اقتصادنیوز: حتی روابط راهبردی نزدیک نیز دسترسی نظامی آمریکا را تضمین نمیکند. در ماه مه، هنگامی که واشنگتن عملیات اسکورت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را آغاز کرد و برای اجرای آن به هواپیماهای مستقر در کشورهای خلیج فارس متکی بود، عربستان سعودی و کویت بهطور موقت محدودیتهایی بر دسترسی آمریکا به پایگاهها و حریم هوایی خود اعمال کردند.
به گزارش اقتصادنیوز، برای چندین دهه متوالی، آمریکا برای نمایش قدرت خود در خاورمیانه، به پایگاههای بزرگ نظامی در سراسر خلیج فارس متکی بود.
این الگو بر این فرض استوار بود که تأسیسات آمریکایی از دسترس تهدیدهای نظامی دور هستند و ایران، با وجود توسعه زرادخانه موشکی خود، از حملات گسترده و مستمر به این پایگاهها خودداری خواهد کرد. اما جنگ با ایران تمامی این محاسبات را برهم زد.
اقتصادنیوز: ایران و متحدانش برای وارد کردن فشار به عربستان نیازی به تصرف تمامی میدانهای نفتی این کشور یا همه مسیرهای کشتیرانی بهطور کامل ندارند، بلکه کافی است تا خطر استفاده از مسیرهایی را افزایش دهند که نفت عربستان از طریق آنها به بازارهای جهانی میرسد.
پایان عصر پایگاههای نظامی آمریکا پس از جنگ ایران
و کلی ای. گریکو، در فارنپالیسی نوشت: حملات مکرر موشکی و پهپادی ایران به تأسیسات آمریکا، آسیبپذیری پایگاههایی را آشکار کرد که واشنگتن دههها برای حفظ حضور نظامی خود در منطقه به آنها متکی بوده است.
حال پنتاگون با این پرسش روبهروست که آیا باید پایگاههای آسیبدیده را بازسازی و مستحکم کند، یا بخشی از نیروهای خود را به غرب منطقه فاصله بیشتری از ایران دارند، از جمله اردن و اسرائیل انتقال دهد؟
با این حال، هر دو گزینه بر ادامه همان الگوی قدیمی استوارند: تمرکز نیروها در پایگاههای بزرگ و دائمی.
تجربه جنگ اخیر نشان داده است که چنین تمرکزی نهتنها هزینه دفاع از نیروهای آمریکایی را افزایش میدهد، بلکه امکان شناسایی و هدفگیری آنها را نیز برای ایران فراهم میکند.
عملیات نظامی آمریکا علیه ایران در ۳۸ روز نخست عملیات «خشم حماسی» با بیش از ۱۰ هزار و ۲۰۰ سورتی پرواز و انجام بیش از ۱۳ هزار و ۵۰۰ حمله، به یکی از بزرگترین کارزارهای هوایی این کشور در چند دهه اخیر تبدیل شد.
نویسنده مدعی شد: در این میان، آمریکا با پیشبینی حمله به پایگاه هوایی العدید در قطر، بزرگترین تأسیسات نظامی این کشور در خاورمیانه، نیروهای خود را از آن خارج کرد و هدایت عملیات هوایی را از پایگاه شاو در ایالت کارولینای جنوبی ادامه داد. هنگامی که ایران مرکز عملیات هوایی مشترک آمریکا در العدید را هدف قرار داد، این مرکز که از سال ۲۰۰۳ هدایت کارزارهای هوایی واشنگتن در منطقه را بر عهده داشت، تخلیه شده بود.
جابهجایی تجهیزات نیز بخشی از این روند بود. در روزهای پیش از جنگ، نیروی هوایی آمریکا انتقال هواپیماهای سوخترسان خود به فرودگاه بنگوریون، فرودگاه اصلی غیرنظامی اسرائیل را آغاز کرد. این هواپیماها با استفاده از زیرساختهای موجود فرودگاه فعالیت میکردند و تجهیزات تخصصی و نیروهای تعمیر و نگهداری نیز در صورت نیاز به محل منتقل میشدند.
