تفاوت اصطلاحات بازاری و فنی قطعات خودرو در بخش تعلیق و جلوبندی می‌تواند موجب سردرگمی و اشتباه رانندگان هنگام خرید لوازم یدکی شود.

اگر برای خرید یک قطعه خودرو به فروشگاه لوازم یدکی مراجعه کرده باشید، احتمالاً با نام‌هایی روبه‌رو شده‌اید که با اصطلاحات درج‌شده در کتاب‌های فنی یا کاتالوگ‌های قطعات تفاوت دارند. گاهی یک قطعه با چند نام مختلف شناخته می‌شود و گاهی نیز فروشنده، مکانیک و راننده برای اشاره به یک مجموعه واحد از واژه‌های متفاوتی استفاده می‌کنند. گردگیر پلوس، لاستیک پلوس و لاستیک شفت نمونه‌ای از این وضعیت هستند؛ اصطلاحاتی که در گفت‌وگوهای روزمره بازار قطعات به یک قطعه اشاره می‌کنند.

این تفاوت نام‌گذاری فقط به قطعات ساده و لاستیکی محدود نیست. در بخش‌های مختلف خودرو، از جلوبندی و سیستم تعلیق گرفته تا موتور، گیربکس، ترمز و برق، اصطلاحات بازاری و فنی متعددی وجود دارد. آشنایی با آن‌ها به رانندگان کمک می‌کند هنگام خرید قطعه دقیق‌تر منظور خود را بیان کنند و برای فعالان حوزه خودرو نیز مانع استفاده نادرست از واژه‌های تخصصی می‌شود.

البته باید توجه داشت که تمام نام‌های متفاوت، مترادف کامل یکدیگر نیستند. بعضی اصطلاحات به یک قطعه واحد اشاره دارند، اما برخی دیگر نام اجزای متفاوت یک مجموعه هستند. به همین دلیل، در ادامه نام‌های رایج قطعات خودرو را به تفکیک بخش‌های مختلف بررسی می‌کنیم.

نام‌های مختلف قطعات جلوبندی، فرمان و سیستم تعلیق

بیشترین تنوع اصطلاحات بازاری را می‌توان در بخش جلوبندی و سیستم تعلیق مشاهده کرد. این موضوع تا حدی به تعدد قطعات کوچک، اتصالات و بوش‌های لاستیکی مربوط می‌شود؛ قطعاتی که در میان تعمیرکاران و فروشندگان لوازم یدکی گاهی با نام‌های محلی یا اصطلاحات کوتاه شده شناخته می‌شوند.

برای مثال، میل موج گیر همان میل تعادل یا میله ضد غلتش است، اما لاستیک موج گیر و لاستیک چاک‌دار به بوش‌های لاستیکی مرتبط با این مجموعه اشاره دارند و نباید آن‌ها را با خود میل موج گیر اشتباه گرفت. همچنین قرقری فرمان و سیبک فرمان، با وجود شباهت ظاهری در کاربرد، دو قطعه متفاوت در مجموعه فرمان هستند.

نام اصلی قطعه

نام‌های رایج دیگر

توضیح فنی

گردگیر پلوس

لاستیک پلوس، کاور پلوس

پوشش انعطاف‌پذیری که از مفصل پلوس در برابر گردوغبار و آلودگی محافظت می‌کند و مانع خروج گریس می‌شود.

سرپلوس

کله پلوس، مفصل بیرونی پلوس

مفصل انتقال نیرو در سمت چرخ که امکان تغییر زاویه پلوس هنگام فرمان دادن و حرکت تعلیق را فراهم می‌کند.

سه‌خار پلوس، مفصل سه‌پایه

یکی از اجزای مفصل داخلی پلوس که امکان جابه‌جایی طولی و انتقال نیرو را فراهم می‌کند.

مشعلی پلوس

کاسه سه‌شاخه، محفظه سه‌شاخه

محفظه‌ای که سه‌شاخه درون آن حرکت می‌کند؛ نام و ساختار آن ممکن است با توجه به نوع پلوس متفاوت باشد.

گردگیر جعبه‌فرمان

لاستیک جعبه‌فرمان، گردگیر رک

پوشش محافظ بخش کشویی جعبه‌فرمان در برابر گردوغبار و آلودگی.

قرقری فرمان

سیبک مفصل، مفصل محوری فرمان

اتصال داخلی میان جعبه‌فرمان و میل فرمان یا سیبک بیرونی.

