شاهین شجری کهن معتقد است مهمترین وظیفه جشنواره امسال ایجاد همگرایی است، اما همگرایی با شعار محقق نمیشود. اگر قرار است همه طیفهای سینمای ایران در جشنواره حضور داشته باشند، باید فیلمهایشان هم امکان نمایش پیدا کند.
همشهری آنلاین: امسال درحالیکه تقریبا ۳ماه تا شروع جشنواره فیلم فجر بیشتر باقی نمانده، هنوز دبیر جشنواره انتخاب نشده است. با توجه به شرایط جنگی کشور و احتمال آغاز درگیریها در روزهای آینده، طبیعی است که مسئولان سازمان سینمایی تردیدهایی درباره چگونگی برگزاری جشنواره فجر داشته باشند. اما در کل به نظر میرسد جشنواره نیازمند تغییر نگرش است تا جایگاه سابق خود را در فضای سینمای ایران بازیابد. شاهین شجری کهن، منتقد سینما در تلویزیون همشهری حاضر شد و درباره برگزاری جشنواره پیش رو صحبت کرد که خلاصه حرفهای او در ادامه آمده است.
فاصله از تعادل سینمایی
برای بررسی وضعیت امسال جشنواره فیلم فجر باید کمی کلیتر به موضوع نگاه کنیم. در ۲سال گذشته، جشنواره ۲تجربه متفاوت را پشت سر گذاشت و امسال احتمالا با شکل سومی از این وضعیت روبهرو خواهیم شد. در دوره قبلتر، پس از اتفاقات اجتماعی، بسیاری از اهالی سینما از جشنواره فاصله گرفته بودند. با تغییر دولت و روی کار آمدن رئیسجمهور جدید، نوعی آشتی نصفه و نیمه شکل گرفت و بخشی از سینماگران مستقل و مطبوعاتیها دوباره به جشنواره بازگشتند. اما دوره بعد با اتفاقات اجتماعی، قطع اینترنت و سایه جنگ شرایط کاملا متفاوت شد. جشنواره در فضایی ملتهب برگزار شد و حضور یا غیبت از آن به موضعی سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. در نتیجه، فضای سیاسی و جناحی بر وجه سینمایی جشنواره غلبه کرد. درحالیکه جشنواره فجر باید متعلق به همه طیفها و نگاههای سینمایی باشد، مرزبندیها پررنگتر شد و این وضعیت در نهایت به ضرر فیلمها تمام شد.
نماینده همه سینمای ایران
جشنواره فجر از ابتدا نسبتی با کلیت سینمای ایران داشت؛ از سینمای مستقل و هنر و تجربه گرفته تا آثار بخش خصوصی و تولیدات نهادها. این رویداد فرصتی بود تا فیلمهای ساختهشده در یک سال را ببینیم، چهرههای تازه را کشف کنیم و چشماندازی از سینمای سال آینده داشته باشیم. البته جشنواره همیشه رنگوبوی سیاسی و تبلیغاتی هم داشته، اما میان وجه سینمایی و ملاحظات سیاسی آن تعادلی وجود داشت. در سالهای اخیر، این تعادل به هم خورده است. جشنواره فجر یک رویداد ملی است و نمیتواند به یک جریان یا گروه خاص تعلق داشته باشد. تجربه نشان داده هر زمان این تعادل به هم خورده، جشنواره بخشی از ماهیت خود را از دست داده است.
گزینههای دبیری
درباره دبیر جشنواره هم به نظرم منوچهر شهسواری تجربه ارزشمندی دارد و توانایی برگزاری یک دوره دیگر را دارد، اما نه با همان نگاه و رویکردی که به وضعیت ملتهب سال گذشته منجر شد. مهدی طباطبایینژاد نیز تجربه برگزاری جشنواره در شرایط دشوار، ازجمله دوران کرونا را دارد. بهروز شعیبی هم با توجه به شناختی که از او دارم، فردی اهل تعادل و منطق است و میتواند گزینه مناسبی باشد.
