سخنگوی ارتش گفت: عملیاتهای پیشدستانه علیه دشمن انجام دادهایم و در صورت لزوم، برای جلوگیری از هرگونه تجاوز و تعرض، این عملیاتها را تکرار خواهیم کرد.
به گزارش همشهریآنلاین، تجربه جنگ، شناخت نقاط ضعف دشمن و ارتقای توان موشکی و پهپادی؛ اینها محورهایی است که سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران در تشریح وضعیت امروز این نیرو بر آنها تأکید میکند.
امیر سرتیپ محمد اکرمینیا میگوید ارتش در طول جنگ، تولید روزانه تجهیزات را ادامه داده و اکنون با ذخیره بزرگی از تسلیحات، تجربه بیشتر و روحیه بالاتر کارکنان، برای مقابله با هرگونه تجاوز آماده است؛ آمادگیای که به گفته او، در صورت حمله مجدد دشمن، در قالب پاسخی «کوبندهتر، گستردهتر، قاطعتر و سریعتر» بروز خواهد کرد.
سخنگوی ارتش در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، از برنامه افزایش برد، سرعت و دقت موشکها، بهروزرسانی مستمر بانک اهداف و اجرای عملیاتهای پیشدستانه سخن میگوید.
او همچنین به نقش نیروی زمینی در جلوگیری از شکلگیری تجاوز زمینی، عملیات خلبانان در برابر حلقههای پدافندی پایگاههای آمریکا و آخرین پیگیریها درباره وضعیت خلبانان ایرانی میپردازد.
امیر سرتیپ اکرمینیا برای توضیح محاسبات امروز دشمن، به تجربه دفاع مقدس هشتساله بازمیگردد؛ از پاسخ سریع نیروی هوایی به تجاوز رژیم بعث تا مقاومت نیروهای زمینی و دریایی و حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی قدرتهای جهانی از صدام.
به اعتقاد او، اشتراک دو جنگ را باید در خطای محاسباتی دشمن، اهداف آن و اتکا به برتری تجهیزات جستوجو کرد؛ برتری که میتواند خسارت وارد کند، اما بهتنهایی سرنوشت جنگ را تعیین نمیکند.
متن این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
دفاع مقدس؛ برگ زرین ملت ایران در برابر حمایت شرق و غرب از صدام
دفاع مقدس هشتساله چه جایگاهی در تاریخ ایران دارد و شرایط نظام بینالملل در آن دوران، چه تأثیری بر جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران گذاشت؟
امیر اکرمینیا: بسمالله الرحمن الرحیم. در ایام چهلوششمین سالگرد دوران دفاع مقدس هستیم. یاد و خاطره همه ایثارگران، شهدا و رزمندگان دوران دفاع مقدس را گرامی میداریم و به ارواح طیبه همه شهیدان آن دوران، سلام و درود میفرستیم.
برای همه ایثارگرانی که در قید حیات هستند، آرزوی سلامتی داریم و برای جانبازان عزیز، شفای عاجل و کامل را از درگاه الهی تقاضا میکنیم.
دفاع مقدس یکی از دورانهای سرنوشتساز و نقاط عطف تاریخ سرزمین ایران محسوب میشود. ملت ایران با فداکاری، ایثار، مقاومت و شجاعت خود، برگ زرین و نورانی دیگری به کتاب افتخاراتش افزود. این دوران، بسیار پرافتخار است.
دفاع مقدس در دورهای رخ داد که نظام بینالملل، وضعیتی دوقطبی داشت و رقابتی همهجانبه میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی برقرار بود. این دو ابرقدرت در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و دیگر حوزهها، رقابتی بسیار فشرده، تنگاتنگ و حاد داشتند؛ بهگونهای که حتی تا آستانه جنگ نیز پیش رفته بودند. برای مثال، بحران موشکی کوبا در دوران نظام دوقطبی، این دو ابرقدرت را در آستانه جنگ قرار داد.
آنها اختلافات زیادی با یکدیگر داشتند؛ اما در یک موضوع، وحدت نظر و اشتراک نظر داشتند و آن، مقابله با نظام مقدس و نوپای جمهوری اسلامی ایران بود.
از پیروزی انقلاب ما زمان زیادی نگذشته بود که با جنگی گسترده از سوی دشمنان و با عاملیت رژیم بعث و صدام حسین مواجه شدیم. هر دو ابرقدرت و به تبع آنها، بلوک شرق و غرب، در پشتیبانی از رژیم بعث عراق قرار گرفتند و با ایران وارد جنگ شدند.
ملت ایران در واقع با دنیا جنگید و با شجاعت، ایثار و فداکاری خود، پیروز و سربلند از این جنگ بیرون آمد. به همین دلیل، این یک افتخار بزرگ است؛ زیرا کاری که انجام شد، کاری باعظمت بود.
جا دارد یاد و خاطره همه شهدا را گرامی بداریم، مقام جانبازان عزیزمان را ارج بنهیم و برای آنان آرزوی سلامتی و تندرستی کنیم.
از محاسبات صدام تا برآورد ترامپ؛ دشمن قدرت مقاومت ایران را نشناخت
شما جنگ جاری را «دفاع مقدس سوم» میدانید. میان این جنگ و دفاع مقدس هشتساله، از نظر محاسبات و اهداف دشمن چه شباهتهایی وجود دارد و نیروهای مسلح چگونه به تجاوز پاسخ دادند؟
امیر اکرمینیا: امروز درگیر جنگ دیگری هستیم و از نهم اسفند به این طرف، دوران دفاع مقدس سوم را سپری میکنیم. به نظر میرسد میان جنگ جاری و دفاع مقدس اول که در سال ۱۳۵۹ آغاز شد، وجوه اشتراکی وجود دارد. دو، سه مورد را عرض میکنم که به نظر من بسیار مهم و قابل توجه است.
اولین وجه اشتراک این است که دشمنان ما دچار اشتباه و خطای محاسباتی شدند و به ما حمله و تجاوز کردند. هم صدام دچار خطای محاسباتی شد و هم ترامپ؛ پیامد این خطای محاسباتی نیز دامن آنها را گرفت.
صدام تصور میکرد سهروزه خوزستان را تصرف میکند و یکهفتهای به تهران میرسد، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را ساقط میکند و پیروز جنگ میشود.
