی و استقبال از جنگ با متجاوزان.
آخر اینکه نیروهای مسلح ایران در خاک کشورشان و برای حفظ حاکمیت و عزت خود در برابر دشمنی شرور و جنایتکار ایستادهاند و ایفای نقش میکنند و جنایتی، چون کشتار کودکان معصوم مینابی، انگیزه مدافعان و رزمندگان ایرانی را برای انجام مأموریت در برابر دشمن و عبور از معیارهای متعارف و معمول چنان افزایش داده و سرشار ساخته که از تصور دوست و دشمن فراتر است. اینجاست که با وجود برتری دریایی امریکا، هیچ ناو نظامی امریکا جرئت حضور در تنگه هرمز و حتی نزدیک شدن به آن را نداشته و با وجود تهدیدهای چندباره، نیروی زمینی امریکا توان و جرئت هیچ اقدامی در سواحل و جزایر ایرانی نداشتهاند.
|
