حوزه/ طلبه برگزیده جشنواره ملی البرز گفت: معیار نخبگی نباید صرفاً محفوظات علمی و تعداد آثار پژوهشی باشد، بلکه میزان دغدغهمندی نسبت به مسائل و مشکلات جامعه، توانایی ارائه راهکارهای نوآورانه و میزان اثرگذاری آنان در حل مسائل کشور باید در اولویت شناسایی و حمایت از نخبگان قرار گیرد.
خبرگزاری حوزه| حوزه علمیه بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای علمی و فکری جامعه، رسالتی فراتر از آموزش علوم دینی و تربیت نیروهای متخصص بر عهده دارد. این نهاد باید بتواند ظرفیت علمی و پژوهشی طلاب را در مسیر شناسایی و حل مسائل واقعی جامعه به کار گیرد؛ مسیری که تحقق آن، مستلزم بازنگری در معیارهای شناسایی نخبگان و شیوههای حمایت از آنان است.
اگرچه برخورداری از دانش عمیق، حافظه علمی قوی و آثار پژوهشی متعدد از مؤلفههای ارزشمند در ارزیابی توانمندی طلاب به شمار میرود، اما این شاخصها بهتنهایی نمیتوانند معیار کاملی برای تشخیص نخبگی باشند. آنچه اهمیت بیشتری دارد، میزان مسئلهشناسی، دغدغهمندی اجتماعی، توانایی ارائه راهکارهای نوآورانه و اثرگذاری علمی در حل مشکلات کشور است.
از سوی دیگر، شناسایی نخبگان نباید به برگزاری جشنوارهها و تجلیلهای مقطعی محدود شود. طلبه مستعد برای تداوم فعالیت علمی و پژوهشی، به حمایت مستمر، فرصتهای مناسب برای رشد و زمینه حضور مؤثر در مراکز تصمیمسازی و دستگاههای اجرایی نیاز دارد.
حوزه علمیه میتواند با ایجاد نظامی هدفمند برای شناسایی استعدادها، معرفی نیروهای متخصص به نهادهای مرتبط و پیوندزدن پژوهشهای حوزوی با نیازهای واقعی کشور، زمینه بهرهگیری بهتر از این ظرفیتها را فراهم کند.
در گفتگویی که با حجت الاسلام علیرضا جعفرزاده بهابادی، برگزیده جشنواره ملی نخبگانی البرز داشتیم، وی با نگاهی دغدغهمندانه درباره نخبگان حوزوی و لزوم حمایت از آنها و بایسته های حوزه در این عرصه سخن گفت که مشروح آن را در این متن مشاهده می کنید:
به بهانه برگزیدهشدن شما در جشنواره ملی البرز، در ابتدا توضیحاتی درباره این جشنواره برای مخاطبان ما ارائه دهید. بسیاری از طلاب و فضلا که مخاطب این برنامه هستند، ممکن است با جشنواره البرز آشنایی نداشته باشند و ندانند این جشنواره چیست و چه مؤلفههایی برای انتخاب برگزیدگان آن در نظر گرفته میشود.
جایزه البرز که امسال شصتوچهارمین دوره آن برگزار شد، حاصل ایدهای است که مرحوم حسینعلی البرز مطرح کردند. ایشان اموال خود را در این مسیر وقف کردند تا هر سال از نخبگان و افراد علمی جامعه که در جامعه و کشور تأثیرگذار هستند، تجلیل شود.
یکی از بخشهای این جشنواره به طلاب اختصاص دارد. در بخش طلاب، بهطور مشخص، هنگامی که فراخوان جشنواره اعلام میشود، از افرادی که خود را در معرض انتخاب بهعنوان برگزیده میدانند، درخواست میشود ثبتنام کنند و آمادگی خود را اعلام کنند. پس از آن، فرایند ارزیابی آغاز میشود.
طلاب برای ثبتنام باید شرط معدل را داشته باشند. این شرط، متناسب با مقطع تحصیلی آنان، یعنی سطح سه یا سطح چهار، تعیین میشود و حداقل معدلی برای هر مقطع در نظر گرفته شده است. افرادی که این شرایط را داشته باشند، میتوانند در جشنواره ثبتنام کنند.
