به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ پژوهشی تازه درباره میراث علمی ایران از برآمدن ایلخانان تا پایان تیموریان؛ یک رساله دکتری در دانشگاه خوارزمی، تحولات میراث مکتوب پزشکی ایران را بازخوانی کرد.

رساله دکتری رضا کرمی در دانشگاه خوارزمی، با بررسی میراث مکتوب پزشکی از عصر ایلخانی تا پایان دوره تیموری، الگویی تاریخی از تداوم سنت‌های علمی و تحول زبان، گونه‌های تألیف و شیوه‌های انتقال دانش ارائه کرد.

رضا کرمی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر تاریخ پزشکی، در رساله خود با عنوان «تداوم و تحول میراث مکتوب پزشکی ایران از تشکیل دولت ایلخانی تا پایان عصر تیموری»، روندهای تولید، انتقال و بازآفرینی دانش پزشکی ایران را در پیوند با تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بررسی کرد. این پژوهش با تمرکز بر متون و نسخه‌های خطی پزشکی، نشان می‌دهد که شناخت تاریخ پزشکی ایران در این دوره، مستلزم بررسی هم‌زمان استمرار سنت‌های علمی و تغییراتی است که در زبان، قالب‌های تألیف و زمینه‌های تولید و گردش دانش رخ داد.

پزشکی ایران از تشکیل دولت ایلخانی تا پایان عصر تیموری

جلسه دفاع این رساله روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵، از ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۳:۳۰، در سالن آمفی‌تئاتر شهید طاهری دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی برگزار شد. کرمی در این نشست، با ارائه لایحه دفاع، یافته‌های پژوهشی خود را درباره میراث مکتوب پزشکی ایران از تشکیل دولت ایلخانی تا پایان عصر تیموری تشریح کرد؛ پژوهشی که می‌کوشد فراتر از معرفی پزشکان و آثار، سازوکارهای تاریخی تداوم و تحول دانش پزشکی را روشن کند.

یکی از دستاوردهای اصلی این رساله، تبیین تداوم سنت پزشکی در بستر دگرگونی‌های تاریخی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تغییر حکومت‌ها و شرایط سیاسی و اجتماعی، لزوماً به گسست کامل سنت پزشکی منجر نشد؛ بلکه دانش پزشکی در امتداد میراث یونانی ـ اسلامی و سنت ابن‌سینایی، در مواجهه با شرایط جدید به حیات خود ادامه داد و صورت‌های متفاوتی از تولید و انتقال را تجربه کرد. اهمیت این یافته در آن است که تاریخ پزشکی این دوره را از روایتی صرفاً مبتنی بر شرح زندگی پزشکان و معرفی آثار منفرد فراتر می‌برد و آن را در چارچوب تعامل میان سنت علمی، محیط اجتماعی و سازوکارهای انتقال دانش قرار می‌دهد.

تحول زبان تألیف، دومین محور مهم یافته‌های رساله است. بررسی متون نشان می‌دهد که زبان عربی در بخش مهمی از میراث پزشکی عصر ایلخانی جایگاهی محوری داشت؛ در دوره حکومت‌های محلی پسایلخانی، وضعیت دوزبانه گسترش یافت و در عصر تیموری، جایگاه زبان فارسی افزایش پیدا کرد. این روند، امکان مطالعه تغییرات زبان تولید و انتقال دانش پزشکی را در کنار استمرار سنت علمی مشترک جهان اسلام فراهم می‌کند. از این منظر، زبان متون صرفاً وسیله بیان مطالب پزشکی نیست، بلکه یکی از شاخص‌های بررسی تحولات فرهنگی و تاریخی دانش پزشکی در ایران به شمار می‌رود.

رساله همچنین تنوع گونه‌های تألیف پزشکی را به‌عنوان یکی از نشانه‌های پویایی این میراث علمی برجسته می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تولید دانش پزشکی به شرح و تلخیص آثار پیشین محدود نبود و متون آموزشی، منظوم، تجربی و کاربردی نیز در انتقال و بازپردازی دانش نقش داشتند. این تنوع، تصویری گسترده‌تر از فعالیت علمی در این دوره ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که میراث پزشکی، ضمن حفظ بخشی از مبانی نظری پیشین، در قالب‌های گوناگون بازنویسی و عرضه می‌شد. بررسی این قالب‌ها همچنین زمینه شناخت بهتر ارتباط میان دانش مکتوب و کارکردهای علمی و اجتماعی آن را فراهم می‌کند.

از دیگر دستاوردهای پژوهش، بررسی نقش حمایت‌های درباری و تعاملات فرامنطقه‌ای در زمینه تولید و گردش دانش پزشکی است. رساله با توجه به این عوامل، از تقلیل تحولات علمی به تغییرات سیاسی پرهیز می‌کند و بر تأثیر متقابل شرایط تاریخی، حمایت از فعالیت‌های علمی، زبان تألیف و نیازهای اجتماعی تأکید دارد. این رویکرد کمک می‌کند تا حمایت از دانش پزشکی نه به‌عنوان عاملی مستقل و تعیین‌کننده، بلکه در ارتباط با سایر زمینه‌های تاریخی و فرهنگی بررسی شود و چگونگی استمرار و بازآفرینی میراث پزشکی در دوره‌های مختلف با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.

از نظر روش‌شناختی، پژوهش بر مطالعات کتابخانه‌ای و آرشیوی، بررسی منابع و فهرستواره‌های نسخه‌های خطی و جست‌وجو در پایگاه‌های دیجیتال استوار بوده است. متون بر اساس دوره تاریخی، زبان، محتوا و گونه تألیف دسته‌بندی و از نظر ساختار و زمینه‌های تولید و انتقال دانش تحلیل و مقایسه شده‌اند. قرار دادن متون پزشکی در یک چارچوب تاریخی پیوسته، امکان مقایسه روندهای استمرار و تغییر در دوره ایلخانی، حکومت‌های محلی پسایلخانی و عصر تیموری را فراهم کرده است. بدین‌ترتیب، نسخه‌های خطی در این پژوهش نه فقط حاملان متون پزشکی، بلکه شواهدی برای بررسی تاریخ تولید و گردش دانش در بستر تحولات تاریخی به شمار می‌روند.

راهنمایی این رساله را اسماعیل چنگیزی، استادیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، بر عهده داشت و میرهادی حسینی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، و بهروز شورچه، استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی همدان، استادان مشاور بودند. حسین محمدی، دانشیار بازنشسته گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، و یزدان فرخی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه پیام نور، داوران خارجی رساله بودند و محمد بیطرفان، استادیار گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، و معصومه آبانگاه، استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه خوارزمی، ارزیابی آن را به‌عنوان داوران داخلی بر عهده داشتند.

رساله مذکور در پایان جلسه دفاع با کسب نمره ۱۹/۷۵ از سوی هیئت داوران پذیرفته شد. این پژوهش با پیوند دادن تاریخ پزشکی به تاریخ فرهنگی و تاریخ علم ایران، بر ضرورت مطالعه میراث مکتوب در چارچوبی فراتر از تاریخ اشخاص و آثار منفرد تأکید می‌کند. دستاورد اصلی آن، ارائه تصویری تاریخی از چگونگی استمرار سنت‌های پزشکی و تحول شیوه‌های تولید، نگارش و انتقال دانش در فاصله عصر ایلخانی تا پایان دوره تیموری است؛ تصویری که می‌تواند زمینه‌ای برای بررسی دقیق‌تر نسبت میان نسخه‌های خطی، تحولات فرهنگی و تاریخ علم در ایران فراهم کند.