شاید از عوامل مؤثر بر این خطای محاسباتی، این بود که فکر میکرد حدود یکسالونیم پیش از آن، انقلابی در ایران به پیروزی رسیده و ساختارهای نظامی، سیاسی و امنیتی هنوز بهطور کامل و درست شکل نگرفتهاند. در ایران نیز رئیسجمهوری بر سر کار بود که وابسته و جاسوس غرب بود و ارتش جمهوری اسلامی ایران در پنج استان کشور، درگیر غائله تجزیهطلبی بود.
چرا صدام به ایران حمله کرد؟
او تصور میکرد این شرایط نشان میدهد ایران در وضعیت ضعف قرار دارد. به همین دلیل تصمیم گرفت آرزوهای دیرینه، جاهطلبیها و ادعاهای خود درباره رهبری جهان عرب را که با دامن زدن به ناسیونالیسم عربی دنبال میکرد، عملیاتی و اجرایی کند.
شش روز پیش از آغاز جنگ در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، قرارداد ۱۹۷۵ را که خودش با پهلوی دوم امضا کرده بود، پاره کرد و شش روز بعد نیز به ایران حمله کرد. این یک خطای محاسباتی بود.
بلافاصله نیروهای رزمنده ما پاسخ دندانشکنی به صدام دادند. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، دو ساعتونیم پس از تجاوز صدام، عملیات «انتقام» را انجام داد.
ارتش صدام ساعت ۱۴ روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ما حمله کرد و هواپیماهای عراقی چند فرودگاه ما را هدف قرار دادند. هنوز موتور هواپیماهای آنها که در فرودگاههای عراق فرود آمده بودند، سرد نشده بود که ساعت ۱۶:۳۰ همان روز، نیروی هوایی ما عملیات انتقام را انجام داد.
جنگندههای ما از پایگاه بوشهر پرواز کردند و همان پایگاههایی را که هواپیماهای متجاوز از آنها برخاسته و ایران را هدف قرار داده بودند، بمباران کردند. این پاسخ کوبنده، نشان میداد ارتش آماده بوده و آمادگی خود را نشان داده است.
۲۴ ساعت بعد نیز عملیات ۱۴۰ فروندی، معروف به «کمان ۹۹»، انجام شد. در این عملیات گسترده، ۱۴۰ فروند هواپیمای جنگنده و حدود ۶۰ فروند هواپیمای پشتیبانی، یعنی در مجموع حدود ۲۰۰ فروند هواپیما، حضور داشتند.
عملیاتهای ارتش برای ضربه به ماشین جنگی صدام
این عملیات در اول مهر، ۲۴ ساعت پس از تجاوز، انجام شد و بسیار موفقیتآمیز و غرورآفرین بود. شوکی به صدام و نیروهای بعثی وارد شد و متوجه شدند دچار خطای محاسباتی شدهاند؛ وضعیت آنگونه که برآورد کرده بودند نبود و ایران در موضع ضعف قرار نداشت.
پس از آن نیز نیروی هوایی عملیاتهای بسیار غرورآفرینی انجام داد. در سال ۱۳۶۱، عملیات حمله به «اچ۳» انجام شد. عراقیها هواپیماهای خود را برای اینکه در دسترس ما نباشند و از منطقه نبرد دور بمانند، به پایگاه اچ۳ در نقطه صفر مرزی با اردن منتقل کرده بودند.
اما نیروی هوایی با عملیاتی بسیار پیچیده که چهار مرحله سوختگیری در آن انجام شد و با مشارکت تعداد زیادی هواپیمای جنگنده، آن پایگاه را در مرز عراق و اردن هدف قرار داد. این نیز عملیاتی غرورآفرین بود.
نیروی زمینی در سال اول جنگ موفق شد دشمن را تثبیت کند. صدام حسین ماشین جنگی حجیم و گستردهای تدارک دیده بود؛ شامل ۱۲ لشکر، ۲۹ تیپ، گردانهای تکاور، نیروی زرهی با بیش از پنجهزار دستگاه خودروی زرهی و تانک و تعداد زیادی هواپیما و بالگرد. این ماشین جنگی عظیم وارد جنگ با ما شد.
اما ارتش و بهویژه نیروی زمینی ارتش در همان ماههای اول توانستند جلوی این ماشین جنگی را بگیرند و آن را متوقف کنند تا بتوانیم نیروهای خود را بسیج کنیم.
سپاه پاسداران که در آن زمان هنوز تجربه جنگ نداشت و ساختار گستردهای مانند امروز پیدا نکرده بود، به همراه بسیج وارد عمل شد و از سال دوم جنگ توانستیم عملیاتهای خود را طراحی و اجرا کنیم.
بنابراین، سال اول جنگ برای تثبیت دشمن و متوقف کردن ماشین جنگی آن، سال بسیار سرنوشتسازی بود تا پس از آن بتوانیم عملیاتها را طراحی و اجرا کنیم.
هوانیروز نیز در طول جنگ حدود هزار دستگاه تانک و خودروی زرهی دشمن را هدف قرار داد و نقش بسیار مؤثری داشت. در جابهجایی رزمندگان و تخلیه مجروحان و شهدا نیز نقشآفرین بود.
نیروی دریایی ما در ۶۷ روز اول جنگ، طومار نیروی دریایی عراق را درهم پیچید؛ یعنی نیروی دریایی عراق تنها ۶۷ روز توانست به حیات خود ادامه دهد و پس از آن از هم پاشید. تا پایان جنگ، دیگر اثری از نیروی دریایی عراق نداشتیم و این افتخار بزرگی است.
مقاومت تکاوران نیروی دریایی در دفاع از خرمشهر و در آن مقاومت ۳۴ روزه، حماسهای بسیار بزرگ بود که در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شده است.
نیروی پدافند نیز با ساقط کردن بیش از ۶۸۰ هواگرد دشمن، اعم از جنگنده و بالگرد، نقش بسیار مؤثری در عملیاتها داشت.
همه نیروها در کنار یکدیگر و همراه با سپاه پاسداران، بسیج مردمی، ژاندارمری وقت و کمیته انقلاب اسلامی، الحمدلله توانستند دشمنی را که دچار خطای محاسباتی شده بود، تنبیه کنند و به آن بفهمانند آنچه میاندیشید، امکان تحقق و اجرا ندارد.