فعالیتهای آموزشی، فرهنگی، تبلیغی و پژوهشی؛ معیارهای ارزیابی طلاب
بخشهای متعددی در فرایند ارزیابی مورد توجه قرار میگیرد که از جمله آنها میتوان به فعالیتهای آموزشی و تدریس، فعالیتهای فرهنگی، فعالیتهای تبلیغی و بهطور مشخص، فعالیتهای پژوهشی اشاره کرد. هر یک از این فعالیتها دارای امتیاز است.
برای مثال، اگر طلبهای تألیفی داشته باشد، مقالهای نوشته باشد یا در یک طرح پژوهشی مشارکت کرده باشد، میتواند اصل اثر و مستندات مربوط به آن را ارسال کند. در حوزه فعالیتهای تبلیغی نیز همینطور است؛ ممکن است فرد از سوی سازمانها و نهادهای مختلف در عرصه تبلیغ فعالیت کرده باشد که در این صورت، مستندات مربوط به فعالیتهای خود را ارائه میکند.
فعالیتهای فرهنگی نیز به همین ترتیب ارزیابی میشوند. اگر طلبهای سابقه تدریس داشته باشد، میتواند گواهی یا مستندات مربوط به آن را ارسال کند. در مجموع، فعالیتهای افراد در این حوزهها مستندسازی میشود و پرونده آنان وارد چرخه ارزیابی خواهد شد.
در این فرایند، داوران زبده و باتجربهای حضور دارند که خود در همان رشتهای که طلبه در آن فعالیت کرده است، تخصص و فعالیت دارند. این افراد، آثار و فعالیتهای ارائهشده را ارزیابی میکنند.
از بررسی اولیه تا انتخاب نهایی برگزیدگان
آثار و مستندات متعددی به جشنواره ارسال میشود. در مرحله نخست، بررسی اولیهای صورت میگیرد تا مشخص شود افراد حداقل شرایط لازم را دارند یا خیر. پس از این مرحله، گروهی متناسب با ظرفیت برگزیدگان، تقریباً دو تا سه برابر تعداد نهایی انتخاب میشوند و وارد مرحله دوم ارزیابی خواهند شد.
برای مثال، فرض کنید هزار طلبه در جشنواره ثبتنام کرده باشند و قرار باشد هفت نفر بهعنوان برگزیده انتخاب شوند. در این صورت، ۲۱ نفر، یعنی سه برابر ظرفیت نهایی، به مرحله دوم راه پیدا میکنند.
در این مرحله، مجدداً از طلاب درخواست میشود که خود را در قالب یک پاورپوینت، بهصورت مستند و شفاف معرفی کنند و فعالیتهایشان را ارائه دهند. حتی امکان ارائه توضیحات صوتی نیز برای معرفی فعالیتها در نظر گرفته میشود.
این مستندات بار دیگر در اختیار داوران قرار میگیرد و ارزیابی نهایی انجام میشود. در نهایت، هفت نفر بهعنوان برگزیده انتخاب میشوند و از آنان تجلیل به عمل میآید.
سؤال: در حال حاضر در چه مقطعی از تحصیلات حوزوی قرار دارید و تخصص شما در چه عرصهای است؟
در حال حاضر در سطح چهار حوزه علمیه مشغول تحصیل هستم و در مرحله نگارش رساله سطح چهار قرار دارم. زمینه تخصصی من فقه و اصول است. مقطع سطح سه را نیز مدتها پیش در همین عرصه فقه و اصول، با گرایشهای حقوقی، به پایان رساندم و از آن دفاع کردم.
معمولاً عرصه پژوهشی من نیز همین حوزه فقه و اصول با گرایشهای حقوقی است.