سیبک فرمان

سر میل فرمان، مفصل کروی فرمان

اتصال مفصلی انتهای میل فرمان به سگ دست یا مجموعه چرخ.

سیبک طبق

بال جوینت، مفصل کروی طبق

اتصال مفصلی میان طبق و سگ دست که امکان حرکت چرخ در زوایای مختلف را فراهم می‌کند.

طبق

بازوی کنترل، بازوی تعلیق

قطعه‌ای که مجموعه چرخ را به شاسی یا بدنه متصل می‌کند.

میل موج گیر

میل تعادل، میله ضد غلتش، استابلایزر

با محدود کردن اختلاف حرکت دو سمت تعلیق، از غلتش بیش از حد بدنه در پیچ‌ها جلوگیری می‌کند.

لاستیک موج گیر

بوش موج گیر، بوش میل تعادل

بوش لاستیکی محل اتصال میل موج گیر به بدنه یا شاسی.

لاستیک چاک‌دار

بوش چاک‌دار

نوعی بوش لاستیکی شکاف‌دار که در برخی اتصالات سیستم تعلیق به کار می‌رود.

توپی سر کمک

پایه بالایی کمک، پایه کمک‌فنر

محل اتصال بالایی مجموعه کمک‌فنر به بدنه؛ در برخی خودروها با بلبرینگ همراه است.

سگ دست

شغال دست

قطعه‌ای که اتصالات تعلیق و فرمان و مجموعه توپی چرخ به آن متصل می‌شوند.

توپی چرخ

هاب چرخ، توپی محور

محل اتصال چرخ به محور؛ در بعضی خودروها بلبرینگ چرخ نیز در مجموعه آن یکپارچه است.

گردگیر کمک‌فنر

کاور کمک، محافظ میله کمک

از سطح میله کمک‌فنر در برابر گردوغبار و آلودگی محافظت می‌کند.

ضربه‌گیر کمک‌فنر

استاپر کمک، ضربه‌گیر لاستیکی

از برخورد شدید قطعات در انتهای دامنه حرکتی کمک‌فنر جلوگیری می‌کند.

در بازار قطعات ایران، نمونه‌هایی مانند قرقری فرمان یا سیبک مفصل، میل موج گیر یا میل تعادل و انواع مختلف گردگیر پلوس با نام‌های متفاوت عرضه می‌شوند. با این حال، برای سفارش قطعه باید نوع خودرو و محل نصب نیز مشخص باشد؛ زیرا گردگیر سمت چرخ و سمت گیربکس یا قرقری و سیبک فرمان قابل‌جایگزینی با یکدیگر نیستند.

قطعات موتور و سیستم روغن‌کاری؛ از اویل پمپ تا کاسه‌نمد

در بخش موتور نیز تعدادی از قطعات با نام‌های فارسی، انگلیسی یا اصطلاحات رایج تعمیرگاهی شناخته می‌شوند. برای نمونه، اویل پمپ همان پمپ روغن موتور و واترپمپ همان پمپ آب است. در مقابل، بعضی اصطلاحات مانند کاسه‌نمد و اورینگ اگرچه هر دو برای آب‌بندی استفاده می‌شوند، به دو نوع متفاوت از قطعات آب‌بندی اشاره دارند.

واترپمپ

پمپ آب، پمپ مایع خنک‌کننده

مایع خنک‌کننده را در مدار موتور به گردش درمی‌آورد.

اویل پمپ

پمپ روغن، پمپ روغن موتور

روغن را با فشار مناسب در مسیرهای روغن‌کاری موتور به گردش درمی‌آورد.

کارتل

کارتر، مخزن روغن موتور

محفظه پایینی موتور که در بسیاری از خودروها روغن موتور در آن جمع می‌شود.

کاسه‌نمد

سیل روغن، آب‌بند روغنی

از نشت روغن در محل عبور محور یا شفت جلوگیری می‌کند.

اورینگ

حلقه آب‌بندی، واشر حلقوی

حلقه لاستیکی یا الاستومری برای آب‌بندی اتصالات ثابت یا برخی اتصالات متحرک.

واشر در سوپاپ

واشر قالپاق سوپاپ، واشر درپوش سوپاپ

از نشت روغن در محل اتصال درپوش سوپاپ به سر سیلندر جلوگیری می‌کند.