ترامپ مانند صدام دچار خطای محاسباتی شده است
امروز ترامپ نیز همین وضعیت را پیدا کرده و دچار خطای محاسباتی شده است. او تصور میکرد پس از عملیات طوفانالاقصی و جنایاتی که رژیم صهیونیستی علیه حماس انجام داد و به تعبیر خودشان هزاران رزمنده حماس را از بین بردند، همچنین ضرباتی که به حزبالله وارد شد و پس از آن، سقوط نظام اسد در سوریه در آذر ۱۴۰۳، جمهوری اسلامی ایران در منطقه در موقعیت ضعف قرار گرفته است.
در داخل نیز تصور میکردند گرانیها، مشکلات، ناترازیها و اغتشاشات و شبهکودتای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، شرایط را برای تجاوز مناسب کرده است؛ چون به تصور آنها، ایران در موضع ضعف قرار داشت.
این تحلیل و برآورد آمریکاییها و رژیم صهیونیستی بود و فکر میکردند میتوانند اهداف شوم خود را در مقابله با جمهوری اسلامی ایران دنبال کنند.
در نهم اسفند این تجاوز صورت گرفت؛ اما باز هم مانند دفاع مقدس اول، دشمن شکست خورد و متوجه شد دچار خطای محاسباتی شده است.
تصور میکردند ساختار نیروهای مسلح حداکثر ظرف یک هفته از هم خواهد پاشید، مردم نیز به خیابان خواهند آمد و نظام را ساقط خواهند کرد. اینها برآوردها و تحلیلهای اشتباهی بود که ترامپ، آمریکاییها و رژیم صهیونیستی داشتند. از این جهت، شباهتی بسیار بارز میان دفاع مقدس اول و سوم وجود دارد.
وجه اشتراک دیگر، اهداف دشمن است. همان اهدافی را که صدام حسین در دوران جنگ هشتساله دنبال میکرد، امروز ترامپ نیز دنبال میکند.
نقطه اشتراک ترامپ و صدام حسین در حمله به ایران
هدف اول صدام، ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بود و هدف دیگرش، تجزیه ایران که این موضوع را در سخنرانیهای او میدیدیم.
وقتی خبرنگاران با او مصاحبه کردند، پاسخ سؤالات را به تهران موکول کرد و گفت هفته آینده، پاسخ این سؤالات و ادامه مصاحبه را در تهران خواهیم داشت.
تصور میکرد دستکم میتواند بخشهای غربی کشور، بهویژه خوزستان، را جدا کند. به همین دلیل، در نقشههایی که چاپ کرده بودند، برای شهرهای ایران نامگذاری کرده بودند؛ «الاهواز»، «المحمره» برای خرمشهر، «البیز» برای بستان و «خفاجیه» برای سوسنگرد. این نشان میداد به دنبال تجزیه ایران و ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی بودند.
ترامپ نیز در این جنگ، وقتی گفت به کمک مردم ایران میآییم و مردم باید خودشان نظام جمهوری اسلامی را ساقط کنند، نشان داد در این موضوع کاملاً با صدام اشتراک نظر دارد.
تجزیه ایران نیز به نظر من هدف پنهانی بود که کمتر اعلام کردند؛ اما به دنبال آن بودند. از گذشته نیز همواره این موضوع را دنبال کردهاند؛ بر اساس آموزههایی که برخی صهیونیستها، مانند برنارد لوئیس، درباره تجزیه ایران مطرح کردهاند.
آمریکاییها امروز در جنگ جاری، علاوه بر نابودی ما، از بین بردن قدرت موشکی، از بین بردن جبهه مقاومت و ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران، به دلیل پیگیری طرح «اسرائیل بزرگ»، تجزیه ایران را دنبال میکنند.
اسرائیل بزرگ، یعنی تجزیه کشورهایی از جمله ایران، عربستان و بسیاری از کشورهای منطقه و منطقه شامات در چارچوب این طرح شوم. بنابراین، در اهداف دشمن نیز اشتراک زیادی میان این دو دفاع مقدس وجود دارد.
برتری تجهیزات، دشمن را به اهدافش نرساند
حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی قدرتهای جهانی از صدام، چه تصویری از نقش تجهیزات و فناوری در جنگ ارائه میکند و این تجربه چه نسبتی با جنگ امروز دارد؟
امیر اکرمینیا: سومین وجه اشتراک را به برخورداری دشمن از تجهیزات و فناوریها مربوط میدانم. همانطور که عرض کردم، صدام از پشتیبانی بلوک غرب و بلوک شرق برخوردار بود و پیشرفتهترین تسلیحات نظامی را دریافت میکرد؛ تسلیحات شیمیایی نیز همینطور.
در کنار آن، اطلاعاتی وجود داشت که آواکسهای آمریکایی در اختیار نیروهای عراق قرار میدادند. پنج فروند آواکس آمریکایی در عربستان مستقر بودند.
به تعبیر سرلشکر مجید رشید همدانی که در کتاب خود با عنوان «جنگ ایران و عراق» آورده است، آمریکاییها از طریق هواپیماهای آواکس، هر ۱۲ ساعت اطلاعات کل جبهههای ایران را در اختیار عراق قرار میدادند. این، کمک اطلاعاتی آنها بود.
کشورهای اروپایی نیز به صدام کمک میکردند و او از تجهیزات و تسلیحات بسیار زیادی برخوردار بود. آمارها واقعاً تعجببرانگیز است.
در آغاز جنگ تحمیلی هشتساله، در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ که صدام حمله نظامی خود را آغاز کرد، بیش از ۱۰ هزار دستگاه خودروی زرهی و تانک داشت. رزمندگان اسلام در طول جنگ، بیش از هفتهزار دستگاه تانک و خودروی زرهی دشمن را از بین بردند؛ اما وقتی جنگ تمام شد، دشمن هنوز ۱۰ هزار دستگاه تانک و خودروی زرهی داشت. این نشان میدهد چه میزان کمک تسلیحاتی به آنها میشد.
تعداد هواپیماهای جنگی عراق در آغاز جنگ حدود ۳۶۰ فروند بود و حدود ۲۸۰ فروند هواپیما در عملیاتهای مختلف ساقط شد؛ اما پس از جنگ، عراقیها هنوز حدود ۵۰۰ فروند هواپیما داشتند؛ یعنی بیشتر از روزی که جنگ را آغاز کردند. این نشان میدهد چه کمکهای عظیم و گستردهای به صدام انجام میشد.
