آیا برای پیروز شدن در لیگ برتر فوتبال انگلیس باید بیشتر دوید؟
پس از توقف تیم فوتبال منچستریونایتد برابر تاتنهام، انتقادها از تلاش و میزان دوندگی بازیکنان این تیم بار دیگر بالا گرفت. جیمی ردنپ، کارشناس اسکای اسپورتس با اشاره به آمارهای فیزیکی دو تیم گفت تاتنهام پنج کیلومتر بیشتر از یونایتد دویده است و تأکید کرد که در لیگ برتر فوتبال انگلیس، دوندگی بیشتر یکی از پیششرطهای پیروزی محسوب میشود؛ اما آیا آمارها واقعاً چنین ادعایی را تأیید میکنند؟
مسافت طی شده و تعداد استارتهای سرعتی بازیکنان به دلیل دسترسی آسان و قابلفهم بودن، به ابزارهای رایجی برای ارزیابی عملکرد تیمها تبدیل شدهاند. هرگاه یک باشگاه بزرگ نتیجهای دور از انتظار میگیرد، کارشناسان اغلب به سراغ این ارقام میروند تا توضیحی برای ناکامی پیدا کنند. لیورپول و چلسی نیز فصل گذشته با قضاوتهای مشابهی روبرو شدند.
با این حال، بررسی دادههای لیگ برتر نشان میدهد که رابطه میان دوندگی بیشتر و موفقیت، آنقدرها هم ساده نیست.
اختلاف اندک میان تیمهای بالای جدول و پایین جدول
یکی از روشهای بررسی این موضوع، مقایسه جدول نهایی لیگ برتر با رتبهبندی تیمها از نظر مسافت طی شده و دوندگی با شدت بالا است. البته این مقایسه به تنهایی نمیتواند رابطه علت و معلولی را مشخص کند اما نقطه شروع مناسبی برای تحلیل است.
جدول فصل گذشته لیگ برتر شباهت چندانی به رتبهبندی تیمها از نظر مسافت طی شده نداشت. آرسنال و منچسترسیتی در میان تیمهای پرتلاش از نظر مسافت کلی قرار داشتند اما خروجی فیزیکی بسیاری از تیمهای رتبه سوم تا هشتم چندان چشمگیر نبود.
تیمهای حاضر در نیمه بالایی جدول، به طور میانگین در طول فصل 4363 کیلومتر دویدند؛ رقمی که برای 10 تیم پایین جدول به 4332 کیلومتر رسید. اختلاف دو گروه فقط 31 کیلومتر بود؛ تفاوتی ناچیز در مقیاس یک فصل کامل.
در دوندگی با شدت بالا نیز فاصله محدودی دیده شد. میانگین این شاخص برای 10 تیم برتر 338.7 کیلومتر و برای 10 تیم پایین جدول 328.4 کیلومتر بود؛ اختلافی حدود سه درصد. بنابراین، صرفاً با تکیه بر این ارقام نمیتوان نتیجه گرفت که دوندگی بیشتر، جایگاه بهتر را تضمین میکند.
فراتر از رتبه نهایی؛ چه تیمهایی بهتر از انتظار ظاهر شدند؟
البته مقایسه مستقیم رتبه جدول و میزان دوندگی، تفاوت شرایط و انتظارات از باشگاهها را نادیده میگیرد. قرار نبود برنلی صرفاً به دلیل قرار گرفتن در رتبه هفتم جدول دوندگی در پایان فصل نیز هفتم شود.
برای بررسی دقیقتر، میتوان پیشبینیهای پیشفصل ابررایانه اپتا را در نظر گرفت. 10 تیم فصل گذشته دستکم یک رتبه بهتر از محتملترین جایگاه پیشبینیشده خود به پایان رساندند و میانگین مسافت طی شده آنها 4369 کیلومتر بود. در مقابل، 9 تیمی که پایینتر از جایگاه پیشبینی شده تمام کردند، به طور میانگین 4308 کیلومتر دویدند. اختلاف این دو گروه فقط 1.4 درصد بود.
نمونهها نیز نشان میدهند که دوندگی بیشتر لزوماً به معنای موفقیت نیست. ساندرلند با 13 رتبه و منچستریونایتد با 9 رتبه عملکردی بهتر از پیشبینیها داشتند اما هیچکدام در میان 10 تیم برتر از نظر مسافت طی شده قرار نگرفتند. از سوی دیگر، کریستال پالاس و نیوکاسل با وجود قرار گرفتن در جمع 10 تیم پرتلاش، به ترتیب هشت و شش رتبه پایینتر از انتظار ظاهر شدند.