چه اقداماتی میتوان انجام داد تا زمینهای فراهم شود که طلاب مستعد و نخبه در عرصههای مختلف، فرصت کافی برای شکوفایی استعدادهای خود داشته باشند و قابلیتهایشان بهتر به فعلیت برسد؟ شما تجربه زیستهای در این زمینه دارید، با طلاب ارتباط نزدیک دارید و احتمالاً از دیدگاهها و دغدغههای دوستان خود نیز مطلع هستید. اگر بخواهید چند نکته محوری و پیشنهاد اساسی را مطرح کنید، چه مواردی را بیان خواهید کرد؟
تشویق و تأیید افراد واقعاً اهمیت زیادی دارد. اگر افراد در زمینهای علاقه و استعداد داشته باشند و مورد تشویق قرار بگیرند، بدون تردید، مطابق با فطرت بشری، این تشویق موجب ایجاد انگیزه در آنان خواهد شد.
این روش امروزه در همهجا مرسوم است و به ایران یا جهان اسلام اختصاص ندارد. در کشورهای غربی و سایر کشورهای جهان نیز تشویق و ایجاد انگیزه در نخبگان را در صدر اولویتهای خود قرار میدهند.
در حوزه علمیه هم این رویکرد وجود دارد. ما مرکز امور نخبگان را داریم و فعالیتهایی در این زمینه انجام میشود. مدارس علمیه نیز در سطح خود فعالیتهایی دارند و جشنوارههایی مانند کتاب سال حوزه و جشنواره علامه حلی برگزار میشوند که همگی ارزشمند هستند.
با این حال، اگر بخواهم یک یا دو مورد از اولویتهایی را که اکنون در ذهن دارم، یادآوری کنم، یکی از آنها تنوعبخشی به عرصههای شناسایی و حمایت از استعدادهای طلاب و بهرسمیتشناختن تنوع موجود در فعالیتهای علمی آنان است.
تنوع رشتههای علمی
نمیتوان از همه طلاب انتظار داشت که در یک عرصه فعالیت کنند و معیارهای برگزیدگی را نیز صرفاً در همان عرصه از آنان مطالبه کرد. ممکن است طلبهای به فقه و اصول علاقهمند باشد و طلبه دیگری در حوزه کلام، حقوق، قرآنشناسی یا حدیث فعالیت کند. این تنوع و تکثر در حوزه علمیه وجود دارد، اما باید بیش از گذشته به آن بها داده شود.
طبیعتاً ممکن است در یک رشته یا عرصه علمی، انجام پژوهش دشوارتر باشد و در رشتهای دیگر، زمینه تحقیق آسانتر فراهم شود. همچنین ممکن است در یک رشته، تعداد آثار تألیفی بیشتر باشد؛ درحالیکه در رشتهای دیگر، ماهیت فعالیتها و دستاوردهای علمی، پژوهشمحور باشد و به نوآوری و بداعت نیاز داشته باشد. روشن است که فعالیت در چنین عرصهای دشوارتر از فعالیت در حوزهای است که بیشتر بر انتشار گزارههای ترویجی متمرکز است.
بنابراین، اگر تنوعبخشی در مرکز امور نخبگان و سایر بخشهای مرتبط مورد توجه قرار گیرد، کمک بسیار زیادی به شناسایی و حمایت از استعدادهای حوزوی خواهد کرد. حتی داوران و معیارهای ارزیابی نیز باید متناسب با رشته و زمینه فعالیت هر فرد انتخاب شوند. برای مثال، ممکن است استادی که در فقه و اصول تخصص دارد، صلاحیت تخصصی کافی برای ارزیابی فردی را که بهصورت تخصصی در حوزه قرآنشناسی یا حقوق فعالیت کرده است، نداشته باشد.
حمایت از نخبگان مستمر باشد
نکته بعدی این است که حمایت از نخبگان باید استمرار داشته باشد. البته حمایت و تشویق مقطعی نیز قطعاً اثر خود را دارد و هدفی را که تشویقکننده برای ایجاد انگیزه در فرد دنبال میکند، تا حدودی محقق میسازد؛ اما این انگیزه در طول زمان باید تقویت شود.
هر فردی که در یک زمینه علمی فعالیت میکند، به یک نیروی محرک نیاز دارد. این نیروی محرک باید همواره تقویت شود و فرد از نظر روانی مورد تأیید و تشویق قرار گیرد. به تعبیر دیگر، باید به این موتور محرک سوخترسانی شود تا بتواند به حرکت خود ادامه دهد.