اما به حول و قوه الهی، این تجهیزات نتوانست در سرنوشت جنگ تعیینکننده باشد. البته اثربخش بود و خسارتهای زیادی به کشور ما وارد کرد. در آن زمان، بیش از هزار میلیارد دلار به کشور آسیب رسید، مردم بیگناه زیادی به شهادت رسیدند و زیرساختهای کشور تخریب شد؛ اما دشمن نتوانست در جنگ پیروز شود و بر اراده مردم غلبه کند. ملت ایران نیز تسلیم نشد.
این نشان میدهد فناوری و تجهیزات تأثیرگذارند، اما تعیینکننده نیستند.
امروز نیز همینطور است. دهها فروند شناور آمریکایی، از جمله ناوهای هواپیمابر، و صدها فروند هواپیمای مختلف آمریکایی در عملیات و تجاوز علیه ما شرکت داشتند.
اما امروز که حدود هفت ماه از جنگ میگذرد، این تجهیزات عظیم و گسترده، با وجود تجاوز وسیعی که علیه ما انجام دادند و البته پاسخ محکمی که دریافت کردند، برای آمریکا و ترامپ تعیینکننده نبوده و نتوانسته آنها را به اهدافشان برساند. ملت ایران مقاوم و شجاعانه ایستاده و از خود دفاع میکند.
این موارد، وجوه اشتراک میان دفاع مقدس اول و سوم است؛ البته وجوه اشتراک بسیار دیگری نیز وجود دارد.
شجاعت و مقاومت مردم، ایران را مقابل آمریکا استوار نگه داشت
یک نکته پایانی در این بخش این است که تجربه نشان داده وقتی جنگ هشتساله به پایان رسید، ملت ایران نزد دنیا شناختهشدهتر، مقتدرتر و عزیزتر بود.
امروز نیز به واسطه مقاومت و شجاعت مردم، مقابل ابرقدرتی ایستادهایم که در گذشته هیچ کشوری جرأت مقاومت و ایستادگی در برابر آن را نداشت. پس از جنگ جهانی دوم، آمریکاییها اراده خود را به کشورهایی که میخواستند، تحمیل میکردند.
اما امروز جمهوری اسلامی ایران، بدون برخورداری از حمایت و پشتیبانی هیچ کشوری، شجاعت و اقتدار خود را نشان داده و مقابل دشمن ایستاده است.
همانطور که پس از جنگ تحمیلی هشتساله، جمهوری اسلامی ایران، ایران و انقلاب اسلامی شناختهشدهتر شدند، فکر میکنم در روزهای این جنگ نیز جایگاه ایران به واسطه شناخت منطقهای و بینالمللی که از کشور ما پدید آمده، تقویت شده است.
ملتهای دنیا با ملت ایران آشناتر شدهاند و این موضوع، زمینه ارتقای جایگاه ما را در نظام بینالملل فراهم خواهد کرد.
به تعبیری، پس از این جنگ، ایران بهعنوان یک قدرت بینالمللی از جایگاهی خاص برخوردار خواهد شد. تا امروز بهعنوان یک قدرت منطقهای شناخته میشدیم و از این به بعد میتوانیم جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت بینالمللی در نظام بینالملل تثبیت کنیم؛ انشاءالله.
حمله نیروی هوایی به پایگاههای آمریکا در کویت و قطر
فارس: پس از تجاوز نهم اسفند، نیروی هوایی ارتش مقرهای ضدانقلاب و تجزیهطلبان را هدف قرار داد. پاسخ ارتش در ادامه چگونه انجام شد و حمله به پایگاههای آمریکا چه زمانی صورت گرفت؟
امیر اکرمینیا: نیروی هوایی ما بلافاصله پاسخ داد و مقرهای ضدانقلاب و تجزیهطلبان در کردستان عراق را هدف قرار داد.
در ۱۱ اسفند، یعنی ۴۸ ساعت پس از تجاوز آمریکا، هواپیماهای ما پایگاههای آمریکا در کویت و قطر را هدف قرار دادند.
البته این فقط مربوط به نیروی هوایی بود. پاسخ نیروهای دیگر ما در ارتش و سپاه، دو ساعت پس از تجاوز آغاز شد؛ یعنی نخستین موشکهای سپاه و پهپادهای ارتش، تنها دو ساعت پس از تجاوز آمریکا شلیک شدند.
نیروی هوایی نیز بلافاصله مقرهای ضدانقلاب و دو روز بعد، پایگاههای آمریکا در کویت و قطر را هدف قرار داد.
پیگیری مستمر وضعیت خلبانان؛ قطر مسئولیتپذیری بیشتری نشان دهد
درباره وضعیت خلبانان و احتمال اسارت آنها در قطر، سردار باقرزاده نیز نامهای به صلیب سرخ نوشته بود. آخرین پیگیریها در این زمینه چیست و آیا اطلاعات تازهای اعلام شده است؟
امیر اکرمینیا: ما مستمراً پیگیر وضعیت خلبانان عزیزمان هستیم. از طرف قطریها، همکاریهای مقدماتی داشتهایم و ارتش قطر نیز همکاریهای مقدماتی انجام داده است.
اما قبلاً هم اعلام کردهایم که با توجه به اصل مسئولیتپذیری، هم ارتش قطر و هم دولت قطر باید مسئولیتپذیری بیشتری از خود نشان دهند.
آنها درباره وضعیت خلبانان عزیز ما ابراز بیاطلاعی کردهاند؛ اما این اعلام بیاطلاعی، رافع مسئولیت آنها نیست.
ما بهصورت مستمر در حال پیگیری هستیم و از همین تریبون نیز از مقامات ارتش قطر میخواهیم با جدیت و مسئولیتپذیری بیشتر، به این موضوع رسیدگی کنند و اطلاعات لازم را در اختیار ما قرار دهند.
برخی اخبار و شایعات درباره اسارت خلبانان به دست آمریکاییها یا قطریها مطرح میشود. این موارد تا چه اندازه قابل تأیید است؟
امیر اکرمینیا: اطلاعاتی که در اختیار داریم، این موضوع را تأیید نمیکند. به عبارت دیگر، اطلاعات مستندی در این زمینه وجود ندارد که خلبانان عزیز ما در اسارت آمریکاییها یا حتی قطریها باشند.
