جوان آنلاین: در دوران دفاعمقدس سهم زنان از اهدای خون داوطلبانه به ۵۰ درصد هم میرسید. اما پس از آن در سالهای اخیر این میزان به ۵ درصد کاهش داشته است. اگرچه در جنگ تحمیلی سوم هم شاهد رشد ۸۰ درصدی اهدای خون بانوان بودیم که نشان از مشارکت اجتماعی بالای آنها در بزنگاهها و شرایط سخت و حساس دارد و حضور مؤثر آنها را در بزنگاههای اجتماعی به تصویر میکشد. از سوی دیگر زنان با عنایت به نقشهای محوریشان در خانواده میتوانند هدایتگر سایر اعضای خانواده هم باشند و حضور و مشارکت آنها در کارهای عامالمنفعه و نوع دوستانهای همچون اهدای خون الگویی عملی را پیش چشم فرزندانشان ترسیم کرده و آنها را هم به ادامه همین مسیر ترغیب میکند. در کنار اینها اهدای خون قرار نیست به خانمها آسیب بزند و اگر کسی دچار کم خونی یا مشکلات این چنینی باشد در پایگاههای انتقال خود اصلاً از او خون گرفته نمیشود. اگر شما هم میخواهید درباره اهمیت اهدای خون بانوان و شرایط آن بدانید برای خواندن گفتوگوی ما با دکتر گیلدا اسماعیلیفرد، معاون جذب و نگهداری اهدا کنندگان و مسئول اهدای خون بانوان سازمان انتقال خون همراه شوید.
اهمیت اهدای خون ازسوی بانوان چیست و چرا اینقدر بر حضور خانمها بهعنوان اهداکننده تأکید میشود؟
در کشور ما بخش قابلتوجهی از مصرفکنندگان خون، خانمها هستند. همچنین خانمها همواره در فعالیتهای اجتماعی مشارکت خوبی از خود نشان دادهاند؛ از جمله در دوران جنگ یا هنگام بروز حوادثی مانند زلزله، مشارکت آنها بهصورت چشمگیری افزایش پیدا میکند. با این حال، انتظار داریم سهم خانمها در اهدای خون بیشتر باشد. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، این سهم ۵۰درصد یا حتی بیشتر است.
چرا در کشور ما، با وجود تمایل خانمها به مشارکت اجتماعی و پیشقدم بودن در کارهای انساندوستانه و نوعدوستانه، در اهدای خون مشارکت فعالی ندارند؟
بررسیهای مختلفی طی سالها انجام شده و علل عمدهای وجود دارد. یکی از این علل، نگرانی از کمخونی است. اغلب خانمهای ما این باور را در ذهن دارند که کمخون هستند یا اگر خون بدهند، کمخون میشوند، ضعیف میشوند و ممکن است بیمار شوند. این باور واقعاً هیچ منبع علمی معتبری ندارد و کم خونی در خانمهای ما نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر جهان بهصورت چشمگیر بالا نیست. یا مثلاً خانمها میگویند: «من جثه کوچکی دارم و ضعیفم.» حتی اگر کشورهای اروپایی را کنار بگذاریم، مثلاً خانمهای تایلندی جثههای کوچکتری دارند و شاید ضعیفتر باشند، ولی آنها هم در اهدای خون مشارکت دارند.
بنابراین، باور غلطی که در ذهن خانمهای ما وجود دارد، یکی از موانع اصلی است. ترس از سوزن و مسائل اینچنینی هم بههرحال وجود دارد. بخشی دیگر مربوط به مسئولیتهای خانوادگی و فرزندان است؛ مشکلاتی که دارند و تا حدودی با مسئولیتهای خانوادگیشان تداخل میکند و ممکن است با ساعت کاری آنها هم نخواند و مانع از مراجعهشان شود.