این تجربه نشان داد که تداوم عملیات نظامی آمریکا بیش از آنکه به حفظ پایگاههای بزرگ و ثابت وابسته باشد، به دسترسی به مجموعهای از فرودگاهها و توانایی جابهجایی سریع هواپیماها، نیروها، تجهیزات و مهمات بستگی دارد. در نتیجه، بازسازی تأسیسات آسیبدیده یا ساخت پایگاههای جدید در مناطق دورتر از ایران، بدون تغییر در الگوی استقرار نیروها، نمیتواند مشکل اصلی را برطرف کند.
هزینه سنگین دفاع از پایگاههای ثابت
پایگاههای دائمی بهراحتی شناسایی میشوند و رقبا فرصت دارند که در طی سالها، ساختار، امکانات و الگوی فعالیت آنها را بررسی کند. ایران نیز در جریان جنگ از این مزیت برخوردار بوده است.
در ۲۷ مارس، یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد «ئی-۳ سنتری» آمریکا در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی منهدم شد؛ هواپیمایی که از جمله معدود سامانههای هوابرد فرماندهی و کنترل در ناوگان نیروی هوایی آمریکا به شمار میرود. مراکز عملیات، آشیانهها، محل استقرار نیروها و انبارهای سوخت در چندین پایگاه آمریکایی نیز هدف حملات ایران قرار گرفتند.
دفاع از این تأسیسات در برابر موشکها و پهپادها هزینه قابلتوجهی بر واشنگتن تحمیل کرده است. آمریکا در شش هفته نخست جنگ بیش از هزار فروند موشک رهگیر مصرف کرد؛ از جمله بیش از ۴۰ درصد ذخایر پیش از جنگ موشکهای پاتریوت و حدود نیمی از موشکهای سامانه تاد.
مستحکمسازی پایگاهها نیز راهحل کمهزینهای نیست. ساخت پناهگاههای مقاوم و مخازن سوخت زیرزمینی میتواند از بخشی از تجهیزات محافظت کند، اما هواپیماهای سوخترسان و هواپیماهای هشدار زودهنگام به دلیل ابعاد بزرگ خود به پناهگاههایی بسیار وسیع و پرهزینه نیاز دارند. بنابراین، آمریکا چه با صرف میلیاردها دلار برای تقویت استحکامات و چه با مصرف حجم زیادی از موشکهای رهگیر، هزینهای بهمراتب بیشتر از هزینه حملات ایران پرداخت خواهد کرد.

انتقال پایگاهها به اردن و اسرائیل؟
انتقال پایگاهها به اردن و اسرائیل نیز این آسیبپذیری را از بین نمیبرد؛ چرا که هردو همچنان در برد موشکهای ایران قرار دارند و ایجاد تأسیسات دائمی جدید در آنها، اهداف بیشتری برای شناسایی و حمله در اختیار تهران میگذارد. چنین تغییری همچنین میتواند ایران را به افزایش ذخایر موشکهای میانبرد و پهپادهای دوربرد خود ترغیب کند.
محدودیتهای سیاسی حضور نظامی در منطقه
مشکل پایگاههای دائمی تنها به آسیبپذیری نظامی آنها محدود نیست. حضور گسترده آمریکا در کشورهای منطقه به تصمیمهای سیاسی دولتهای میزبان وابسته است؛ دولتهایی که ممکن است در شرایط بحرانی، استفاده از خاک، پایگاهها یا حریم هوایی خود را محدود کنند.