بنابراین، اگر بخواهم در پاسخ به سؤال شما جمعبندی کنم، باید بگویم که بهرسمیتشناختن تنوعهای علمی و استمرار حمایتها و تشویقها، دو موضوع بسیار مهم هستند و نباید حمایت از نخبگان به اقدامات مقطعی محدود شود.
به نظر شما چگونه باید زمینهسازی و بسترسازی شود تا نخبگان، افراد مستعد بهتدریج به سمت شناسایی و حل مسائل جامعه و نیازهای نظام سوق پیدا کنند؟ طبیعتاً این حرکت باید بر اساس نظام مسائل موجود و اولویتهای کشور باشد. پیشنهاد و راهکار شما در این زمینه چیست؟
در واقع، این موضوع نیازمند تأمل و بررسی جدی است و باید بسیار درباره آن فکر شود؛ اما اگر بخواهم پاسخ اولیهای به سؤال شما بدهم، باید این سؤال را از خودمان بپرسیم که آیا حوزه علمیه در قبال اتفاقات، حوادث و جریانهایی که در سطح کشور در حال وقوع است، پیمایش، آمایش و ارزیابی دائمی، مستمر، هدفمند و تخصصی دارد یا خیر.
این موضوع باید همه عرصهها را در بر بگیرد؛ از عرصه اجتماعی و اقتصادی گرفته تا عرصه حقوقی و مسائل مربوط به اداره کشور. حوزه علمیه در همه این زمینهها حرف برای گفتن دارد. ما اقتصاد اسلامی، روانشناسی اسلامی، حقوق اسلامی و فلسفه اسلامی داریم. اسلام بهعنوان دینی جامع، درباره همه این مسائل دیدگاه و پاسخ دارد.
حوزه علمیه، بهعنوان مادر نظام جمهوری اسلامی از آن متولد شده است، باید بتواند مسئله را بهسرعت تشخیص دهد و برای آن راهحل پیدا کند. افزون بر این، دستگاهها و ساختارهایی که مخاطب این راهحلها هستند، باید از پیش شناسایی شده باشند تا پیشنهادهای علمی و تخصصی حوزه بتواند در زمان مناسب به آنها ارائه شود. نکته مهمتر این است که این راهکارها باید از ضمانت اجرا برخوردار باشند.
سالهاست که درباره آموزش پژوهشمحور بحث میشود. چگونه میتوانیم هم آموزش در حوزه را پژوهشمحور کنیم و هم پس از آن، ارتباط مؤثری میان حوزه و نهادهای علمی کشور برقرار سازیم تا نیازهای نظام و جامعه مورد توجه قرار گیرد؟ امروز جامعه با چالشهای متعددی در عرصههای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مواجه است. لازم است عقل و دانش حوزویان و خردمندان دانشگاهی در کنار یکدیگر قرار گیرند و به راهکارهایی برسند که ثمره آنها حل مشکلات یا دستکم کاهش آنها باشد. در این زمینه چه دیدگاهی دارید؟
آموزش پژوهشمحور امروز یک ضرورت است و حوزه علمیه نیز به لطف خدا در این مسیر حرکت کرده است. برای مثال، سامانه پژوهشگران را داریم و در سالهای اخیر، نظام امتیازبندی و رتبهبندی میان طلاب نیز شکل گرفته است. این اقدام تحول مهمی بود.
در دانشگاهها، این رویکرد از سالها قبل وجود داشته است. من نیز به اعتبار اینکه در دانشگاه حضور دارم، از نزدیک با این فضا آشنا هستم و میبینم که آموزشها واقعاً پژوهشمحور هستند.
یکی از جلوههای این رویکرد، پایاننامهها و رسالههاست که در حوزه علمیه نیز وجود دارند؛ اما تفاوت در این است که در دانشگاه برای فعالیت پژوهشی امتیاز قائل میشوند. بهطور تقریبی، دانشجو در رشتههای علوم انسانی دانشگاه زمانی میتواند پیشرفت کند که در حوزه پژوهش فعالیت داشته باشد و اهل نوشتن و قلمزدن باشد.