معمولاً خانمها به دلیل فیزیولوژی خاص زنانه بیشتر با عارضه کم خونی دستوپنجه نرم میکنند. آیا اهدای خون نمیتواند این عارضه را در آنها تشدید کند؟
شاید واقعاً بتوان گفت نگرانی از کمخونی در صدر موانع اهدای خون خانمها قرار دارد. واقعاً باید این باور جا بیفتد که اولاً اینطور نیست که همه خانمها فکر کنند کمخون هستند. ما خیلی وقتها با خانمهایی برخورد میکنیم که اصلاً آزمایش ندادهاند و هیچ مدرک معتبر پزشکی ندارند و پزشک هم به آنها نگفته کمخون هستند و آزمایشی هم همراه ندارند، ولی خودشان این ذهنیت را دارند که کم خون هستند. ما باید این باور را از بین ببریم و از طرف دیگر به آنها اطمینان بدهیم که وقتی به پایگاه انتقال خون مراجعه میکنند و بهعنوان داوطلب اهدا وارد میشوند، اینطور نیست که مستقیم بروند و خونشان گرفته شود. قبل از آن، مشاوره، مصاحبه و معاینه پزشکی انجام میشود. تمام این موارد دیده شده است؛ سلامت خون اهدایی و سلامت گیرنده برای ما مهم است و سلامت خود اهداکننده هم برای ما اهمیت دارد. به هیچ وجه سلامت اهداکننده را به خطر نمیاندازیم. اگر به هر دلیلی احساس کنیم که خوندادن ممکن است روی سلامت فرد تأثیر منفی بگذارد، از او خون نمیگیریم. یکی از این موارد، کمخونی است. پزشک با فرد مصاحبه میکند، شرح حال میگیرد، معاینه ظاهری انجام میدهد و یک تست گرفته میشود. سطح هموگلوبین قابل قبول ما برای خانمها حداقل ۱۲است و در صورت واجد شرایط تشخیص دادن، مکمل آهن را نشان میدهیم تا روند بهبود و جایگزینی خونی که اهدا کردهاند تسریع شود.
بههرحال حدود ۱۰درصد از حجم خون بدن در طی این فرایند از بدن خارج میشود و مدتی طول میکشد تا بدن بهصورت طبیعی آن را جبران کند. ما با آن مکمل آهنی که به خانمهایی که در سنین باروری هستند و بیشتر مستعد کمخونی ممکن است باشند میدهیم، کمک میکنیم این روند طبیعی در بدن سریعتر و راحتتر انجام شود. بنابراین، از این بابت نباید نگرانی خاصی وجود داشته باشد.
باوجود آنکه مشارکت خانمها در اهدای خون بالا نیست معمولاً داوطلبان اهدایخون حضور دارند و مشکلی برای تأمین خون نداریم. پس چرا اینقدر تأکید داریم که حتماً خانمها هم اهداکننده باشند؟
بله درست است که خون مورد نیاز از هر دو گروه آقایان و خانمها تأمین میشود، اما نقش یک خانم در خانواده و بهتبع آن در جامعه برای نهادینهکردن یک فرهنگ، خواه فرهنگ اهدای خون باشد یا هر فرهنگ دیگری، مسلماً انکارناپذیر است. اگر در خانوادهای مادر اهداکننده خون باشد و این بخشی از روتین زندگیاش شود که هر چند ماه یکبار به پایگاه انتقال خون مراجعه کند و خون اهدا کند، برای فرزندان و سایر اعضای خانواده که این رفتار را میبینند، انگیزهای میشود و با این موضوع آشنا و ترغیب میشوند در آینده همین کار را انجام دهند. حتی بسیاری از مواقع ممکن است خانمی فرزندش را با خود به پایگاه انتقال خون ببرد؛ این کودک از همان کودکی با آن محیط و این فرایند آشنا میشود، متوجه میشود که کاری انساندوستانه است و با این کار میتواند جان دیگران را نجات دهد. از همان سنین، فرهنگ شکل میگیرد.
نکته دیگری هم که وجود دارد این است که مطالعات انجام شده، نه فقط در ایران بلکه در سطح جهانی، نشان میدهد، خونی که خانمها اهدا میکنند سالمتر و ایمنتر است زیرا خانمها معمولاً رفتارهای پرخطر کمتری انجام میدهند و خودمراقبتی بیشتری دارند. بهطور کلی، حتی اگر بگوییم الگوهای رفتاری در جامعه نسبت به گذشته متفاوت شده است، باز هم در نظر کلی میتوان گفت که خون اهدایی خانمها از نظر سلامت و ایمنی قابلاعتمادتر است.