سرپیچی اسرائیل از انتظارات واشنگتن
اسرائیل نمونهای از پیچیدگیهای سیاسی این الگوست. این رژیم در مواردی اقداماتی نظامی انجام داده که با ترجیحات واشنگتن همخوانی نداشته است. در ماه اوت، اسرائیل بدون اطلاع قبلی به آمریکا، یک پایگاه هوایی در شمال سوریه و نزدیک مرز ترکیه را بمباران کرد. سفیر آمریکا در ترکیه این حمله را «تشدیدی غیرضروری» خواند و احتمال داد که هدف آن کشاندن ترکیه به عنوان عضوی از ناتو، به درگیری گستردهتری باشد.
استقرار گسترده و دائمی نیروهای آمریکایی در اسرائیل میتواند پیامدهای چنین اختلافهایی را تشدید کند. نیروهای آمریکا ممکن است در معرض حملات تلافیجویانه ناشی از اقدامات اسرائیل قرار گیرند و واشنگتن بیش از پیش درگیر جنگهای این کشور شود. چنین وضعیتی همچنین میتواند روابط آمریکا با شرکای عرب خود را تحت فشار بیشتری قرار دهد.

دسترسی نظامی آمریکا تضمین شده نیست چون...
حتی روابط راهبردی نزدیک نیز دسترسی نظامی آمریکا را تضمین نمیکند. در ماه مه، هنگامی که واشنگتن عملیات اسکورت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را آغاز کرد و برای اجرای آن به هواپیماهای مستقر در کشورهای خلیج فارس متکی بود، عربستان سعودی و کویت بهطور موقت محدودیتهایی بر دسترسی آمریکا به پایگاهها و حریم هوایی خود اعمال کردند. مقامهای سعودی، بر اساس گزارشهای منتشرشده، از آنچه کماهمیت جلوهدادن حملات ایران به کشورهای خلیج فارس از سوی واشنگتن میدانستند، نگران بودند و نسبت به حمایت آمریکا در صورت تشدید جنگ تردید داشتند.
در ژوئیه نیز اسرائیل برای جلوگیری از اختلال در رفتوآمد گردشگران تابستانی، تعداد هواپیماهای سوخترسان آمریکایی مستقر در فرودگاه بنگوریون را محدود کرد و نیروی هوایی آمریکا ناچار شد این هواپیماها را به مراکز دیگری انتقال دهد. این موارد نشان میدهد که حتی در کشورهایی با روابط نزدیک و توافقهای دیرینه نظامی، دسترسی آمریکا به تأسیسات میتواند تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و اقتصادی دولت میزبان قرار گیرد.
طرح جدید پنتاگون؛ شبکه پراکنده به جای پایگاه ثابت
راه جایگزین، ایجاد شبکهای گسترده از فرودگاهها و پایگاههای هوایی قابل استفاده در شرایط بحران است؛ شبکهای که خلیج فارس، اروپا و مناطق پیرامونی خاورمیانه را در بر بگیرد.
در این الگو، برخی فرودگاهها به مراکز اصلی پشتیبانی تبدیل میشوند و امکانات لازم برای استقرار هواپیماها، تأمین سوخت و جابهجایی محمولههای بزرگ را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار میدهند. برخی دیگر میتوانند امکانات محدودتری داشته باشند و صرفاً باند پروازی، فضای پارک هواپیما، سوخت و محل نگهداری مهمات را فراهم کنند. حضور نیروهای آمریکایی در این مراکز نیز میتواند به زمان بحران محدود شود.
چنین شبکهای وابستگی واشنگتن به تصمیم یک دولت میزبان را کاهش میدهد. اگر یک کشور دسترسی به پایگاههای خود را محدود کند، آمریکا همچنان میتواند از مراکز دیگر برای ادامه عملیات استفاده کند. از سوی دیگر، پراکندگی نیروها تعداد اهدافی را که ایران باید شناسایی و مورد حمله قرار دهد افزایش میدهد.