آیا پژوهش در حوزه علمیه به یک امتیاز واقعی برای طلبه تبدیل شده است؟
این پرسش مطرح است که آیا چنین احساس نیازی در طلبه حوزوی نیز ایجاد میشود یا خیر. البته در برخی افراد این احساس وجود دارد؛ بهویژه کسانی که استعداد و علاقه دارند و خودشان به دنبال پژوهش میروند. امروز در حوزه علمیه محققان و مؤلفانی داریم که واقعاً توانمند، زبردست و دقیق هستند.
طلبه باید احساس کند که اگر به سمت پژوهش حرکت کند و استعداد و علاقه لازم را نیز داشته باشد، این مسیر برای او ثمراتی به همراه خواهد داشت. برای مثال، باید بداند که فعالیت پژوهشی میتواند به شناسایی او بهعنوان نخبه، برخورداری از حمایتهای لازم و فراهمشدن فرصتهای بیشتر برای خدمت به جامعه پس از پایان تحصیل منجر شود.
اگر طلبه احساس کند که فعالیت پژوهشی برای او یک امتیاز محسوب میشود و میتواند فرصتهای بیشتری برای خدمت به جامعه و برخورداری از حمایتهای حوزه در اختیارش قرار دهد، انگیزه بیشتری برای ورود به این عرصه پیدا خواهد کرد.
به نظر من، این موضوع یکی از معیارها و گزارههای بسیار مهم در بحث پژوهشمحوری حوزه علمیه است.
برای تعامل با نهادهای علمی و استفاده بهتر از ظرفیتها و توانمندیهای طلاب و فضلای حوزوی، بهویژه افراد مستعد و نخبه، چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟ مراکز علمی و پژوهشی کشور چه اقداماتی میتوانند انجام دهند تا این مسیر تسریع شود و فرایند همکاریها در بروکراسی اداری گرفتار نشود؟
در حال حاضر، من بهعنوان فردی که در دانشگاه حضور دارم و با مجموعههای مختلف نظام ارتباط دارم، میتوانم با اطمینان بگویم که مجموعههای مختلف نظام جمهوری اسلامی ایران به طلاب متخصصی نیاز دارند که در عرصه موردنیاز آن مجموعه صاحبنظر باشند و بتوانند راهکار ارائه دهند.
این نیاز در حوزههای مختلفی وجود دارد؛ از جمله اقتصاد، حقوق، روانشناسی، امور اداری، قانونگذاری و مسائل قضایی. در همه این عرصهها، به لطف خدا، در حوزه علمیه افراد متخصصی داریم. طلبههایی هستند که واقعاً زبده، نخبه و سرآمدند و توانایی ارائه دیدگاههای تخصصی و راهکارهای علمی را دارند.
اما مسئله این است که خود طلبه برای برقراری ارتباط با یک مجموعه و اثبات توانمندیهایش با دشواری مواجه میشود. فرایند ارتباطگیری همچنان به شکل سنتی پیش میرود؛ یعنی فرد باید بهتدریج پیش برود، ارتباط برقرار کند و تلاش کند تا اعتماد آن مجموعه را جلب کند. البته ممکن است در نهایت این اعتماد شکل بگیرد یا نگیرد.
به نظر من، کاری که حوزه علمیه میتواند انجام دهد، این است که خودش نیروهای متخصص را شناسایی کند و دستکم آنها را به مجموعههای مرتبط معرفی کند. برای مثال، حوزه میتواند به دستگاههای نظام اعلام کند که اگر در عرصههای نظریهپردازی یا ارائه راهکارهای فقهی، دینی و اسلامی به متخصص نیاز دارند، این افراد و نیروها برای همکاری معرفی میشوند.
با توجه به اینکه حوزه علمیه، مادر نظام است، چنین اقدامی میتواند بسیار مؤثر باشد.
الگوبرداری از تجربه بنیاد ملی نخبگان در معرفی نیروهای متخصص
برای نمونه، در حوزه دانشگاهی شاهد هستیم که بنیاد ملی نخبگان، افراد نخبه را به شرکتهای دانشبنیان، شرکتهای فناوری و در حوزه علوم انسانی به دستگاههای مرتبط معرفی میکند.
