اقتصادنیوز: هشت ماه پس از آغاز جنگ، ذخایر و حاشیههای اطمینانی که به جذب شوک اولیه انرژی کمک کردند ــ بهویژه ذخایر نفت خام در خشکی ــ بهطرزی نگرانکننده در حال کاهشاند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، رویترز در گزارشی نوشت: بازارهای نفت در ابتدا جنگ آمریکا علیه ایران را اختلالی کوتاهمدت و افزاینده قیمت نفت در دل یک روند نزولی بلندمدت تلقی میکردند. اما اکنون معاملهگران روی این موضوع شرطبندی میکنند که قیمت نفت تا سال ۲۰۲۸ همچنان در سطوح بالا باقی خواهد ماند؛ مسئلهای که بازنگری در چشمانداز تورم جهانی را ناگزیر میکند.
هشت ماه پس از آغاز جنگ، ذخایر و حاشیههای اطمینانی که به جذب شوک اولیه انرژی کمک کردند ــ بهویژه ذخایر نفت خام در خشکی ــ بهطرزی نگرانکننده در حال کاهشاند. همزمان، احیای صادرات نفت خام از طریق تنگه هرمز همچنان شکننده است، ظرفیت پالایش نفت در جهان کاهش یافته و مسیرهای دیپلماتیک معتبر برای پایان دادن به درگیری، محدودتر از هر زمان دیگری به نظر میرسند.
قراردادهای آتی نفت خام برنت، بهعنوان شاخص معیار جهانی، این وضعیت را بهخوبی نشان میدهند. قراردادهای تحویل در دسامبر ۲۰۲۷ از ابتدای سپتامبر تاکنون بیش از ۱۳ درصد افزایش یافته و به ۸۶ دلار در هر بشکه رسیدهاند؛ بالاترین سطح ثبتشده برای این قراردادها. در همین حال، قراردادهای تحویل دسامبر ۲۰۲۶ نیز حدود ۱۲ درصد افزایش قیمت داشتهاند.
البته منحنی قیمتهای آتی برنت، پیشبینی قطعی قیمتها نیست. بااینحال، این منحنی نشان میدهد که پالایشگاهها، شرکتهای هواپیمایی، معاملهگران کالا و مدیران دارایی تا چه اندازه تمایل دارند قیمتهای بالا را برای ماهها و حتی سالهای آینده تثبیت کنند. در عمل، فعالان بازار برای مصون ماندن از این احتمال که اختلالهای امروز به وضعیت عادی فردا تبدیل شوند، حاضرند بهای بیشتری بپردازند.
احیای عرضه
این موقعیتگیری در بازار، در تضاد آشکار با انتظارات رایج در صنعت نفت قرار دارد؛ انتظاراتی که بر اساس آنها، عرضه جهانی نفت در سال آینده بهبود خواهد یافت.
آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند که با احیای صادرات خاورمیانه، عرضه جهانی نفت از روزانه ۱۰۰.۷ میلیون بشکه در سال جاری به روزانه ۱۰۸.۳ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۷ افزایش یابد.
در همین حال، پیشبینی میشود تقاضای جهانی نفت نیز از روزانه ۱۰۲.۴ میلیون بشکه به ۱۰۴.۴ میلیون بشکه در سال آینده برسد؛ رقمی که همچنان اندکی کمتر از میزان مصرف در سال ۲۰۲۵ خواهد بود. انتظار میرود این بهبود عمدتاً در خوراک مورد استفاده در صنایع پتروشیمی متمرکز باشد، نه در سوختهای حملونقل مانند گازوئیل.
با وجود این، ترازهای عرضه و تقاضایی که این آژانس پیشبینی کرده است، از مازاد قابلتوجه عرضه در سال آینده حکایت دارند؛ مازادی که در شرایط عادی باید موجب کاهش قیمتها شود. بااینحال، افزایش پیوسته قیمت قراردادهای آتی با سررسیدهای دورتر نشان میدهد که سرمایهگذاران هرچه بیشتر نسبت به تحقق کامل این روند بهبود تردید دارند؛ یا حتی اگر این بهبود محقق شود، نسبت به تداوم آن اطمینان ندارند.
بنبست میان واشنگتن و تهران همچنان بر سر کنترل تنگه هرمز متمرکز است. اگرچه آمریکا مدعی است که جریان انتقال نفت از این آبراه راهبردی در هفتههای اخیر به سطحی نزدیک به میزان پیش از جنگ بازگشته است، اما ایران این ادعا را رد کرده، طی هفته گذشته حملات خود به کشتیها را تشدید کرده و تهدید نموده است که اختلالهای بیشتری ایجاد خواهد کرد.
دامنه درگیری همچنین از خلیج فارس فراتر رفته است. انصارالله یمن اخیراً حملات موشکی و پهپادی خود به عربستان سعودی را افزایش دادهاند؛ از جمله حملاتی که این هفته مقر شرکت آرامکو، غول نفتی دولتی عربستان سعودی، در شهر ظهران را هدف قرار داد.