واشر سر سیلندر

واشر کله، واشر سر موتور

فضای میان بلوک سیلندر و سر سیلندر را آب‌بندی می‌کند.

میل‌لنگ

کرانک‌شفت، محور لنگ

حرکت رفت‌وبرگشتی پیستون‌ها را به حرکت دورانی تبدیل می‌کند.

میل‌سوپاپ

میل بادامک، کام‌شفت

زمان باز و بسته شدن سوپاپ‌ها را کنترل می‌کند.

گژن‌پین

انگشتی پیستون، محور پیستون

پیستون را به شاتون متصل می‌کند.

فلایویل

چرخ طیار، چرخ لنگر

با ذخیره انرژی دورانی به یکنواخت‌تر شدن چرخش میل‌لنگ کمک می‌کند.

پولی

فولی، چرخ تسمه

حرکت دورانی را از طریق تسمه به قطعات دیگر منتقل می‌کند.

منیفولد هوا

مانیفولد ورودی، چندراهه هوا

هوای ورودی را میان سیلندرهای موتور توزیع می‌کند.

منیفولد دود

مانیفولد خروجی، چندراهه دود

گازهای خروجی سیلندرها را جمع‌آوری و به مسیر اگزوز هدایت می‌کند.

در این بخش، استفاده از اصطلاح درست اهمیت زیادی دارد. برای مثال، کاسه‌نمد و اورینگ هر دو وظیفه آب‌بندی دارند، اما شکل، محل نصب و کاربردشان متفاوت است. همچنین فولی شکل رایج و بازاری واژه انگلیسی Pulley است و در متن‌های فنی بهتر است از معادل پولی استفاده شود.

نام‌های متفاوت قطعات برق و سیستم استارت خودرو

در سیستم برق خودرو، تعدادی از قطعات با نام‌های برگرفته از اصطلاحات انگلیسی شناخته می‌شوند. گاهی نیز نام یک جزء به‌جای کل مجموعه استفاده می‌شود؛ موضوعی که هنگام خرید قطعه می‌تواند باعث سوءتفاهم شود.

دینام

آلترناتور، مولد برق خودرو

برق موردنیاز خودرو را تأمین و باتری را شارژ می‌کند.

رگلاتور ولتاژ، تنظیم‌کننده ولتاژ

ولتاژ خروجی دینام را در محدوده مناسب کنترل می‌کند.

اتوماتیک استارت

سلونوئید استارت، کلید مغناطیسی استارت

درگیری دنده استارت و برقراری جریان اصلی موتور استارت را کنترل می‌کند.

آرمیچر استارت

روتور استارت

بخش چرخان موتور الکتریکی استارت است.

زغال دینام

جاروبک دینام، براش

جریان الکتریکی را به بخش چرخان دینام منتقل می‌کند.

زغال استارت

جاروبک استارت

جریان را به آرمیچر استارت انتقال می‌دهد.

جازغالی استارت

نگه‌دارنده زغال، براش‌هولدر

قطعه‌ای برای نگهداری و هدایت زغال‌های استارت است.

کویل

کوئل، سیم‌پیچ جرقه‌زنی

ولتاژ لازم برای ایجاد جرقه در شمع را فراهم می‌کند.

ایسیو

ECU، کامپیوتر موتور، واحد کنترل الکترونیکی

عملکرد موتور را بر اساس اطلاعات حسگرها و برنامه کنترلی مدیریت می‌کند.

نکته مهم درباره اصطلاح اتوماتیک استارت این است که این قطعه با خود موتور استارت تفاوت دارد و نباید هنگام سفارش، این دو را یکی دانست. همچنین ECU نام عمومی واحد کنترل الکترونیکی است و در خودروهای جدید، واحدهای کنترل دیگری نیز برای سیستم‌های مختلف وجود دارند.

قطعات ترمز و انتقال قدرت با چند نام مختلف

در سیستم ترمز و انتقال قدرت نیز اصطلاحات متعددی به کار می‌روند. بعضی از آن‌ها معادل فارسی و انگلیسی یک قطعه هستند و برخی دیگر به اجزای مختلف یک مجموعه اشاره دارند. برای مثال، دیسک ترمز و روتور ترمز دو نام برای یک قطعه‌اند، اما دیسک کلاچ و صفحه فشار کلاچ دو جزء متفاوت از مجموعه کلاچ محسوب می‌شوند.