به دلیل فقدان اطلاعات کافی، نمیتوانیم این موضوع را تأیید کنیم؛ اما پیگیریهای جدی در جریان است تا بتوانیم وضعیت را روشن کنیم.
طرحهای عملیاتی ارتش پیش از آغاز دفاع مقدس آماده بود
یکی از مباحثی که درباره جنگ تحمیلی هشتساله در سال ۱۳۵۹ و همچنین جنگ تحمیلی ۴۰ روزه مطرح میشود، موضوع غافلگیری ارتش است. آیا ارتش غافلگیر شد یا از قبل، نسبت به احتمال تهاجم اشراف داشت و آن را پیشبینی کرده بود؟
امیر اکرمینیا: در دفاع مقدس اول، به هیچ وجه غافلگیر نشدیم. ارتش جمهوری اسلامی ایران برای تکتک نیروهای خود، طرحهای عملیاتی لازم را تهیه کرده بود.
همین عملیات انتقام که دو ساعتونیم پس از تجاوز نیروی هوایی بعث عراق انجام شد، از قبل پیشبینی شده بود.
عملیات ۱۴۰ فروندی نیز در قالب «طرح البرز»، ماهها پیش از آغاز تجاوز صدام تصویب شده و برای چنین روزی، نزد نیروی هوایی نگهداری میشد. این نشان میدهد ارتش در دفاع مقدس اول غافلگیر نشد.
گزارشهایی که نیروی زمینی و نیروی هوایی به ستاد ارتش داده بودند و ستاد ارتش آنها را به نهادهای مختلف، مانند نهاد ریاستجمهوری وقت منتقل کرده بود، وجود دارد. اسناد این گزارشها نشان میدهد پیشبینیهای لازم صورت گرفته بود.
با توجه به شناساییهایی که انجام شده بود و شواهد و قرائن موجود، ارتش این اطلاعات را به مقامات سیاسی کشور و بهویژه نهاد ریاستجمهوری منتقل کرده بود. این نشان میدهد به هیچ وجه غافلگیر نشدیم؛ آمادگی وجود داشت و پاسخی که داده شد نیز به همین دلیل بود.
البته شرایط آن زمان را هم باید در نظر گرفت. برای مثال، مدت سربازی را از دو سال به یک سال کاهش داده بودند. فعلوانفعالاتی در حوزههای دفاعی و نظامی و در ساختار سیاسی کشور وجود داشت. آمریکاییها نیز تحریمهایی وضع کرده بودند و صدام برای جلب کمک، به کشورهای مختلف و بهویژه کشورهای عربی امید بسته بود.
اینها از عوامل مؤثر در شکلگیری تجاوز بودند؛ اما از نظر اطلاع و پیشبینی، شواهد و قرائن نشان میدهد اطلاعات به دست آمده بود و از این جهت غافلگیری وجود نداشت.
درباره میزان توان مقاومت نیز باید شرایط را دید. وقتی صدام با ۱۲ لشکر و ۲۹ تیپ حمله کرد، استعداد ما هفت لشکر و شش تیپ مستقل بود. استعداد نیروهای عراقی صددرصد بود؛ اما استعداد نیروهای ما مقداری کمتر بود. با این حال توانستیم مقابل آن ماشین جنگی مقاومت کنیم.
در جنگ جاری نیز همه بخشهای مختلف کشور احتمال میدادند تجاوزی صورت بگیرد؛ اما خیانت آمریکاییها این بود که میز مذاکره را بمباران کردند.
ما در حال مذاکره و گفتوگو بودیم. پیشنهادهایی داده بودیم تا درباره آنها بحث شود و قرار بود مذاکرات تا دستیابی به توافق ادامه پیدا کند.
اما آمریکاییها نشان دادند به هیچکدام از این اصول و قواعد بینالمللی پایبند نیستند. آنها به دیپلماسی و مردم ایران خیانت کردند و دست به تجاوز زدند.
بنابراین ارتش در جنگ جاری نیز مانند دفاع مقدس هشتساله، ارتش غافلگیر نشد؟
امیر اکرمینیا: بله، اشراف داشتیم و پیشبینی میکردیم. دلیل پاسخگویی سریع ما نیز همین بود. ما دو ساعت پس از تجاوز توانستیم به دشمن پاسخ دهیم و این پاسخ سریع، دلیل بر آمادگی بود.
روحیه کارکنان ارتش از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بالاتر است
در جریان جنگهای تحمیلی اخیر روحیه افسران و رزمندگان ارتش چگونه بوده است. گزارشهایی از اشتیاق خلبانان برای اجرای مأموریتها شنیده میشد و در حضور میدانی نیز چنین روحیهای قابل مشاهده بود. وضعیت امروز نیروها چگونه است؟
امیر اکرمینیا: این موضوع در میان همکاران و همرزمان من، چه در ارتش و چه در سپاه، بهوضوح مشهود است. باید بگویم روحیه و انگیزه کارکنان ارتش برای مقابله با دشمن، حتی از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نیز بسیار بالاتر است؛ اکنون هم وضعیت به همین شکل است.
برای اثبات این موضوع، به عملیاتهایی که خلبانان عزیز ما انجام دادند، اشاره میکنم. خلبانان ما میدانستند پایگاههای آمریکا با حلقههای متعدد پدافندی محافظت میشوند و انجام عملیات علیه آنها آسان نیست؛ بلکه کاری بسیار سخت و پیچیده است.
با این حال، عملیاتها را طرحریزی کردند. اجرای آنها نیز دشوار بود؛ زیرا مجبور بودند در ارتفاع بسیار پایین پرواز کنند، بهویژه بر فراز سطح آب که پرندهها راحتتر شناسایی میشوند.
این عملیاتها با علم به خطرات، طراحی و اجرا شدند. آیا میتوان گفت عاملی جز ایمان، باور، معنویت، انگیزه و روحیه، سبب اجرای این عملیاتها بوده است؟ خیر. این نشاندهنده روحیه رزمندگان و خلبانان عزیز ماست.
نکته دیگر اینکه همرزمان من، وقتی میخواستند پهپادها یا موشکهای خود را به سمت دشمن شلیک کنند، در بسیاری از مواقع میدانستند پرندههای دشمن بالای سر آنها قرار دارند و هر لحظه احتمال هدف قرار گرفتن وجود دارد.