این رویکرد به آمریکا امکان میدهد تا در دوران صلح، بخش عمده نیروهای خود را در خاک این کشور نگه دارد و تنها هنگام ضرورت آنها را به منطقه اعزام کند. نیروهای مستقر در داخل آمریکا از پشتیبانی فنی و انسانی گستردهتری برخوردارند و میتوانند آمادگی خود را حفظ کنند. در عین حال، تسلیحات، تجهیزات و سوخت مورد نیاز برای شرایط اضطراری در برخی مراکز منطقهای ذخیره میشود؛ بخشی از تدارکات نیز میتواند روی کشتیها نگهداری شود تا در زمان بحران، امکان انتقال سریع آنها فراهم باشد.
بازدارندگی بدون حضور دائمی دهها هزار نیروی آمریکایی ممکن است؟
پراکندگی نیروها در شرایط کنونی مزیت مهمی دارد، زیرا شناسایی و هدفگیری تأسیسات نظامی را دشوارتر میکند. با این حال، پیشرفت فناوریهای نظارتی و افزایش برد تسلیحات ممکن است این مزیت را در آینده کاهش دهد. در شرایطی که حسگرها امکان شناسایی اهداف را در مناطق گستردهتری فراهم میکنند، نقاط امن کمتری باقی خواهد ماند و ممکن است بار دیگر پایگاههای محدود اما بهشدت مستحکم اهمیت بیشتری پیدا کنند. همین عدم قطعیت، ضرورت پرهیز از تعهد بلندمدت به یک الگوی ثابت را افزایش میدهد.
تغییر در شیوه استقرار نیروها همچنین میتواند بر بازدارندگی آمریکا اثر بگذارد. جنگ اخیر نشان داده است که پایگاههای بزرگ این کشور ممکن است با آغاز درگیری تخلیه شوند؛ مسئلهای که میتواند از قدرت پیام بازدارنده آنها بکاهد.

اعزام نیرو به خاورمیانه اهمیت چندانی ندارد
الگوی مبتنی بر اعزام سریع نیروها البته محدودیتهایی دارد. نیروهایی که خارج از خاورمیانه مستقر هستند، برای رسیدن به منطقه به زمان بیشتری نیاز دارند و در آغاز بحران فشار بیشتری بر ظرفیت ترابری راهبردی، سوخترسانی هوایی و دیگر امکانات پشتیبانی وارد میشود. حفظ شبکهای گسترده از فرودگاههای آماده استفاده نیز مستلزم پیگیری مداوم توافقها با کشورهای میزبان و مدیریت ذخایر از پیش مستقرشده است.
با این حال، تأخیر احتمالی در اعزام نیروها در خاورمیانه اهمیت کمتری نسبت به مناطقی مانند اروپا و اقیانوس آرام دارد. ایران در پی تصرف سریع و حفظ سرزمینهای دیگر نیست؛ در حالی که آمریکا در اروپا و اقیانوس آرام با احتمال مواجهه با وضعیتی روبهروست که روسیه یا چین بتوانند با تصرف سریع یک منطقه، واقعیتی جدید و دشوار برای تغییر ایجاد کنند.
جنگ چه چیزی را تغییر داد؟
اتکا به توان نظامی مستقر در خارج از منطقه و حفظ امکان مداخله در زمان ضرورت، ایده تازهای در راهبرد آمریکا نیست. آنچه جنگ اخیر تغییر داده، فراهمشدن شواهد عملی درباره امکان تداوم عملیات نظامی بدون اتکای انحصاری به پایگاههای بزرگ و دائمی است. پایگاههایی که زمانی نماد قدرت و ابزار بازدارندگی واشنگتن در خاورمیانه بودند، اکنون به اهداف ثابتی تبدیل شدهاند که ایران توانایی حمله به آنها را نشان داده است. ادامه الگوی کنونی، بدون بازنگری در میزان تمرکز نیروها و شیوه دسترسی به تأسیسات منطقهای، میتواند هزینههای نظامی و سیاسی آمریکا را افزایش دهد و انعطافپذیری آن را در جنگهای آینده کاهش دهد.