بحران تولید
چرخه طبیعی تولید در سینمای ایران تا حد زیادی از بین رفته است. در گذشته، فیلمساز، تهیهکننده، فیلمنامهنویس و سرمایهگذار در سازوکاری طبیعی کنار هم قرار میگرفتند و فیلم میساختند. امروز بخش مهمی از تولید در اختیار نهادهایی است که با بودجههای بزرگ و ساختارهای خاص خود فیلم میسازند. نتیجه این وضعیت افزایش تعداد فیلماولیهایی است که مسیر ورودشان به سینما چندان روشن نیست. پیشتر میتوانستیم سابقه فیلمسازان جوان را در فیلم کوتاه، دستیاری یا فعالیتهای سینمایی دنبال کنیم، اما حالا گاهی با نامهایی روبهرو میشویم که ناگهان با حمایت یک نهاد وارد عرصه تولید شدهاند. البته در میان این افراد استعدادهای خوبی هم پیدا میشود، اما چرخه طبیعی رشد و تجربهاندوزی در سینما آسیب دیده است. بخش خصوصی انگیزه چندانی برای حضور در جشنواره ندارد. برخی تهیهکنندگان معتقدند فیلمهایشان در جشنواره جدی گرفته نمیشود و برخی دیگر نگرانند که نمایش جشنوارهای بهجای تبلیغ، حساسیت و حاشیه ایجاد کند. از سوی دیگر، شبکه نمایش خانگی بخشی از اهمیت و توجهی را که پیشتر متوجه سینما بود به خود اختصاص داده است.
همگرایی در عمل، نه در شعار
به نظرم مهمترین وظیفه جشنواره امسال ایجاد همگرایی است، اما همگرایی با شعار محقق نمیشود. اگر قرار است همه طیفهای سینمای ایران در جشنواره حضور داشته باشند، باید فیلمهایشان هم امکان نمایش پیدا کند. نمیتوان از همگرایی حرف زد، اما همزمان برخی فیلمها و فیلمسازان را کنار گذاشت. جشنواره باید به ماهیت سینمایی خود بازگردد. وطن به سینما نیاز دارد و اگر میخواهیم از کشور حمایت کنیم، باید چرخه تولید سینمای ایران را احیا کنیم. نمایش فیلمهایی که سالها در توقیف ماندهاند میتواند بخشی از این مسیر باشد. تجربه نمایش فیلمهایی مانند «پیرپسر» نشان داد که باز شدن فضا و فرصت دیده شدن آثار جدی میتواند به رونق سینما کمک کند. از سوی دیگر، باید درباره در وضعیت ممیزی و تعریف سینمای ایران هم بازنگری شود. جامعه امروز با چند سال قبل تفاوت کرده و این تغییرات طبیعتا باید در سینما بازتاب پیدا کند. نمیتوان با همان قواعد گذشته همه آثار را ارزیابی کرد و بخشی از واقعیت جامعه را از دایره سینما بیرون گذاشت.
نیاز جشنواره به دبیرخانه ثابت و برنامهریزی بلندمدت
یکی دیگر از مشکلات جشنواره نبود دبیرخانه ثابت و برنامهریزی مستمر است. هر سال جشنواره برگزار میشود، همهچیز جمع میشود و تا سال بعد عملا فعالیتی وجود ندارد، درحالیکه جشنواره باید دبیرخانه دائمی داشته باشد و دبیر آن نیز برای چند سال انتخاب شود تا فرصت سیاستگذاری و ارتباط مستمر با اهالی سینما فراهم باشد. با توجه به شرایط تولید و وضعیت هنرمندان، باید هرچه زودتر دبیر جشنواره معرفی شود و جشنواره موجودیت خود را اعلام کند. لازم است ارتباط با اهالی سینما زودتر آغاز شود، سختگیریها کاهش پیدا کند و درها برای حضور و نمایش فیلمها بازتر شود.
اگر قرار است جشنواره امسال هم به محلی برای تخاصم، خطکشی و متهم کردن کسانی تبدیل شود که میآیند یا نمیآیند، بهتر است اصلا برگزار نشود، چون آسیبهایش بیشتر خواهد بود. امیدوارم چهل و پنجمین جشنواره فیلم فجر رویدادی باشد که اولویت اصلیاش سینماست و بتواند بخشی از اعتبار و جایگاه ازدسترفته خود را بازیابد.
