روزی که آسمان خوزستان به تلخترین خاطره نیروی هوایی ارتش تبدیل شد، هیچکس گمان نمیکرد یک «طعمه» هوشمندانه، غرور خلبانان عراقی را در هم بشکند. روایت تکاندهنده از نبرد اف ۱۴ها و میراژها و قهرمانی گمنام سرتیپ خلبان فضلالله جاویدنیا که برتری هوایی را به ایران بازگرداند.
بیتران، علی غفوری: شاید بسیاری از خوانندگان حوادث جنگ ایران و عراق ندانند که میراژهای عراقی در یک روز به یک روایت ۲ اف ۱۴ و به یک روایت ۳ اف ۱۴ ایران را ساقط کردند. این حادثه آنقدر ناراحتکننده بود که بسیاری از آن بهعنوان تلخترین روز نیروی هوایی ارتش یاد میکنند. قضیه به آبان ۱۳۶۰ بازمیگشت. هنگامی که ارتش و سپاه موفق شدند عراق را از شمال و غرب آبادان عقب رانده و آماده حمله به مرکز خوزستان برای راندن دشمن از بستان و سوسنگرد شوند. آن روزها بر روی زمین و هوا برتری با ایران بود و دشمن مدام در حال عقبنشینی و دادن تلفات بر روی زمین و هوا بود. اما یک اتفاق تلخ نیز در آن روزها رخ داد.
فلج شدن بازوان شناسایی
برهمریختن نظام اطلاعات و ضد اطلاعات ارتش در سال ۵۸ و نیمه اول سال ۵۹ سبب شد تا بهمانند گذشته ایران نتواند از تحرکات دشمن با خبر باشد. (هنوز هم از این ناحیه در حال تحمل ضربات دشمنان هستیم). تا سال ۵۷ نهادهایی مانند اداره دوم ارتش و رکن ۲ مدام در حال رصد تحرکات ارتشهای منطقه از جمله اتفاقات ارتش عراق بودند. اما با پیروزی انقلاب و نفوذ تفکرات تندروها، نفوذیها و چپگرایان، بازوان شناسایی ارتش بهتدریج فلج شد. بخش اطلاعات خارجی ساواک نیز منحل شد. نتیجه این اتفاقات، بیخبری از اتفاقات داخل خاک دشمن بود.
فرماندهان ارتش پیش از جنگ هم از خرید میراژ توسط عراق خبر داشتند و هم میدانستند از چه زمانی تحویل دشمن میشود. حمله به الحریه در غرب بغداد با همین هدف انجام شد. اما از اواخر ۱۳۵۹ کسی دیگر از نحوه تحویل هواپیماهای فرانسوی توسط عراق اطلاع چندانی نداشت. کسی نمیدانست این هواپیماها کجا عملیاتی شده و در کدام پایگاهها پرواز خواهند کرد.
تله ساندویچ اتک
روز ۲۴ آبان ۱۳۶۰ یعنی ۱۴ روز مانده به حرکت دهها هزار رزمنده زمینی برای حمله به خطوط دشمن (عملیات طریقالقدس)، یک دسته میراژ اف ۱ درگیر نبرد با یک دسته هواپیمای اف ۱۴ میشوند. تامکتها در کمال تعجب میبینند که نمیتوانند این هواپیماها را شکار کنند. سطح آموزش و مانورهای این خلبانان بالاتر از سایر خلبانان عراقی تا آن زمان بود. به این گزارشهای میدانی خلبانان تامکت توجه چندانی نمیشود. تا آنکه ۲۷ آبان سروان رضا نظامآبادی و ستوان یکم فتحالله جلالآبادی دو هواپیمای شبیه اف ۵ شکل را شناسایی میکنند که میبینند به سمت عراق میروند. خلبانان اف ۱۴ پس از گفتگو با رادار زمینی پی میبرند که این هواپیماها خودی نیستند و از پی آنها میافتند. اما دقایقی بعد در یک تله میافتند و با موشکهای ماترا ۵۵۰ ساقط شدهو مجبور به اجکت میشوند.
در همان روز تامکت دیگری به خلبانی سروان محمدجعفر بهادران و کابین عقبی ستوان یکم سید حسین حسینی نیز در تله موسوم به «ساندویچ اتک» میافتند و یک اف ۱۴ دیگر از دست میرود. مشکل آنجا بود که خلبانان اف ۱۴ گمان میکردند عراق موشک هوا به هوا با برد بالا ندارد و بنابراین چندان نگران نزدیک شدن هواپیماهای دشمن نبودند. اما پس از این حوادث خلبانان پی بردند که عراق تعدادی میراژ دریافت کرده که مجهز به موشکهای ماترا ۵۵۰ و ماژیک هستند.
طراحی تله برای میراژها
سقوط تامکت در نبرد هوایی چیزی نبود که بشود از کنار آن گذشت. بلافاصله پروازهای پشتیبانی اف ۱۴ قطع شد و در حالی که تنها ۱۲ روز به آغاز عملیات طریقالقدس مانده بود و میراژها به پشتیبانی از شکاری بمبافکنهای سوخو و میگ دشمن موفق شدهبودند تا حدودی اف ۴ها و اف ۵ها را عقب برانند، فرماندهان پایگاههای هفتم شیراز و هشتم اصفهان در جلساتی فشرده بهدنبال تغییر تاکتیکهای نبرد با این مهمان تازهوارد رفتند. آنگونه که سرتیپ بازنشسته خلبان فضلالله جاویدنیا، سرگرد خلبان (جلو) اف ۱۴ میگوید در این جلسات سرهنگ بابایی، سرهنگ شهرام رستمی، سرگرد یداله خلیلی، سرهنگ صادقپور و جاویدنیا تصمیم گرفتند تا با گذاشتن تله برای میراژها از آنها زهر چشم بگیرند.
