شکاف اطلاعاتی یا شکاف تحلیل؟ پاسخی به ادعاهای اخیر درباره امنیت کشور
در مناظرهای اخیر در تلویزیون، ادعاهایی درباره «شکاف اطلاعاتی»، ناکامی در برابر ترورها و کوتاهی نهادهای امنیتی مطرح شد که لازم است درباره آن درنگی کوتاه صورت گیرد.
1- نسبت توان و مأموریت
نهادهای امنیتی ایران با شبکهای گسترده روبهرو بودهاند: ۵۵ سازمان اطلاعاتی، ۲۸ کشور ناتو بهعلاوه رژیم صهیونیستی و ساختارهای اطلاعاتی برخی همسایهها و رژیمهای عربی. طبق این روایت، بودجه امنیتی ایران حتی به ۱۰٪ بودجه موساد و ۱٪ بودجه CIA نمیرسد؛ موساد در ۱۰ سال گذشته حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برای فعالیت در ایران هزینه کرده است. با این حال، بسیاری از طرحها و عملیاتهای دشمن خنثی شده است.
2- تداوم ساختار در شرایط شهادت
در جنگ و ترورهای گسترده، وزیر اطلاعات، معاونان و مسئولان ارشد پروندهها، رئیس سازمان اطلاعات سپاه، سردار خادمی و شماری از فرماندهان و مدیران استانی اطلاعات به شهادت رسیدند. اما ساختار امنیتی نهفقط فروپاشید، بلکه با بازسازی سریع و ادامه کار نیروهای عملیاتی ضربات مهمی به دشمن وارد کرد؛ از جمله انهدام ۱۱ پایگاه CIA در منطقه (بر اساس این روایت). این تجربه نشانه تابآوری ساختاری است.
3- پاسخها همیشه اعلامی و نظامی نیست
پاسخ به دشمن همیشه واکنش نظامی فوری و تبلیغاتی نیست. نمونهها: حمله به عینالاسد و اهداف جابر و علی صالح، اقدامات منطقهای، غنیسازی ۲۰٪، انتقال سانتریفیوژها به زیرزمین پس از حمله به کرج و عملیات وعده صادق با شلیک ۱۹۲ موشک بالستیک. برخی پاسخها نیز غیرعلنی بوده و دشمن خود ناچار به اعلام آن شده است. ادعای «پاسخ ندادیم» بدون تفکیک پاسخ اعلامی، غیراعلامی، نظامی و راهبردی، ناقص و گمراهکننده است.
4- محدودیتهای فنی هر دوره
در سال ۱۳۹۸، موشکهای نقطهزن حداکثر برد ۷۰۰ کیلومتر داشتند—نمونه شاخص ذوالفقار—و اگرچه حدود ۱۲۰۰ لانچر وجود داشت، همه آنها برد ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ کیلومتر نداشتند. نسل اول خیبرشکن در ۱۳۹۶ ساخته شد، اما تست، عملیاتیسازی و تولید انبوه آن تا ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ زمان برد. بنابراین ادعای ورود فوری به جنگ بزرگ با توان آن دوره همخوان نیست. در نبرد میهنی سوم نیز ایران با حدود ۵۰٪ قدرت دنیا روبهرو بود و تنها سلاحی که استفاده نشد، سلاح هستهای بود. باید به هدف قرار دادن حدود ۱۳۵ نقطه صنعتی و راهبردی، انهدام ناو هواپیمابر و سه ناوشکن، و در جنگ نفتکشها به ۱۴ نفتکش اسرائیلی و ۵ تا ۶ نفتکش سعودی و اماراتی—از جمله نزدیک جده و ابها—اشاره شود. پس از حمله به پایگاه پهپادی کرمانشاه، پایگاههای پهپادی به سازههای امن و مناطق جنوبغربی و دیگر منتقل شدند.
5- صبر راهبردی، نه انفعال
تصمیمگیری ملی نیازمند محاسبه هزینهها و آمادگی برای سناریوهای بزرگتر است. واکنش هیجانی در شرایط تحریم، فشار حداکثری و تهدیدهای چندلایه میتواند به جای بازدارندگی، هزینههای سنگینی تحمیل کند. آنچه شاهد بودهایم ترکیبی از صبر راهبردی، آمادهسازی و پاسخهای مرحلهای است. نقد این رویکرد زمانی معتبر است که جایگزین روشن و قابل اجرایی ارائه شود.
سخن آخر
نقد منصفانه حق همه است، اما باید بر دادههای مستند و شناخت دقیق از نسبت توان و تهدید استوار باشد، نه بر کلیگویی، اتهامزنی و سیاهنمایی. نهادهای امنیتی در سالهای گذشته با کمترین امکانات، بیشترین مسئولیت را بر عهده داشتهاند و بخشی از امنیت امروز ایران نتیجه جانفشانی نیروهایی است که در میدان جنگ و ترور شهید شدند.