با توجه به این شرایط، اکنون هر بشکه نفتی که از خلیج فارس خارج میشود، با صرف هزینهای فزاینده بابت ریسکهای امنیتی همراه است. لجستیک پیچیده، افزایش نرخ کرایه حملونقل دریایی، هزینههای بالای بیمه و حفاظت نظامی، اکنون تقریباً یکسوم هزینه انتقال هر بشکه نفت از این منطقه را تشکیل میدهند؛ درحالیکه سهم این هزینهها پیش از جنگ تنها ۳ درصد بود.
در صورت دست نیافتن به توافقی پایدار درباره تنگه هرمز، بخش عمده این هزینهها احتمالاً در آینده قابل پیشبینی همچنان در قیمتها تثبیت خواهد شد.
جهش سرسامآور قیمت گازوئیل
فشارها در بازار گازوئیل حتی آشکارتر است.
قراردادهای آتی گازوئیل اروپا، که بهعنوان شاخص معیار این بازار شناخته میشوند، در اواسط سپتامبر به رکورد بیسابقه ۱۴۸۰ دلار بهازای هر تن متریک رسیدند؛ رقمی که معادل حدود ۲۱۰ دلار برای هر بشکه است. این افزایش در پی کمبود شدید عرضه رخ داد؛ کمبودی که ناشی از اختلالات ایجادشده در خاورمیانه و روسیه بود.
از زمان تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، حملات پهپادی کییف پالایشگاههای روسیه را بهشدت از کار انداخته و مسکو را وادار کرده است که در اوایل سال جاری میلادی صادرات گازوئیل را ممنوع کند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه از دستیابی به توافقی با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، خبر داد که به مسکو اجازه میدهد بخشی از صادرات گازوئیل خود را از سر بگیرد. ترامپ بعدتر همچنین از برقراری یک «آتشبس انرژی» دیگر میان روسیه و اوکراین خبر داد.
اما حجم صادرات اضافی روسیه که ترامپ به آن اشاره کرده، بسیار ناچیز است و تنها معادل حدود ۱۲ ساعت از عرضه جهانی این سوخت به شمار میرود. افزون بر این، هیچکس، حتی دو طرف درگیر، اعتبار چندانی برای آتشبس ادعاشده قائل نیست.
در عوض، معاملهگران بر کاهش چشمگیر ظرفیت تولید سوخت در سال جاری متمرکز شدهاند؛ موضوعی که قراردادهای آتی گازوئیل نیز با نشان دادن تداوم محدودیت عرضه در آینده، آن را تأیید میکنند. قیمت قراردادهای تحویل گازوئیل در دسامبر ۲۰۲۷، برای نخستین بار در هفته جاری از هزار دلار بهازای هر تن فراتر رفت؛ این در حالی است که قیمت این قراردادها پیش از جنگ ۶۴۴ دلار بود.
افزایش قیمت سوخت ممکن است در نهایت پیامدهایی مهمتر از افزایش قیمت نفت خام بهتنهایی داشته باشد. گازوئیل سوخت کامیونها، کشتیها، کارخانهها و مزارعی است که زیربنای تجارت جهانی را تشکیل میدهند. افزایش پایدار قیمت گازوئیل، در گذشته نیز از طریق بالا بردن هزینههای حملونقل، تولید صنعتی و مواد غذایی، به سایر بخشهای اقتصاد سرایت کرده است.
با توجه به اینکه نرخ تورم کلی آمریکا در ماه سپتامبر به ۳.۷ درصد رسیده است ــ تقریباً دو برابر نرخ هدف ۲ درصدی فدرال رزرو ــ و تورم هسته نیز بهتدریج در حال افزایش است، تداوم قیمتهای بالای گازوئیل همچنان یکی از نگرانیهای عمده سیاستگذاران آمریکایی و جهانی به شمار میرود.
واقعیتی جدید
در بخش عمده سال جاری میلادی، بازارهای انرژی بر این فرض عمل میکردند که جنگ ایران نیز مانند بحرانهای ژئوپلیتیکی گذشته خواهد بود: اختلالی شدید اما موقتی که پس از آن، شرایط بهسرعت به حالت عادی بازمیگردد.
اما سرمایهگذاران بیش از پیش به این نتیجه میرسند که اوضاع متفاوت خواهد بود. مسئله دیگر صرفاً این نیست که چه میزان نفت میتواند از تنگه هرمز عبور کند. بازارها باید بدانند آیا نظام جهانی انرژی میتواند ذخایر، ظرفیت پالایشگاهی و زنجیرههای تأمینی را که طی ماهها درگیری آسیب دیدهاند، در مدت کوتاهی بازسازی کند یا خیر.
تا زمانی که چنین اتفاقی نیفتد، جهان در معرض این خطر قرار دارد که در دورهای از هزینههای انرژیِ بهطور ساختاری بالاتر گرفتار شود؛ دورهای که حتی پس از توقف درگیریهای نظامی نیز مدتها ادامه خواهد یافت.