آیا شما در سازمان انتقال خون برای افزایش مشارکت خانمها در اهدای خون برنامهای دارید؟
بله با تأکید بر همین موضوعات مطرح شده، ما طرحی را کلید زدهایم با شعار «خاتون»؛ چراکه خانمها از دیرباز در عرصههای مختلف اجتماعی پیشگام بودهاند. این طرح در شش استان کشور بهصورت پایلوت اجرا میشود: هرمزگان (مرکز: بندرعباس)، اراک، قزوین، گلستان (گرگان)، خراسان شمالی (بجنورد) و استان سمنان در شهرستان شاهرود. در شششهر بهصورت پایلوت، از اول مهر آغاز شده است. تمام موانع و چالشهایی که ممکن است با آنها مواجه شویم و راهکارهایی که به نظرمان رسیده، در جلسات بارش افکار با همکاران استانی و ستادی بررسی کردهایم. در قدم اول، یک میلیارد تومان برای بهینهسازی فضای اهدای خون بانوان و تجهیزات آنها اختصاص دادهایم و قدمهای بعدی نیز ادامه پیدا میکند. همانطور که گفتم، این طرح را از اول مهر آغاز کردهایم.
در این طرح تأکید بر این است که فرهنگسازی انجام شود، مشارکت خانمها بالا برود و آنها به اهدای خون ترغیب شوند. این کار با فرهنگسازی، آموزش و آگاهیدادن باید انجام شود. همچنین باید پذیرایی از خانمهای اهداکننده بهگونهای باشد که با آنها همکاری شود، آموزش دیده باشند، توجیه شده باشند و انگیزه داشته باشند. خونگیرها باید مهارت ارتباطی بالا داشته باشند تا بتوانند ارتباط خوبی برقرار کنند؛ بهخصوص با خانمهایی که برای اولین بار مراجعه میکنند و ممکن است کمی استرس داشته باشند یا نگران باشند. باید بتوانند با آنها ارتباط خوبی برقرار کنند زیرا حدود ۱۰دقیقه اهداکننده روی تخت خونگیری خوابیده و خون میدهد و سپس حدود ۱۰دقیقه استراحت میکند. در این زمان، خونگیرها کنار او هستند و با هم ارتباط دارند. اگر این فرد آموزشدیده، باانگیزه و دارای مهارت ارتباطی باشد، میتواند بسیار مؤثر باشد، ابهامات فرد را پاسخ دهد و نگرانیهایش را برطرف کند.
بحث دیگری که ما در نظر گرفتهایم این است که بسیاری از خانمها بهدلیل اینکه فرزندشان اذیت نشود یا محیط آلوده نباشد و جایی برای نگهداشتن بچه نداشته باشند، نمیتوانند مراجعه کنند. ما در نظر گرفتهایم فضایی برای بچهها فراهم کنیم؛ یک فضای شاد، حتی در حد اینکه بچهها بتوانند بنشینند و نقاشی بکشند. نقاشیهای مرتبط با اهدای خون را میتوان بهصورت مسابقه برگزار کرد و با قرعهکشی به بهترینها در پایان هر ماه جوایزی داد. همچنین پکیج پذیرایی برای بچهها داشته باشیم تا کودکی که همراه مادر به پایگاه میآید، تجربه و خاطره خوبی داشته باشد و این در ذهنش نقش ببندد. شاید همانجا تصمیم بگیرد که وقتی بزرگ شد، او هم یک اهداکننده خوب باشد.
بهطور کلی، یک بحث مربوط به مسائل پرسنلی ماست. تمام افرادی که به هر نحو ممکن با اهداکننده خانم در پایگاه انتقال خون ارتباط دارند، حتی خونگیرها، باید افراد خاصی باشند. یعنی اینطور نباشد که همه خونگیرها بهصورت عمومی و هر کدام که دستشان خالی بود بتوانند از این خانم خون بگیرند؛ بلکه کسانی باشند که بهصورت اختصاصی در این زمینه آموزش دیده و توجیه شده باشند و بهصورت اختصاصی برای خونگیری از خانمها اقدام کنند.
