سفر امیرحسین ثابتی و علی خضریان به جزیره خارگ در بحبوحه افزایش تنش‌ها در منطقه خلیج فارس، حواشی و انتقادات زیادی را به دنبال داشت.

در شرح و تعریف اصطلاح پروپاگاندا در مفاهیم سیاسی آمده؛ «پروپاگاندا یا تبلیغات سیاسی یا جوسازی، ارتباطی است که عمدتاً برای تأثیرگذاری یا متقاعد کردن مخاطب برای پیشبرد یک برنامه استفاده می‌شود که ممکن است عینی نباشد و به‌طور انتخابی حقایقی را برای تشویق یک ترکیب یا ادراک خاص ارائه دهد، یا گفتاری باشد تا برای ایجاد یک واکنش احساسی به جای پاسخ منطقی به اطلاعاتی که ارائه می‌گردد، استفاده شود.»

اخیرا امیرحسین ثابتی و علی خضریان دو نماینده تهران در مجلس در سفری پر سر و صدا راهی جزیره خارگ شده‌اند، این سفر، همانی‌های قابل اعتنایی با مفهوم پروپاگاندا در وضعیت کنونی فضای سیاسی در کشور دارد. این سفر را از یک سو هم می‌توان با اقدامی برای تاثیرگذاری یا متقاعد کردن مخاطب برای پیشبرد یک برنامه توصیف کرد و از سوی دیگر، آن را اقدامی برای ایجاد یک واکنش احساسی به جای پاسخ منطقی به رخدادهای زمین واقعی سیاست در ایران دانست.

آش این سفر به حدی شور شد که حتی صدای امام جمعه خارگ را هم در اعتراض به نمایشی بودن آن درآورد.

وی همچنین یادآور شد: «وقتی کمیسیون‌های تخصصی مجلس به جزیره سفر می‌کنند، باید مشخص شود چه مشکلاتی بررسی شده، چه تصمیم‌هایی اتخاذ شده و چه نهادی مسئول پیگیری مطالبات مردم است. اگر پس از پایان سفر، نتیجه روشنی به مردم ارائه نشود، این نگرانی به وجود می‌آید که چنین برنامه‌هایی بیش از آنکه در مسیر حل مشکلات باشد، جنبه تبلیغاتی پیدا کرده است.»

مواضع امام جمعه درحالی طرح شد که هر مخاطب منصفی شاید نتواند ایرادی را متوجه آن بداند. اما به هر ترتیب، سبقه و پیشینه این دو نماینده مجلس چندان از فضای پروپاگاندا و اقدامات نمایشی خالی نبوده و هم ادله مطرح شده توسط امام جمعه، ناظر بر حقیقت ظن اوست.

به این ترتیب که شاید بهتر باشد تا این دو نماینده مجلس به عنوان اعضای کمیته فرهنگی کمیسیون اصل 90 پارلمان، پاسخ دهند که اساسا این سفرشان، واجد کدام اهمیت و معنا در راستای منافع ملی کشوری با موضوعات استراتژیک و مهم چون ایران است؟ آیا در میانه جنگ همه جانبه با آمریکا و اسرائیل، به این سفر به مانند سفر به قطر و تماشای جام جهانی با هزینه بیت‌المال نگاه می‌کنند یا برنامه و تمهید خاصی نیز برای اخذ دستاوردهایی برای مردم مظلوم این منطقه داشته‌اند؟ این دو نماینده، باید پاسخ دهند که آیا انگیزه بخصوصی از سفر به خارگ داشته‌اند یا شان نمایندگی‌شان آن را ایجاب می‌کرده است؟ سوال دیگر اینکه چرا در میانه سفر، نماینده حوزه انتخابیه مربوطه حضور نداشته تا بخواهند از او نیازهای بومی جویا شده و در راستای مرتفع ساختن آن قدم بردارند؟

به هر ترتیب، سفری که نمود انگیزه‌های گروهی و جناحی آن از دلایل متقن برای پیگیری اموری مربوط به مشکلات مردم این منطقه پررنگ‌تر و عیان‌تر است را به سهولت نمی‌توان در مسیر دنبال کردن منافع ملی فهم کرد.

البته نباید از ذکر این مهم نیز غافل بود که مراد نگارنده از بیان آنچه شرح شد؛ نفی وظایف ذاتی این دو نماینده نبوده و اساسا بنا بر پیش‌داوری هم نیست. اما به هر ترتیب، همانگونه که بالاتر هم گفته شد، پیشینه این دو نماینده در مبادرت به اقدامات نمایشی و نمادین از یک سو و تحرکات جدی آن‌ها برای تحقق اهداف جناحی و گروهی از سوی دیگر به گواه صاحبنظران و ناظران، هرگونه گمانه‌زنی را درباره این مسئله تقویت کرده است والا هر نماینده‌ای براساس قانون به محض تائید اعتبارنامه نمایندگی‌اش نه صرفا نماینده حوزه انتخابیه خود که نماینده کل کشور محسوب می‌شود.