تهران- ایرنا- حسن رنگرز اگر همین حالا به هر دلیلی دیگر سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی نباشد بدون حرف و حدیثی راهی خانه‌اش می‌شود و البته با انبوهی از پیشنهادهای خارجی از تیم‌های مطرح دنیا روبرو خواهد شد؛ اما آیا قلعه‌نویی هم چنین رفتاری خواهد داشت؟ قابل پیش‌بینی‌ترین اتفاقی که او رقم خواهد زد حمله به منتقدانش است.

به گزارش ایرنا، وظیفه ذاتی رسانه، نقد است و ارائه راهکار. هر چند برخی از بزرگان این عرصه اعتقاد دارند ارائه راهکار بر عهده کسانی است که مورد نقد قرار گرفته‌اند و رسانه تنها باید فقط نیمه خالی لیوان را ببیند؛ اما موضوعی که می‌توان روی آن اتفاق نظر داشت این است که مرثیه‌سرایی در رسانه برای هیچ فرد و گروهی مجاز نیست؛ مگر در یک صورت.

کسانی که به حق، مورد لطف مردم قرار گرفته‌اند؛ آن هم به واسطه اینکه توانسته‌اند برای منافع ملی قدمی بردارند؛ باید برای‌شان قلم‌فرسایی کرد. در ورزش به ندرت چنین کسانی به چشم می‌خورند. در دهه‌های گذشته بودند بزرگانی که نه به واسطه موفقیت‌هایی که در میادین بین‌المللی کسب کردند؛ بلکه به خاطر مردم‌داری آنها و اینکه هیچ گاه خود را تافته جدا بافته قلمداد نکردند؛ اما چند سالی است که همه چیز رو به زردی نهاده و دیگر خبری از معرفت و اخلاص در ورزش ایران نیست؛ در این شرایط تک‌چهره‌هایی هستند که همچنان امیدوارمان نگه داشته‌اند؛ مثل سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی.

صحبت از حسن رنگرز است؛ مردی که هم در مدیریت موفق بود و هم در مربیگری. سواد آکادمیک، رخت عقلانیت را بر تن او کرد؛ مرام و معرفت‌اش هم که همیشه و حتی زمانی که تیم ملی را قهرمان جهان می‌کند همراهش است و ذره‌ای هم دچار کم و کاستی نشده؛ او هیچگاه حرفی از میزان پاداشش نمی‌زند و خود را سرباز وطن و مردم می‌داند.

از ژنرال تا حسن؛ چه کسی عزیز مردم شد؟

«چشم در چشم دوربین، نمی‌گوید پاداش جام جهانی حق اوست.» این جمله، دقیقا طعنه‌ای به امیر قلعه‌نویی است؛ مردی که اهالی فن او را شایسته سرمربیگری تیم ملی فوتبال نمی‌دانند؛ به خصوص به لحاظ فنی. نتایج تیم ملی در مدتی که او روی نیمکت آن نشسته گواه این مطلب است؛ اما سوالی که مطرح می‌شود و البته پاسخ چندان دشواری ندارد این است که چگونه می‌شود یک مربی، تیمش را قهرمان جهان کند و شاگردانش امسال هم چندین مدال به ارمغان بیاورد و باز هم شانس کسب عنوان قهرمانی را داشته باشد اما با همه این‌ها از مردم عذرخواهی کند؛ در سوی دیگر سرمربی تیم ملی فوتبال، به شکل عجیبی به همه منتقدانش می‌تازد؛ آن هم در شرایطی که تیم ملی نتوانست از گروهش در جام جهانی صعود کند.

حالا در هر محفل و جمعی که حرف از ورزش است حسن رنگرز را مردی از جنس معرفت و مرام و افتادگی خطاب می‌کنند؛ اما آیا امیر قلعه‌نویی از چنین شانسی برخوردار است؟ شاید با یک نظرسنجی از مردمی که حق‌شان است درباره تیم‌های ملی کشورشان نظر بدهند بتواند حق مطلب را در این خصوص به جا بیاورد. سوال هم این باشد؛ کدام مربی باید بماند و چه کسی شایسته ماندن نیست؟

از ژنرال تا حسن؛ چه کسی عزیز مردم شد؟

حسن رنگرز اگر همین حالا به هر دلیلی دیگر سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی نباشد بدون هیچ حرف و حدیثی راهی خانه‌اش می‌شود و البته با انبوهی از پیشنهادهای خارجی از تیم‌های مطرح دنیا روبرو خواهد شد؛ اما آیا قلعه‌نویی هم چنین رفتاری خواهد داشت؟ قابل پیش‌بینی‌ترین اتفاقی که او رقم خواهد زد حمله به منتقدانش است. بر خلاف رنگرز هم خبری از پیشنهادهای خارجی برای او نخواهد بود و نهایتا با لباس تیمی از ازبکستان عکس یادگاری خواهد گرفت.

قلعه‌نویی ۲۰ سال است که از مجری برنامه نود و بیژن ذوالفقارنسب و امیر حاج‌رضایی دل‌چرکین است که چرا او را به واسطه حذف از جام ملت‌ها ، مورد نقد قرار دادند و قطعا در پایان دومین حضورش در تیم ملی هم همین اتفاق رخ خواهد داد.

از ژنرال تا حسن؛ چه کسی عزیز مردم شد؟

صحبت از تفاوت‌های دو مربی است؛ یک مربی، کشتی‌گیری را تحویل ورزش کشور می‌دهد که در ۱۹ سالگی دو مدال نقره جهان کسب کرده و دیگری در ۵ سال سرمربیگری تیم ملی، دریغ از تغییر نسل. بازیکنانش همان‌هایی هستند که ۱۰، ۱۵ سال پیش کی‌روش آنها را به تیم ملی آورد و البته باز هم نمی‌تواند نقش مربی طلبکار را بازی نکند.

حالا که رنگرز و رنگرزها در ورزش ایران همچون مروارید، کمیاب شده‌اند رسانه باید برای چنین مربیان لایقی سنگ تمام بگذارد و البته مقابل لمپنیسم بایستد. شاید اگر چندین رنگرز در رشته‌های دیگر ورزش داشتیم الان اوضاع‌مان در این بخش چیز دیگری بود؛ اما واقعیت‌های ورزش کشور، همینی است که می‌بینیم.