بعضی از سکوهای ما نیز هدف قرار گرفت و تعدادی از همرزمان عزیز من به شهادت رسیدند یا مجروح شدند؛ اما با این حال، با اراده، عزم راسخ و انگیزه، مأموریت خود را انجام دادند. این نیز نشان میدهد انگیزه و روحیه بسیار بالاست.
این وضعیت امروز هم وجود دارد و بلکه تقویت شده است. آمادگی داریم اگر دشمن مجدداً دست به تعرض و تجاوز بزند، با همین روحیه که از جنگ گذشته نیز قویتر شده، با آن مقابله کنیم.
سازمان رزم ارتش برخلاف برآورد آمریکا فرو نپاشید
آیا تصور آمریکاییها از ارتش ایران در نهم اسفند و پیش از آغاز جنگ، با ارزیابی امروز آنها یکسان است یا عملکرد ارتش، این نگاه را تغییر داده است؟
امیر اکرمینیا: حتماً نگاه آنها اصلاح شده است؛ چون در عمل، آنچه فکر میکردند و تصور میکردند، رخ نداد.
تصور آمریکاییها این بود که رزمندگان نیروهای مسلح، از جمله ارتش، حداکثر یک هفته بتوانند مقاومت کنند؛ اما همانطور که ملاحظه کردید، تا امروز این آمادگی را حفظ کردهایم.
تا آخرین روز جنگ و زمانی که تبادل آتش وجود داشت، شلیک پهپادها و موشکهای خود را ادامه دادیم. برادران عزیزمان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز همین کار را انجام دادند.
سازمان رزم نیروهای مسلح، از جمله ارتش، برخلاف تصورات و برآوردهای اولیه آمریکاییها فرو نپاشید و این روند تا پایان تبادل آتش که ۴۰ روز طول کشید، ادامه پیدا کرد.
پس از آن نیز در درگیریهای دوهفتهای بر سر تنگه هرمز، با وجود ادعاهای ترامپ درباره از بین رفتن نیروی دریایی و نیروی هوایی، توانستیم نقشآفرین باشیم و همراه با همکاران و همرزمان عزیزمان در سپاه پاسداران، تنگه را کنترل کنیم.
رئیسجمهور آمریکا مرتب اعلام میکند تنگه هرمز باز است و ما آن را باز کردهایم؛ اما از یک طرف، میبینیم قیمت نفت روزبهروز بالا میرود یا دستکم از ۱۰۰ دلار کمتر نشده است.
از طرف دیگر، نیروهای آمریکایی جرأت نمیکنند شناورهای خود را از فاصله ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلومتری به سواحل ما نزدیکتر کنند.
سؤال من این است؛ اگر واقعاً تنگه هرمز باز شده و در کنترل آمریکاییهاست، چرا قیمت نفت به وضعیت سابق خود که در محدوده ۶۰ دلار بود، بازنمیگردد؟
دوم اینکه چرا آمریکاییها شناورهای خود را به سواحل ما نزدیک نمیکنند؟ اگر واقعاً نیروی دریایی و ارتش ما را از بین بردهاند، چرا چنین وضعیتی وجود دارد؟
اینها نشان میدهد این ادعا، دروغ بزرگی در کنار هزاران دروغی است که شخص رئیسجمهور آمریکا روزانه بیان میکند.
نقش کمتر دیدهشده نیروی زمینی ارتش در جلوگیری از تجاوز زمینی
از آغاز جنگ تحمیلی ۴۰ روزه تا عملیاتهای صاعقه و پس از آن، کدام دستاورد ارتش کمتر در رسانهها دیده شده و باید بازتاب بیشتری پیدا کند؟
امیر اکرمینیا: عملیاتهای نیروی هوایی در رسانهها منتشر شد و عملیاتهای پدافند در ساقط کردن پرندههای دشمن نیز خوب دیده شد.
اما شاید باید به زحمات و تلاش همکاران و همرزمان ما در نیروی زمینی، بهتر و بیشتر توجه کنیم. آنها با استقرار در مرزها، اجازه ندادند آمریکا جرأت تجاوز زمینی پیدا کند.
نیروهای زبده و تیپهای نیروی زمینی در مرزها مستقر شدند و این جرأت و فرصت را از آمریکاییها گرفتند و اجازه ندادند دست به تجاوز زمینی بزنند.
امروز نیز به همین شکل، با روحیه ایستادهاند. به نظر من، این اقدامات در کنار عملیاتهای نیروی هوایی، پدافند و نیروی دریایی، قابل توجه است و باید به آنها پرداخته شود؛ اقداماتی که هرگونه فرصت را از دشمن گرفته است.
به کارگیری تجهیزات جدید در ارتش
ارتش در پاسخ به جنایات دشمن از موشکهای فتح و پهپادها استفاده کرد. آیا این نوع عملیات برای آمریکاییها غافلگیرکننده بود و آیا قرار است تجهیزات یا جزئیات جدیدی در این زمینه معرفی شود؟
امیر اکرمینیا: اگر در آینده لازم باشد، حتماً جزئیات عملیات منتشر میشود. اما در حوزه تسلیحات، هم تجربیات خوبی به دست آوردیم، هم متوجه شدیم نقاط ضعف دشمن کجاست و چگونه است و هم اعتمادبهنفس ما در مقابله با دشمن بسیار ارتقا پیدا کرده است.
از تجهیزات جدید نیز استفاده کردیم که در زمان مقتضی و در صورت لزوم، رسانهای خواهند شد. این تجهیزات، چه در حوزه پدافندی و چه در حوزه آفندی، موشکی و پهپادی، در زمان خود معرفی میشوند.
این تجهیزات در طول جنگ، بهصورت روزانه تولید میشدند و امروز نیز تولید آنها را با شدت ادامه دادهایم.
اکنون ذخیره بزرگی از این تجهیزات در اختیار نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و ارتش از نظر تجهیزات، آمادگی لازم را دارد.
افزایش برد و سرعت موشکها برای مقابله با دشمن در فاصله دورتر
آیا قرار است الحاقهای جدیدی نیز انجام شود؟ تجربه جنگ چه تأثیری بر توسعه توان موشکی ارتش داشته است؟
امیر اکرمینیا: بله. در این جنگ به این نتیجه رسیدیم که حتماً باید برد موشکهایمان را ارتقا دهیم و اکنون به این سمت رفتهایم.
