در آستانه سالروز میلاد فرخنده اسوه صبر و استقامت، عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب کبری(س)، بازخوانی ابعاد گوناگون شخصیت تمدن‌ساز این بانوی بزرگ، بیش از پیش ضرورت دارد. در عصر کنونی که جریان‌های حق‌طلب با هجمه‌های همه‌جانبه رسانه‌ای و فرهنگی روبه‌رو هستند، سیره عملی زینب کبری(س) در مدیریت بحران، جهاد تبیین و پیوند ناگسستنی با حجت خدا، نقشه راهی روشن برای پویایی اجتماعی زنان و جامعه اسلامی به شمار می‌رود.
برای واکاوی این ابعاد عمیق، در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کفیل، مدرس و پژوهشگر و مدیر مرکز تخصصی صحیفه سجادیه، ابعاد گوناگون کنشگری اجتماعی، صبر فعال و نقش تمدن‌ساز آن حضرت را به بحث و بررسی گذاشتیم که در ادامه می‌خوانید.

جایگاه تاریخی و جریان‌ساز بانوان در تاریخ اسلام

بررسی تطبیقی و تحلیلی تاریخ ادیان توحیدی نشان می‌دهد در تمامی مقاطع سرنوشت‌ساز و حرکت‌های تحول‌آفرین الهی، همواره بانوان نقشی راهبردی، پیش‌برنده و اثرگذار ایفا کرده‌اند. جریان‌های سازنده‌ای در مسیر رسالت انبیا(ع) با حضور فعال، بصیر و فداکارانه زنان به ثمر نشسته است. در تاریخ نبوت، پیش از هر چیز همراهی هاجر و ساره در کنار حضرت ابراهیم خلیل‌الله(ع) مسیر توحید را هموار کرد؛ رسالت حضرت موسی(ع) با حمایت و درایت بانو آسیه پیوند خورد؛ اعجاز رسالت حضرت عیسی(ع) در بستر طهارت و استقامت حضرت مریم(س) متجلی شد و بعثت پیامبر اعظم(ص) با ایثار و بصیرت بی‌نظیر حضرت خدیجه کبری(س) قوام یافت. نقطه مقابل این قاعده نیز در تاریخ عبرت‌آموز است؛ آنجا که در رسالت پیامبری چون حضرت نوح(ع) به دلیل عدم همراهی همسر، آسیب‌ها فراگیر و سنگین شد. این امتداد تاریخی در عصر امامت نیز به اوج کمال خود رسید؛ چنان‌که امیرالمؤمنین علی(ع) با حضرت فاطمه زهرا(س) همراه شد و حماسه سیدالشهدا(ع) در سایه‌سار کنشگری عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب کبری(س) جاودانه شد. این سیر ممتد گواهی روشن بر این حقیقت است که بانوان در تفکر دینی صرفاً نظاره‌گر تحولات اجتماعی و تاریخی نیستند، بلکه پیشران، ستون فقرات و عامل تثبیت جریان‌های حق‌مدار به شمار می‌روند. وجود چهره‌های تابناکی چون حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) سند زنده‌ای است بر استعداد، وسعت قابلیت و افق وسیعی که اسلام پیش روی کنشگری اجتماعی و تمدنی زن قرار داده است.