دیسک ترمز

روتور ترمز، دیسک چرخ

سطحی که لنت‌های ترمز دیسکی روی آن اصطکاک ایجاد می‌کنند.

کاسه ترمز

درام ترمز، کاسه چرخ

قطعه استوانه‌ای سیستم ترمز کاسه‌ای است.

لنت کفشکی

کفشک ترمز، لنت کاسه‌ای

قطعه اصطکاکی مورد استفاده در ترمزهای کاسه‌ای.

بوستر ترمز

تقویت‌کننده ترمز، بوستر خلأ

نیروی واردشده به پدال ترمز را تقویت می‌کند.

پمپ ترمز

سیلندر اصلی ترمز، مستر سیلندر

فشار هیدرولیکی موردنیاز مدار ترمز را ایجاد می‌کند.

بلبرینگ کلاچ

بلبرینگ رهاساز، بلبرینگ کلاچ‌گیر

هنگام فشردن پدال کلاچ، نیروی لازم برای آزاد کردن مجموعه کلاچ را منتقل می‌کند.

دیسک و صفحه کلاچ

مجموعه کلاچ، کیت کلاچ

اصطلاح رایج برای مجموعه کلاچ؛ محتویات کیت بسته به سازنده ممکن است متفاوت باشد.

چهارشاخ گاردان

صلیبی گاردان، مفصل یونیورسال

اتصال مفصلی گاردان که انتقال نیرو را با وجود تغییر زاویه ممکن می‌کند.

گیربکس

جعبه‌دنده

مجموعه‌ای برای تغییر نسبت انتقال قدرت میان موتور و چرخ‌ها.

ماهک دنده

ماهک تعویض دنده، اهرم انتخاب دنده

قطعه‌ای که درگیر شدن دنده‌ها را در گیربکس دستی کنترل می‌کند.

لیور دنده

دسته دنده، اهرم تعویض دنده

اهرمی که راننده برای انتخاب دنده از آن استفاده می‌کند.

در مورد مجموعه کلاچ باید دقت کرد که اصطلاح دیسک و صفحه در بازار ایران معمولاً برای مجموعه‌ای شامل دیسک کلاچ و صفحه فشار به کار می‌رود؛ اما در متون فنی، این دو قطعه وظایف جداگانه‌ای دارند. از طرف دیگر، کیت کلاچ ممکن است بسته به نوع محصول، بلبرینگ رهاساز را نیز شامل شود.

نام‌های بازاری قطعات سیستم سوخت‌رسانی، خنک‌کاری و اگزوز

بخش دیگری از اصطلاحات رایج بازار به قطعات سوخت‌رسانی، تهویه مطبوع، خنک‌کاری و خروج دود مربوط می‌شود. در این گروه، بعضی نام‌ها از زبان انگلیسی وارد گفت‌وگوی تعمیرکاران شده‌اند؛ مانند تروتل بادی، کندانسور و مافلر.

پمپ بنزین

پمپ سوخت، پمپ داخل باک

سوخت را از باک به سمت موتور منتقل می‌کند.

صافی بنزین

فیلتر بنزین، فیلتر سوخت

ناخالصی‌های موجود در سوخت را جدا می‌کند.

دریچه گاز

تروتل بادی، محفظه دریچه گاز

میزان هوای ورودی به موتور را کنترل می‌کند.

ترموستات

شیر تنظیم دمای آب، سوپاپ حرارتی

جریان مایع خنک‌کننده را متناسب با دمای موتور تنظیم می‌کند.

رادیاتور کولر

کندانسور، چگالنده کولر

گرمای مبرد را در مدار تهویه مطبوع دفع می‌کند و با رادیاتور آب متفاوت است.

اواپراتور

تبخیرکننده، رادیاتور سردکن کولر

گرما را از هوای کابین جذب می‌کند و باعث خنک شدن آن می‌شود.

کاتالیزور

کاتالیست، مبدل کاتالیستی

با واکنش‌های شیمیایی، میزان برخی آلاینده‌های گازهای خروجی را کاهش می‌دهد.

منبع اگزوز

صداخفه‌کن، مافلر

صدای ناشی از خروج گازهای موتور را کاهش می‌دهد.

سنسور اکسیژن

حسگر اکسیژن، اکسیژن‌سنج

میزان اکسیژن موجود در گازهای خروجی را اندازه‌گیری می‌کند.