از نظر سرعت موشکها و کیفیت نقطهزنی نیز کارهای بسیار خوبی انجام شده و نسلهای آینده موشکهای ما که وارد سازمان رزم میشوند، از این توانمندیها بیشتر برخوردار خواهند بود.
موشکهایی که در طول جنگ استفاده کردیم، بهویژه موشکهای نیروی زمینی برای هدف قرار دادن پایگاههای دشمن در کویت و موشکهای کروز دریایی نیروی دریایی برای هدف قرار دادن شناورهای دشمن، بسیار خوب و اثربخش بودند.
اما به این نتیجه رسیدیم که باید سرعت و برد آنها را افزایش دهیم؛ زیرا دشمن امروز در فاصله دورتری از سواحل ما، تا فاصله هزار کیلومتری، قرار دارد. انشاءالله این توانمندیها را ارتقا خواهیم داد.
این برنامه ارتقا، همه موشکهای ارتش را شامل میشود؟
امیر اکرمینیا: بله، همه موشکهای ما را شامل میشود.
تجهیزات، تجربه و اعتمادبهنفس ارتش نسبت به نهم اسفند افزایش یافته است
اگر با سطح توانمندی، تجهیزات و آمادگی امروز، به شرایط نهم اسفند بازگردیم، پاسخ ارتش چه تفاوتی خواهد داشت؟
امیر اکرمینیا: قطعاً نسبت به نهم اسفند، از نظر تجهیزات در سطح بالاتری قرار داریم. از نظر تجربه نیز همینطور است و مهمتر از همه، از نظر اعتمادبهنفس و روحیه همرزمان، بسیار بالاتر هستیم. این موضوع را میتوانم با اطمینان بیان کنم. اما بحث تجهیزات، امری نسبی است. دشمن ما نیز از تجهیزات زیادی برخوردار است.
تجهیزات تعیینکننده نتیجه نبرد نیستند؛ بلکه بر نبرد تأثیر میگذارند و به دشمن آسیب وارد میکنند. دشمن نیز از تجهیزات بسیار پیشرفته و فناوریهای سطح بالا استفاده میکند.
در جنگهای گذشته، صدام از فناوریهای شرق و غرب استفاده میکرد، اما موفق نشد. امروز آنچه در اختیار داریم، فناوریها و تجهیزات بسیار خوبی است و دشمن نیز تجهیزات و فناوریهای بسیار پیشرفتهای دارد.
اما ما اراده، ایمان و انگیزهای داریم که دشمن از آن برخوردار نیست. به نظر من، این عوامل در کنار تجهیزات، تعیینکننده نتیجه نبرد هستند.
تغییر دکترین از پدافندی به آفندی؛ ارتش عملیات پیشدستانه انجام داده است
اقدام سپاه علیه پایگاه آمریکا در اردن در ۷ مردادماه، موضوع تغییر رویکرد از پدافند به آفند را مطرح کرد. این تغییر چه معنایی برای دشمن دارد و آیا ارتش نیز پیش از اقدام دشمن، چنین عملیاتی انجام داده یا ممکن است در آینده انجام دهد؟
امیر اکرمینیا: ما این نوع عملیات را در جنگ اخیر انجام دادهایم.
در دوران ریاست شهید امیر موسوی بر ستاد کل نیروهای مسلح که ۹ ماه طول کشید، روند تغییر دکترین نظامی ما از پدافندی به آفندی شکل گرفت و با شدت پیش رفت. امروز در این جنگ، از این دکترین استفاده کردیم.
همانطور که فرمودید، پایگاه آمریکا در اردن هدف موشکها قرار گرفت. پایگاههای ضدانقلاب و تجزیهطلبان نیز بارها توسط جنگندههای نیروی هوایی، پهپادهای ارتش، پهپادهای سپاه و موشکهای سپاه پاسداران هدف قرار گرفتند.
این اقدام، پیشدستانه بود و ابتکار عمل را از آنها گرفت. دیدید که نتوانستند اقدامی انجام دهند. پیش از آنکه بتوانند دست به اقدام بزنند، ضربه خوردند و زیر ضرب قرار گرفتند.
بخشی از تسلیحاتی که ترامپ ادعا کرد در اختیار مخالفان ایران قرار دادهاند، به همین پایگاههای تجزیهطلبان و ضدانقلاب در اقلیم کردستان عراق منتقل شده بود و این عملیات علیه آنها انجام شد.
پس از آن نیز در جنگ دو هفته اخیر، چنین اقدامی انجام دادیم. پایگاههای آمریکا که برای انجام عملیات علیه ما آماده شده بودند، توسط ارتش با پهپاد هدف قرار گرفتند و اخبار آن نیز منتشر شد.
بنابراین، در چارچوب جنگ پیشدستانه، اقدامات و عملیاتهایی انجام دادهایم.
این جنگ نیز مشروع است؛ یعنی عملیات پیشدستانه با رعایت اصولی از جمله ضرورت، فوریت و تناسب، مشروع شناخته میشود. ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، دفاع مشروع را به رسمیت شناخته و این عملیاتها در چارچوب دفاع مشروع انجام شدهاند.
اکنون نیز اگر لازم باشد، در آینده دست به عملیاتهای پیشدستانه خواهیم زد تا دشمن را از هرگونه تجاوز و تعرض بازداریم.
بانک اهدافی از دشمنان مرتب بهروزرسانی میشود
اگر صلاح میدانید، درباره بهروزرسانی بانک اهداف توضیح دهید. آیا اهداف و داراییهایی از دشمن وجود دارد که هنوز هدف قرار نگرفتهاند و در صورت آغاز مجدد جنگ، در دسترس نیروهای مسلح باشند؟
امیر اکرمینیا: قطعاً همینطور است. اهداف زیادی از دشمن را در منطقه مورد اصابت قرار دادهایم.
برخی پایگاههای دشمن، از جمله پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، اساساً دیگر قابل بازسازی نیستند. مشاهدات میدانی و تصاویری که منتشر شده، نشان میدهد این پایگاه دیگر قابل بازسازی نیست.
