گلستان- همزمان با زادروز حجتالله شکیبا، نقاش و عکاس نامآشنای گرگانی، کارنامه تألیفی و نقش آثار تصویری او در پیوند مخاطب امروز با میراث ادبی ایران مورد بازخوانی قرار گرفت و سلیمه قزل، مدرس هنر با تأکید بر اهمیت انتشار آثار هنرمندان در قالب کتاب گفت: چنین کتابهایی امکان مشاهده و مطالعه آثار را برای نسلهای بعد فراهم میکنند و به ماندگاری نام و کارنامه هنرمند در حافظه فرهنگی جامعه کمک میکنند.
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سید حسن حسینی نژاد: در تقویم فرهنگی شهر گرگان، بیست و هشتم مهرماه یادآور طلوع هنرمندی است که کارنامه سالها هنرمندیاش نقطه عطف و ترسیم مرزی بین واقعیت و خیال و در پیوند میان هنر نقاشی و عکاسی است.
استاد «حجتالله شکیبا»، نقاش، مولف، عکاس و هنرمند نامآشنایی است که سال ۱۳۲۸ در کوچهپسکوچههای محله باغشاه گرگان چشم به جهان گشود و الفبای نور، سایه و رنگ را در تاریکخانه و عکاسخانه نامدار پدرش، زندهیاد میرزا محمود، آموخت.
مشقی عاشقانه از روتوش نگاتیوها و رنگآمیزی عکسها که گویی درست در همان اَوان کودکی به رموز اولیه هنر نقاشی پی برد و سالها بعد در محضر اساتیدی چون مقیمی تبریزی و غلامحسین نامی و سپس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران صیقل خورد و درنهایت به خلق مکتبی زیبا و اصیل و منحصربهفرد در هایپررئالیسم ایرانی انجامید.
نام شکیبا اگرچه در حافظه تصویری ما با قابهای ماندگار سینمای زندهیاد علی حاتمی، کارگردان فقید سینمای کشورمان—از بازآفرینی اعجابانگیز تالار آینه کمالالملک تا سیمای مشهد قدیم در هزاردستان و پُرتره لیلا حاتمی در فیلم دلشدگان—گره خورده است، اما ساحت هنری او تنها به پرده نقاشی و پرده نقرهای محدود نماند.
او ازجمله نقاشان معاصری است که قلممو و نبوغ بصری خود را در خدمت میراث مکتوب و نشر فاخر ایران قرارداد و تألیف و نشر آثاری چون «نقش عکس در هنر ایران»، «ایراندخت» و «سلوک» در کنار خلق نقاشیهای نفیس برای شاهکارهای جاودان ادب پارسی همچون شاهنامه فردوسی، رباعیات خیام، مثنوی معنوی و لیلی و مجنون و ... جایگاه او را در قامت یک چهره شاخص صاحب تألیف و تصویرگر متون کهن تثبیت کرده است.
به مناسبت فرارسیدن زادروز این هنرمند و در گزارشی به سراغ جمعی صاحبنظران رفتیم تا کارنامه تألیفی و تأثیر حضور تصویری شکیبا در بازار کتاب و پیوند نقاشی او با ادبیات کهن را به بوته بررسی و واکاوی بگذاریم که در ادامه ازنظر مخاطبان میگذرد.
سلیمه قزل، دانشآموخته کارشناسی ارشد نقاشی، مدرس هنر و تصویرگر کتاب، با اشاره به اینکه شکیبا ازجمله هنرمندانی است که آثارش به شکل کتابهای نفیس ادبی (مثل شاهنامه، خیام، مثنوی و…) منتشرشده است و تصویرگریهای هایپررئالیستی و فیگوراتیو او روحی به کتابآرایی مدرن ایران دمید و توانست مخاطب عمومی را با متون کهن مأنوستر و جذب کند، گفت: به اعتقاد من، انتشار کتابهایی که به آثار یک هنرمند اختصاص دارند، ازنظر ثبت و مستندسازی تاریخ هنر اهمیت زیادی دارد.
وی افزود: چنین کتابهایی امکان مشاهده و مطالعه آثار را برای نسلهای بعد فراهم میکنند و به ماندگاری نام و کارنامه هنرمند در حافظه فرهنگی جامعه کمک میکنند.
قزل ادامه داد: شکیبا با رویکردی واقعگرایانه و رمانتیک به سراغ مفاخر ادبی رفت و معتقدم انتشار آثار در قالب کتاب، تجربه بصری مخاطب را گسترش میدهد و امکان مواجهه با هنر را از فضای محدود گالری فراتر میبرد.
سلیمه قزل ادامه داد: یکی از جنبههای جالب زندگی هنری شکیبا، آشنایی او با عکاسی از دوران کودکی و حضور در فضای عکاسخانه پدرش است. به نظرم، این تجربه میتواند در شناخت زمینههای شکلگیری نگاه تصویری او اهمیت داشته باشد.
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه شکیبا علاوه بر خلق نقاشی و تصویر، در کتابی چون «نقش عکس در هنر ایران» پیوند تجربه زیسته او از عکاسی سنتی پدرش تا نقاشی مدرن، را بهعنوان یک اثر تحقیقی بینرشتهای و یک منبع مهم در مطالعات هنر تبدیل کرده است، عنوان کرد: عکاسی و نقاشی، باوجود تفاوتهایشان، در طول تاریخ هنر بر یکدیگر تأثیر گذاشتهاند.
سلیمه قزل افزود: تجربه عکاسی میتواند در درک نور، ترکیببندی، جزئیات و نحوه مواجهه با واقعیت نقش داشته باشد و این عناصر در شکلگیری زبان تصویری یک نقاش نیز مؤثر باشند.
وی در پخش دیگری از سخنانش خاطرنشان کرد: جا دارد اشارهکنم که اجرای دقیق و واقعگرایانه یک تصویر میتواند تحسینبرانگیز باشد، اما برای ارزیابی جایگاه هنری آن، لازم است ببینیم اثر تا چه اندازه از امکانات نقاشی برای ایجاد معنا، برانگیختن تخیل و گشودن مسیرهای تازه برای دیدن استفاده میکند.
سلیمه قزل ادامه داد: از سوی دیگر، یکی از جنبههای قابلتوجه زندگی هنری استاد شکیبا برای من، شکل دادن به مسیر حرفهای خود از گرگان، شهری دور از تمرکز اصلی فعالیتهای هنری تهران و راه یافتن به گالری سیحون و عرضه آثار در فضای حرفهای هنر است.
وی افزود: این موضوع، بهویژه با توجه به تفاوت امکانات و فرصتهای هنرمندان در شهرهای کوچکتر، شایسته توجه است و ساختن یک مسیر حرفهای و یافتن امکان عرضه و فروش آثار، بدون پیگیری و استمرار در کار هنری آسان نیست.
سلیمه قزل همچنین گفت: در مواجهه شخصی من با برخی از نقاشیهای شکیبا، مهارت اجرایی و توجه به جزئیات قابلمشاهده است؛ اما در بعضی از آنها، رابطه میان عناصر تاریخی و پیکرههای انسانی برای من به معنایی فراتر از بازنمایی ظاهری نمیرسد که این برداشت، طبیعتاً ناظر بر تجربه و دریافت شخصی من از آثاری است که دیدهام؛ تجربهای که در کنار توجه به تواناییهای اجرایی هنرمند، مرا به این پرسش میرساند که یک اثر نقاشی تا چه اندازه میتواند فراتر از بازنمایی موضوع، به تجربهای معنادار و تأثیرگذار برای مخاطب تبدیل شود.