اضلاع چهارگانه رابطه با حجت خدا؛ از ژرفای معرفت تا تسلیم محض

با تکیه بر سیره حضرت زینب کبری(س)، می‌توان به الگویی جامع برای تنظیم رابطه امت با حجت خدا دست یافت؛ الگویی که نه‌تنها زنان، بلکه تمامی مسلمانان و حق‌طلبان جهان در هر عصری موظف به پیروی از آن هستند. این پیوند بر چهار رکن بنیادین استوار است که نخستین رکن آن «معرفت عمیق و بنیادین به جایگاه امامت» است. عقیله بنی‌هاشم(س) پیش از هر چیز، شأن و حقیقت وجودی امام را می‌شناسد. تا زمانی که انسان معرفت درستی نسبت به حجت الهی نداشته باشد، امکان برقراری پیوند حقیقی با او را نخواهد یافت. بخش عمده‌ای از مجاهدت فکری ائمه اطهار(ع) و تأکید مکرر بر متونی چون «زیارت جامعه کبیره» و تعداد بالای روایات توصیفی درباره امامت، معطوف به بیداری جامعه نسبت به این امر مهم است که امام کیست و چه جایگاهی در هستی دارد.با این حال، آسیب بزرگ در این مسیر توقف در وادی شناخت است؛ شناختی که به بار ننشیند و در مقام عمل تجلی نیابد، عقیم است. رکن دوم این ارتباط، «تسلیم محض» است که به‌طور مستقیم زاییده همان معرفت حقیقی است. هر اندازه شناخت انسان از امام فراتر رود، تسلیم او در برابر اراده ولی خدا بیشتر اوج می‌گیرد. کسانی که در تبعیت و تسلیم مقابل امام دچار لغزش یا تردید می‌شوند، ریشه بحران خود را باید در ضعف معرفت جست‌وجو کنند؛ چراکه شناخت راستین، انسان را از نظر روحی و عملی به‌طور کامل همسو با اراده امام می‌کند.

همراهی با ولی خدا و احیای رسالت تبیین

رکن سوم در الگوی زینبی، «معیت همه‌جانبه و عینی با امام» است. این همراهی فقط یک احساس عاطفی یا تأیید قلبی نیست، بلکه همراهی در میدان است؛ حضوری که تا پای جان پایدار می‌ماند. اگر امام حسین(ع) به سوی مکه و از آنجا به کربلا هجرت می‌کند، زینب کبری(س) نیز با تمام هستی و خانواده خویش پای در این هجرت دشوار می‌گذارد؛ درست همان‌ گونه که سال‌ها بعد حضرت فاطمه معصومه(س) در معیت امام رضا(ع) به سوی ایران هجرت کرد. این همراهی و حضور بی‌قید و شرط، ترجمان عملی تسلیم است.اما این معیت به رکن چهارم یعنی «احیای امر امامت و جهاد تبیین» ختم می‌شود. حضرت زینب(س) تمام دغدغه خویش را معطوف به تبیین جایگاه امام حسین(ع) و حقیقت نهضت عاشورا کرد. اقدام راهبردی ایشان دو وجه داشت؛ اول «حفظ» حادثه عاشورا در برابر تحریف‌های اموی و دوم «احیای» پیام آن برای نسل‌ها. واقعه کربلا با همه ابعاد خود پایان یافت، اما رسالت احیای آن تازه آغاز شده بود. بانویی که برای امر امامت سینه سپر کرده، هیچ ساحتی از آسایش یا منفعت شخصی را بر تبیین حقیقت و ماندگاری خون شهدا مقدم نمی‌داند؛ اقدامی بنیادین که ماهیت حرکت عاشورا را از یک واقعه تاریخی به یک جریان پویای تاریخ‌ساز تبدیل کرد.

تاب‌آوری و مدیریت بی‌نظیر بحران در اوج مصیبت

اطلاق واژه وزین «عقیله» به حضرت زینب(س) که دلالت بر اوج خردورزی، ژرف‌اندیشی و درایت تام دارد گواه آن است که تمامی افعال، گفتارها و موضع‌گیری‌های این بانو مبتنی بر یک راهبرد، تئوری منسجم و عقلانیت محاسباتی بود. ایشان هرگز بر اساس احساسات زودگذر یا تدابیر مقطعی و انفعالی عمل نکرد. در بحبوحه اسارت و در شرایطی که سنگین‌ترین داغ‌ها را بر دوش می‌کشید، داغ برادر، فرزندان، خاندان و شهادت یاران؛ سطح تاب‌آوری و مدیریت بحران ایشان بی‌نظیر و اعجاب‌آور بود.عقیله بنی‌هاشم(س) در اوج داغدیدگی، مدیریت روانی و فکری کاروان اسرا و صحنه نبرد سیاسی را بر عهده گرفت و اوضاع را به گونه‌ای مهندسی کرد که نتیجه نهایی، تحقق اهداف نهضت حسینی باشد، نه پیروزی مطلوب دستگاه حاکم. خطبه‌های آتشین و کوبنده ایشان در کوفه و شام، نقشه محاسباتی امویان را درهم شکست. دستگاه اموی و شخص یزید که خود را در اوج پیروزی ظاهری و هیمنه قدرت خود را بلامنازع می‌دیدند، در برابر این راهبرد تهاجمی به حضیض ذلت و انفعال کشیده شدند؛ تا جایی که یزید به‌ناچار برای حفظ بقای خویش و گریز از خشم عمومی، از جنایت کربلا تبری جست و مسئولیت فاجعه را به گردن ابن‌زیاد انداخت. این تسلط روانی و عقلانی در اوج مصیبت، جلوه‌ای درخشان از توانمندی بانویی است که در تاریخ همتایی ندارد.