بانک اهداف خود را مرتب بهروزرسانی میکنیم؛ اما اگر دشمن بخواهد دوباره دست به تجاوز بزند، به نظر من آمریکاییها باید ابتدا به داخل ایران نیز توجه کنند.
مردمی که پس از دویستوچند شب، همچنان با شور و حماسهآفرینی در میدانها حضور پیدا میکنند، ملتی شکستناپذیر هستند.
فکر میکنم شخص رئیسجمهور آمریکا باید پیش از هر تصمیمی، این ملاحظات را در نظر بگیرد؛ مردم ایران را ببیند، بداند خواسته آنها چیست و روحیهشان چگونه است.
به صهیونیستها خیلی اعتماد نکند. تجربه نشان داده صهیونیستها رئیسجمهور آمریکا را فریب دادهاند و اکنون نیز به دنبال فریب او هستند.
ما میدانیم رئیسجمهور آمریکا از طرف صهیونیستها تهدید شده و برای حمله به کشور ما، هم تهدید، هم تطمیع و هم ترغیب شده است.
امروز نیز جبهه صهیونیسم همین کار را میکند و تلاش دارد رئیسجمهور آمریکا را مجدداً به حمله و تجاوز به ایران ترغیب کند.
اما توصیه ما به مقامات آمریکایی این است که جوانب مختلف را در نظر بگیرند. آیا در جنگهای گذشته موفق شدند و پیروز شدند؟ قطعاً در آینده موفق نخواهند شد و به طریق اولی، امکان موفقیت نخواهند داشت.
مردم ایران مصممتر شدهاند، روحیه آنها بالاتر رفته و انگیزه نیروهای مسلح، اراده ملی و اعتمادبهنفس ملی در ایران افزایش پیدا کرده است. این ملت اجازه نمیدهد دشمن به اهداف خود دست یابد.
فکر میکنم آمریکاییها اگر دست به هر تعرض و تجاوزی بزنند، فقط خود را نزد ملت ایران و ملتهای دیگر منفورتر میکنند. پیامد هر جنگ و تعرض دیگری از سوی آمریکا به ایران، همین است.
آمریکاییها در ایران سابقه خوبی ندارند. مردم ایران، سابقه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را به یاد دارند که در آن، یک دولت ملیگرا در ایران توسط آمریکا و با کمک انگلیسیها ساقط شد.
مردم ایران از کمک آمریکاییها به صدام در جنگ علیه ما، سابقه خوبی ندارند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری در سال ۱۳۶۷ نیز سابقه خوبی نیست.
تجاوزهای اخیر در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه نیز بخشی از این سابقه است. اینها فهرستی سیاه از اقدامات و عملکرد آمریکا در قبال ملت ایران تشکیل میدهند.
به نظر من، هر اقدام دیگری این پرونده و فهرست را سنگینتر و طولانیتر میکند و در نهایت نیز نتیجهای برای آمریکاییها نخواهد داشت.
تجاوز زمینی احتمالی، نیروهای آمریکایی را آسیبپذیرتر میکند
در بحث تجاوز زمینی احتمالی، موضوع تعیین جایزه ۳۰ هزار دلاری نیز مطرح شد تا به افرادی داده شود که هر کدام از متجاوزان آمریکایی را دستگیری کنند. نیروی زمینی ارتش نیز تیپهای خود را در مناطق مرزی مستقر کرده بود. اگر نخستین نظامی آمریکایی وارد یکی از جزایر ایران شود، محاسبات ما در برابر آمریکا در منطقه چقدر تغییر خواهد کرد و درگیریها تا چه اندازه تشدید خواهد شد؟
امیر اکرمینیا: تصور من این است که آمریکاییها جرأت تجاوز زمینی پیدا نخواهند کرد. اما اگر این احتمال به وقوع بپیوندد و عملیاتی شود و متجاوزان آمریکایی پا به سرزمین ایران بگذارند، فرقی ندارد سواحل ما باشد یا جزایر ما، حتماً آسیبپذیری آنها بسیار بیشتر خواهد شد.
تا امروز با یک جنگ دورایستا مواجه بودهایم. آنها با کمک فناوریها و تجهیزات خود، از فاصله دور ما را هدف قرار دادهاند و شاید آسیبپذیریشان به اندازه زمانی نبوده که وارد جزایر و سواحل ما شوند.
اگر چنین اتفاقی بیفتد، خودشان نیز میدانند مردم ایران و آحاد ملت مقابل آمریکاییها خواهند ایستاد؛ نهفقط نیروهای مسلح و فرزندان این ملت در نیروهای مسلح، بلکه همه مردم.
البته نیروهای مسلح نیز آمادهاند ضربات کاری و بزرگی به دشمن وارد کنند و حتماً شکست قطعی در انتظار نیروهای آمریکایی خواهد بود.
برای همه گزینهها آمادهایم؛ پاسخ بعدی قاطعتر و سریعتر خواهد بود
اگر فرماندهان و افسران آمریکایی این گفتوگو را بشنوند، هشدار روشن شما به آنها چیست و دقیقاً چه مؤلفههایی را باید در محاسبات خود در نظر بگیرند؟
امیر اکرمینیا: توصیه میکنم اگر تجاوز و تعرض دیگری را در سر میپرورانند و خیال دیگری برای حمله به ایران دارند، همه جوانب را در نظر بگیرند.
آمادگی روحی و روانی این ملت، آمادگی نظامی فرزندان ملت در نیروهای مسلح و اعتمادبهنفس، انگیزه، ایمان و باور آنها را در نظر بگیرند.
همچنین به نتیجه و عاقبت هرگونه تجاوز توجه کنند که همانطور که عرض کردم، فقط میتواند تنفر بیشتر ملت ایران از آمریکا باشد. حتماً اگر این موارد را در نظر بگیرند، از هرگونه تجاوز و تعرض منصرف خواهند شد.
ما آمادگی داریم؛ البته وظیفه ما ارتقای آمادگی خود بهصورت مستمر و روزانه است و برای همه گزینهها آمادهایم.
اگر دشمن به این نتیجه برسد که میتواند با تجاوز دیگری، ملت ایران یا نیروهای مسلح ایران را تسلیم کند، دچار خیالی باطل است و هرگز نخواهد توانست این کار را انجام دهد.
پاسخ بسیار کوبندهتر، گستردهتر، قاطعتر و سریعتری به دشمن خواهیم داد.