طرح شهید صیاد شیرازی نیز نمونهای از این رویکرد است که هم در حوزه دانشگاهی و هم در حوزه علمیه مورد توجه قرار گرفته است. در این طرح، بنیاد ملی نخبگان و در بخش حوزوی، مرکز امور نخبگان حوزه، فرایندی را دنبال میکنند که بر اساس آن، فرد برای گذراندن دوره خدمت سربازی خود، بهجای اینکه دو سال را در شرایط معمول خدمت سپری کند، به سازمانی معرفی میشود که به یک طلبه نخبه یا دانشجوی نخبه نیاز دارد.
سازمان مربوطه نیز یک طرح پژوهشی را به این فرد واگذار میکند و پس از طی فرایند مربوط، کارت پایان خدمت به او اعطا میشود. به این ترتیب، هم از ظرفیت علمی و تخصصی فرد استفاده میشود و هم یکی از نیازهای کشور برطرف خواهد شد.
سخن پایانی:
در اینجا میخواهم به نکتهای بسیار مهم اشاره کنم که همواره دغدغه شخصی من بوده و آن را با دوستان طلبه و حتی استادان و مسئولانی که امکان ارتباط با آنان را دارم، در میان میگذارم.
به نظر من، اگر بخواهیم معیار مشخصی برای نخبگی در نظر بگیریم، باید به این سؤال توجه کنیم که این فرد تا چه اندازه دغدغه حل مسائل جامعه را دارد؟
یکی از اشکالاتی که ممکن است در فرایند شناسایی نخبگان وجود داشته باشد، این است که صرفاً بر اساس محفوظات ذهنی خود بهعنوان فردی نخبه و برگزیده شناخته شود. برای مثال، ممکن است یک نظام سنتی مبتنی بر مصاحبه وجود داشته باشد و از فرد سؤال کنند که نظر فلان فقیه درباره یک مسئله مشخص چیست. طلبه نیز این درسها را خوانده است و هرچه حافظه قویتری داشته باشد و بتواند پاسخ موردنظر را بهتر ارائه دهد، ممکن است از این جهت بهعنوان فردی نخبه شناخته شود.
در حوزه پژوهش نیز ممکن است معیار ارزیابی به سمت کمیت آثار حرکت کند؛ به این معنا که هرچه تعداد مقالات یا کتابهای یک فرد بیشتر باشد، امتیاز بیشتری به او داده شود. در چنین شرایطی، ممکن است توجه کافی به کیفیت آثار و میزان تأثیرگذاری آنها در حل مشکلات جامعه صورت نگیرد. این در حالی است که صرف افزایش تعداد مقالات و کتابها، لزوماً نشان نمیدهد که فرد توانسته است برای مشکلات جامعه راهکاری ارائه کند یا در رفع آنها نقشی داشته باشد.
معیار اصلی انتخاب نخبه؛ مسئلهشناسی، نوآوری و اثرگذاری اجتماعی
بنابراین، معتقدم اگر قرار است نخبگان را شناسایی کنیم، بهجای اینکه صرفاً بر محفوظات علمی و قدرت حافظه آنان تکیه کنیم یا کمیت آثارشان را ملاک قرار دهیم، باید به میزان دغدغهمندی آنها نسبت به مسائل و مشکلات جامعه توجه کنیم. باید بررسی کنیم تا چه اندازه نسبت به مسائل جامعه دغدغه دارد، برای حل مشکلات آن تلاش میکند، راهکار ارائه میدهد و برای برطرفشدن این مشکلات قدم برمیدارد.
همچنین باید نوآوری، بداعت و میزان اثرگذاری او در جامعه را مورد توجه قرار دهیم. طلبهای که بتواند مسائل واقعی جامعه را بشناسد، برای آنها راهحل ارائه کند، در مسیر رفع مشکلات تلاش کند و از نوآوری و خلاقیت علمی برخوردار باشد، شایستگی آن را دارد که بهعنوان نخبه شناسایی شود.
اگر چنین فردی بهعنوان نخبه شناخته شود و مورد قدردانی، تشویق و حمایت قرار گیرد، فکر میکنم بتوانیم افق تازهای در زمینه پرورش، شناسایی و حمایت از نخبگان در حوزه علمیه پیش روی خود بگشاییم.