یکی از اشتباهات رایج در این بخش، استفاده از عبارت رادیاتور کولر برای کندانسور است. این اصطلاح در بازار ایران متداول است، اما از نظر فنی کندانسور و رادیاتور موتور دو قطعه کاملاً متفاوت با وظایف جداگانه هستند.

کدام نام‌ها را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت؟

آشنایی با مترادف‌های قطعات زمانی مفید است که تفاوت قطعات مشابه نیز شناخته شود. در غیر این صورت، استفاده از نام‌های بازاری ممکن است باعث شود خریدار قطعه اشتباهی سفارش دهد یا نویسنده در توضیح یک ایراد فنی اطلاعات نادرستی منتشر کند.

اصطلاحات مشابه

تفاوت فنی

سیبک فرمان و قرقری فرمان

سیبک فرمان معمولاً اتصال بیرونی میل فرمان است؛ قرقری در بخش داخلی مجموعه فرمان قرار دارد.

سه‌شاخه پلوس و سرپلوس

سه‌شاخه معمولاً در مفصل داخلی پلوس به کار می‌رود؛ سرپلوس در اصطلاح بازاری اغلب به مفصل بیرونی اشاره دارد.

رادیاتور آب و رادیاتور کولر

رادیاتور آب مایع خنک‌کننده موتور را سرد می‌کند؛ رادیاتور کولر یا کندانسور بخشی از مدار تهویه مطبوع است.

کاسه‌نمد و اورینگ

هر دو برای آب‌بندی استفاده می‌شوند، اما شکل و محل نصب و کاربرد آن‌ها متفاوت است.

لنت دیسکی و لنت کفشکی

لنت دیسکی روی دیسک ترمز عمل می‌کند؛ لنت کفشکی در سیستم ترمز کاسه‌ای قرار دارد.

کمک‌فنر و فنر

فنر وزن خودرو را تحمل و ضربات اولیه را جذب می‌کند؛ کمک‌فنر نوسان‌های فنر را کنترل می‌کند.

دینام و استارت

دینام برق تولید می‌کند و باتری را شارژ می‌کند؛ استارت موتور را به چرخش درمی‌آورد.

دیسک کلاچ و صفحه فشار

دیسک کلاچ نیروی اصطکاکی انتقال قدرت را فراهم می‌کند؛ صفحه فشار آن را به فلایویل می‌فشارد.

هنگام خرید قطعه، کدام نام را به فروشنده بگوییم؟

شناخت نام‌های مختلف قطعات خودرو می‌تواند ارتباط میان راننده، تعمیرکار و فروشنده را ساده‌تر کند؛ با این حال، برای جلوگیری از اشتباه بهتر است هنگام خرید فقط به نام قطعه اکتفا نشود. اعلام مدل خودرو، سال ساخت، نوع موتور و محل نصب قطعه اهمیت زیادی دارد. برای نمونه، گفتن گردگیر پلوس به‌تنهایی ممکن است کافی نباشد؛ زیرا گردگیر سمت چرخ و سمت گیربکس از نظر ابعاد و طراحی می‌توانند متفاوت باشند.

در خودروهایی که چند تیپ یا نسخه فنی دارند، استفاده از شماره فنی قطعه یا ارائه نمونه قدیمی به فروشنده نیز می‌تواند احتمال خرید اشتباه را کاهش دهد. این موضوع درباره قطعاتی مانند بوش طبق، توپی سر کمک، سیبک، قرقری فرمان و اجزای سیستم ترمز اهمیت بیشتری دارد.

برای فعالان حوزه خودرو نیز بهترین روش آن است که در نخستین اشاره، نام فنی و شناخته‌شده قطعه را بنویسند و اصطلاح بازاری آن را داخل پرانتز بیاورند؛ برای مثال: «گردگیر پلوس (لاستیک پلوس)». به این ترتیب، متن هم برای مخاطب عمومی قابل فهم خواهد بود و هم دقت فنی خود را حفظ می‌کند. در نهایت باید گفت نام‌های بازاری قطعات خودرو بخشی از زبان رایج تعمیرگاه‌ها و بازار لوازم یدکی هستند؛ اما شناخت معادل‌های فنی و تفاوت قطعات مشابه، به‌اندازه آشنایی با خود نام‌ها اهمیت دارد.