عملیات طعمه و شکار ققنوس
خلبان فضلالله جاویدنیا داوطلب شد تا نقش طعمه را بازی کند. صبح زود روز چهارم آذر (۴ روز مانده به آغاز عملیات گسترده زمینی) او و کمکخلبان ستوان یکم خورشید سوار هواپیمای اف ۱۴ شده و با رساندن خود به ارتفاع ۲۲ هزار پا به سمت شرق خوزستان حرکت کردند. ضربه شست میراژها سبب شدهبود تا برای مدتی کوتاه پروازهای مرزی خلبانان ایرانی قطع شود و در نتیجه وجود یک اف ۱۴ تنها، چند میراژ عراقی را به وسوسه انداخت تا شکارهای موفق خود را افزایش دهند. اما با دستور افسر فرمانده زمینی عراقی به میراژها دستور دادهشد تا میراژ ایرانی را به سمت حمیدیه (شمال غرب اهواز) بکشانند تا با موشکهای سام شکار شود.
با بازگشت اف ۱۴ به سمت خلاف جهت، میراژها از اینکه این خلبانها به تله بیفتند ناامید شدند و به سمت تامکت رفتند تا آن را شکار کنند. در این زمان فاصله تامکت با دسته میراژها ۲۵ مایل بود. سرانجام خلبان فضلالله جاویدنیا به خورشید اطلاع داد که با یک مانور سنگین میخواهد ارتفاع خود را کم کرده و از روبروی میراژها درآمده و آنها را هدف قرار دهد.
آنگاه با وارونه کردن هواپیما و سپس یک حرکت دایرهای در حالت مناسب شلیک فونیکس قرار گرفت و با شلیک این ققنوس افسانهای، لیدر عراقی بهدام افتاد و علیرغم فرصت کم برای عکسالعمل، دو موشک به سمت اف ۱۴ شلیک کرد که از بالای سر خلبانان ما رد شد اما فونیکس، میراژ را به شکلی جدی صدمه زد و خلبان ناچار به اجکت شد. او مدتی بعد به اهواز منتقل شد. اما شماره دوی عراقی با یک گردش سنگین به سمت غرب، مسیر خود را تغییر داد و خلبان فضلالله جاویدنیا که میدانست تعقیب او مصادف با افتادن در تله است از ادامه تعقیب صرفنظر کرد.
حفظ برتری هوایی
با آغاز حملات زمینی ایران برای بازپسگیری سرزمینهای جنوب خوزستان در هشتم آذر همان سال، تامکتها اینبار با حفظ فاصله مناسب، با شکار حداقل دو میراژ دیگر، این نکته را به دشمن گوشزد کردند که برتری هوایی هنوز با ایران است. هماوردی تامکتها با میراژها تا پایان جنگ ادامهیافت. در این نبردها بهشکل تقریبی، پیروزیها ۶ یا ۷ پیروزی در برابر یک شکست به نفع تامکتها بود. البته نباید از یاد برد که به دلیل عدم پشتیبانی شرکت گرومن و مستشاران آمریکایی از گردانهای تامکت، ایران معمولاً حداکثر از ۲۰ تا ۳۰ درصد توان عملیاتی اف ۱۴ها بهرهمیبرد. متأسفانه عدم هماهنگیهای پدافندی و مشکلات تعمیر و نگهداری سبب سقوط بین ۳ تا ۴ اف ۱۴ ایران در جنگ شد.
خلبان فضلالله جاویدنیا: تک خال اصفهانی
خلبان فضلالله جاویدنیا متولد ۱۳۲۹ اصفهان یکی از بهترین خلبانان نسل دوم آموزشدیده اف ۱۴ ایران بود. وی در کارنامه خود شکست چندین میراژ و میگ ۲۳ را دارد. جاویدنیا از جمله داوطلبان پروازهای سخت «کپ» (گشت مسلحانه رزمی) بود که حتی با دریافت درجه سرهنگی تا آخر جنگ از پروازهای سخت ۸ تا ۱۰ ساعته کنار نکشید.
وی سال ۱۳۶۹ پس از پایان جنگ موفق به دریافت نشان درجه ۲ فتح شد و سال ۱۳۸۱ با کارنامهای درخشان از جمله آموزش ۱۰۰ خلبان جوان با درجه سرتیپی، در حالیکه سمتهایی چون سرپرست معاونت عملیات منطقه هوایی شهید بابایی و معاون طرح و برنامه ستاد نیروی هوایی را در کارنامهداشت بازنشست شد. میزان پروازهای او بالغ بر ۴۲۰۰ ساعت بود و از جمله رکوردداران پرواز جنگی بهحساب میآمد.
خلبان فضلالله جاویدنیا از معدود خلبانانی بود که در دهه ۸۰ خاطرات خود را منتشر کرد و در حالیکه بسیاری از قهرمانان گردانهای تامکت همچنان گمنام ماندهبودند، او با این کار آنها را تشویق به معرفی این قهرمانان کرد.
دیگر روایتهای قهرمانان فراموش شده را به قلم علی غفوری در بیتران بخوانید.