شاخص امتیاز مورد انتظار یا xPts نیز نتیجه مشابهی دارد. این مدل با استفاده از کیفیت موقعیتهای گلزنی، احتمال برد، مساوی یا شکست هر تیم را تخمین میزند. تیمهای نیمه پایین جدول دوندگی، به طور میانگین 0.38 امتیاز بیشتر از امتیاز مورد انتظار خود کسب کردند؛ در حالی که تیمهای نیمه بالای این رتبهبندی به طور میانگین 1.88 امتیاز کمتر از انتظار به دست آوردند.
دوندگی با توپ؛ ارتباطی معنادارتر؟
با این حال، همه شاخصها نتیجه یکسانی ندارند. در میان معیارهای فیزیکی فصل 2026-2025، یکی از ارتباطهای قابلتوجه با جایگاه نهایی، مسافتی بود که تیمها هنگام مالکیت توپ طی کردند.
البته این موضوع لزوماً به معنای آن نیست که دوندگی بیشتر هنگام مالکیت توپ باعث موفقیت میشود. تیمهای قدرتمندتر معمولاً بازیکنان باکیفیتتری دارند و بیشتر توپ را در اختیار میگیرند؛ در نتیجه، فرصت بیشتری برای حرکت و جابهجایی در زمان مالکیت خواهند داشت. بنابراین، کیفیت بازیکنان و سبک بازی نیز در تفسیر این آمار اهمیت دارد.
در یک مسابقه، دوندگی کمتر چه معنایی دارد؟
شاید ارتباط میان دوندگی و نتیجه در سطح یک مسابقه واضحتر باشد. از ابتدای فصل گذشته، در 86 مسابقه لیگ برتر، یک تیم دستکم پنج کیلومتر کمتر از حریف خود دویده بود. این تیمها تنها در 10 مورد پیروز شدند؛ یعنی نرخ برد 11.6 درصد.
با این حال، 20 مسابقه از این مجموعه شامل اخراج دستکم یک بازیکن بود؛ عاملی که میتواند به شدت بر میزان دوندگی هر دو تیم اثر بگذارد. با کنار گذاشتن این مسابقات، تیمهایی که دستکم پنج کیلومتر کمتر دویده بودند، در هشت بازی از 66 مسابقه پیروز شدند. نرخ برد آنها در این شرایط به 12.1 درصد رسید.
در مسابقاتی که اختلاف دوندگی بین 2.5 تا 4.99 کیلومتر بود و اخراج بازیکنی رخ نداده بود، نرخ برد تیم کمدوندهتر به 25.8 درصد افزایش یافت؛ هرچند این تیمها در 46 درصد موارد شکست خوردند.
این ارقام نشان میدهد که در موارد افراطی، دوندگی بسیار کمتر از حریف میتواند با احتمال پایینتر پیروزی همراه باشد. با این حال، نمیتوان نتیجه گرفت که دویدن بیشتر به تنهایی عامل تعیینکننده است. سبک بازی، مالکیت توپ، کیفیت بازیکنان و شرایط مسابقه نیز بر این ارقام تأثیر میگذارند.
یورگن کلوپ در آغاز دوران حضورش در لیورپول، این موضوع را چنین توضیح داده بود: برای موفقیت لازم نیست در هر مسابقه 115 کیلومتر بدویم. وقتی توپ را در اختیار داریم، نیازی نیست دیوانهوار بدویم. باید بدانیم در زمان مناسب فشار را افزایش دهیم؛ با فکر بهتر و زمانبندی دقیقتر. البته اگر برابر تیمی بسیار بهتر بازی کنیم و حاضر نباشیم بیشتر از آنها بدویم، دیوانهایم.
پپ گواردیولا نیز در آخرین فصل حضورش در منچسترسیتی تأکید کرد: مهم این است که چه زمانی باید بدوید. دویدن صرفاً برای دویدن چه فایدهای دارد؟ میتوانم به پیست بروم و از دوندگان ماراتن بخواهم برای ما بازی کنند. مسئله این نیست؛ مهم زمان انجام آن است. فصل گذشته بعضی بازیکنان میدویدند اما این دوندگی فایدهای نداشت. مهمترین چیز، ترکیب هر دو عامل است.
در نهایت، تلاش و شدت بازی اهمیت دارد اما دوندگی بیشتر به تنهایی راهحل مشکلات یک تیم نیست. آنچه میتواند تفاوت ایجاد کند، تشخیص زمان مناسب برای افزایش فشار، تصمیمگیری بهتر و استفاده مؤثر از انرژی بازیکنان است.