ارتباط عبادی و توحیدی، قوام‌بخش شجاعت در جهاد تبیین

در ساحت جهاد تبیین، حضرت زینب(س) شاخص برجسته ایستادگی در برابر ارعاب حاکمیت و شکستن سکوت مرگبار جامعه است. در فضای رعب‌انگیز کوفه و خفقان سنگین شام، جایی که فضای دربار اموی همگان را به سکوت و وحشت واداشته بود، زینب کبری(س) چنان با صلابت و اقتدار سخن گفت که گویی تمام افکار عمومی همراه او است و هیچ ترسی در دل ندارد. منشأ این شجاعت شگفت‌آور و قدرت کلام را باید در مقام عبودیت و پیوند وثیق توحیدی ایشان بازشناخت؛ شخصیتی که در منابع دینی به حق «عابده آل‌علی» نامیده شده است.
پیوند توحیدی این بانو تا بدان پایه است که حتی در بحرانی‌ترین و طاقت‌فرساترین شب‌های مسیر اسارت، نافله و شب‌زنده‌داری‌اش ترک نشد. عظمت معنوی و قرب الهی ایشان چنان است که امام معصومی چون حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در واپسین لحظات وداع، به ایشان التماس دعا می‌گوید. این عمق عبادی و استواری توحیدی نشان می‌دهد شجاعت اجتماعی، توان تبیین‌گری و ایستادگی در برابر طواغیت، محصول مستقیم ریشه‌داری در عبودیت، فقاهت و اتصال به منبع فیض پروردگار است؛ اتصالی که سبب می‌شود انسان در سخت‌ترین توفان‌ها نیز مسیر خود را گم نکند.

صبر پویا و فعال؛ الگوی زینبی در عصر انتظار

یکی از مهم‌ترین مفاهیم در بازخوانی شخصیت حضرت زینب(س)، درک صحیح «مقام صبر» است. در تلقی عامیانه، صبر گاهی به معنای تحمل رنج‌ها، انفعال یا صرفاً خودداری از جزع و فزع تعبیر می‌شود؛ حال آنکه در منظومه فکری و سیره عملی حضرت زینب(س)، صبر ماهیتی فعال، پویا و زاینده دارد. این صبر هرگز به معنای تسلیم در برابر وضعیت موجود یا گوشه‌نشینی نیست، بلکه به معنای عدم انقطاع است؛ صبری که اجازه نمی‌دهد بحران‌ها بر هدف‌گذاری و استمرار حرکت الهی انسان سایه بیفکنند، بلکه پشتکار و پایمردی او را در پیشبرد آرمان‌ها مضاعف می‌کند.بر همین اساس، در زمانه کنونی پیوند الگوی سیره زینبی با اندیشه مهدویت و عصر غیبت آشکار می‌شود. کسی که خواهان الگوگیری از زینب کبری(س) است، دغدغه‌اش در عصر حاضر، «احیای امر امامت»، زمینه‌سازی برای ظهور و بسترآفرینی برای حاکمیت حضرت ولی‌عصر(عج) است؛ هدفی که بدون فداکاری، از خود گذشتگی و از جان‌گذشتگی ممکن نیست. منتظر راستین نمی‌تواند در برابر ناملایمات روزگار، تصفیه‌ها و انحرافات بی‌تفاوت و آرام بماند. الگوی زینبی به انسان معاصر می‌آموزد که هم با معرفت و تسلیم در رکاب امام بایستد، هم شجاعانه به تبیین حقیقت بپردازد و هم حافظ و احیاگر حیات دینی جامعه باشد؛ صبری که در نهایت، پاسداری از حریم ولایت و تداوم امر امامت را تضمین می‌کند.