تحریریه آوش/ پیمان مکه پاسخی به ضرورت دفاع مشترک است؛ اما پیشنهاد «وصل» پرسشی درباره امکان امنیت مشترک است و آینده این دو رویکرد را نه بیانیه‌ها، بلکه میزان آمادگی کشورها برای تبدیل اعتمادسازی به تعهدات عملی تعیین خواهد کرد

ایده‌ای که پرسش‌هایی درباره آینده پیمان‌های دفاعی منطقه برمی‌انگیزد

سه کشوری که در مکه پیمان دفاع مشترک امضا کرده‌اند، حالا برای گفت‌وگو درباره امنیت منطقه به تهران آمده‌اند. عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه که تنها دو ماه پیش توافق کردند حمله به یکی از آن‌ها به منزله حمله به همه اعضا باشد، این بار در شرایطی با ایران مذاکره می‌کنند که احتمال آغاز جنگی تازه میان تهران و واشنگتن افزایش یافته است. درست در میانه این تحولات، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، پیشنهادی مطرح کرده که اگرچه در چند جمله خلاصه می‌شود، اما پرسشی بنیادی درباره آینده امنیت خاورمیانه پیش می‌کشد: آیا کشورهای منطقه قرار است با تشکیل ائتلاف‌های نظامی در برابر یکدیگر امنیت پیدا کنند یا می‌توانند امنیت را با مشارکت یکدیگر بسازند؟ 
به گزارش آوش، ظریف روز دوشنبه چهارم آبان، هم‌زمان با نشست مقام‌های ارشد ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پیشنهاد می‌کنم از دیدار امروز برای پایه‌گذاری شبکه امنیتی آسیای غربی (وصل) بهره بگیریم.»  او در ادامه توضیح داد: «وصل یک شبکه منطقه‌ای فراگیر بر پایه‌عدم تجاوز، اعتمادسازی متقابل و رفاه مشترک است. امنیت منطقه وارداتی نیست؛ باید به دست مردمان همین منطقه و با هم ساخته شود.»
اما این تمام پیام ظریف نبود. او در کنار نوشته خود، تصویری از آیه ۱۰۳ سوره آل‌عمران منتشر کرد؛ آیه‌ای که با عبارت «واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا» آغاز می‌شود و در ادامه، از تبدیل دشمنی به برادری سخن می‌گوید. انتخاب این آیه در کنار پیشنهاد تشکیل شبکه امنیتی منطقه‌ای، معنایی سیاسی نیز پیدا می‌کند؛ تأکید بر اینکه حتی کشورهایی با سابقه رقابت و دشمنی می‌توانند به جای استمرار تقابل، مسیر همکاری را انتخاب کنند. 
 

از مکه تا تهران؛ دو تصور متفاوت از امنیت

برای فهم پیشنهاد ظریف باید ابتدا به پیمان دفاعی مکه بازگشت. توافقی که عربستان، پاکستان و ترکیه در اوت ۲۰۲۶ امضا کردند و بر اساس آن، حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به تمامی اعضا تلقی می‌شود.

این پیمان با گردهم‌آوردن ظرفیت اقتصادی عربستان، توان نظامی و هسته‌ای پاکستان و قدرت دفاعی ترکیه، سازوکاری برای بازدارندگی جمعی ایجاد می‌کند. با این حال، افزایش حملات انصارالله یمن به عربستان و احتمال گسترش جنگ ایران و آمریکا، اعضای این پیمان را با واقعیتی پیچیده مواجه کرده است: داشتن تعهدات دفاعی مشترک الزاماً به معنای مصون ماندن از جنگ نیست. اکنون مقام‌های ارشد همین کشورها به تهران آمده‌اند تا درباره امنیت منطقه مذاکره کنند. این سفر لزوماً به معنای تغییر جهت پیمان مکه نیست، اما نشان می‌دهد اعضای آن در کنار تقویت بازدارندگی نظامی، گفت‌وگو با ایران را نیز ضروری می‌دانند. در چنین فضایی، پیشنهاد ظریف تلاش می‌کند مفهوم امنیت را از همکاری دفاعی میان چند کشور به مشارکت فراگیر کشورهای منطقه گسترش دهد. تفاوت اصلی این دو رویکرد در آن است که پیمان مکه برای مقابله مشترک با تهدید طراحی شده، اما «وصل» در صورت تحقق، می‌تواند بر جلوگیری از شکل‌گیری تهدید میان اعضا تمرکز کند. 
 

«وصل»؛ ایده‌ای تازه با ریشه‌های قدیمی

پیشنهاد ظریف را نمی‌توان جدا از سابقه دیدگاه‌های او درباره امنیت منطقه‌ای بررسی کرد. وزیر خارجه پیشین ایران در سال‌های گذشته بارها از ضرورت گفت‌وگوی منطقه‌ای، پیمان‌عدم تجاوز و کاهش وابستگی امنیتی کشورهای خلیج فارس به قدرت‌های خارجی سخن گفته است.

او در ژانویه ۲۰۲۵ نیز در مقاله‌ای با عنوان «مودت؛ رویکردی تازه ایرانی به امنیت و رفاه منطقه‌ای»، تشکیل یک چارچوب گفت‌وگوی منطقه‌ای را پیشنهاد کرده بود. در آن طرح، اصولی مانندعدم تجاوز، همکاری اقتصادی، اعتمادسازی و ایجاد سازوکارهای مشترک برای مدیریت اختلافات مطرح شده بود. 
اکنون «وصل» را می‌توان در امتداد همان نگاه ارزیابی کرد؛ هرچند ظریف هنوز توضیح نداده که آیا این پیشنهاد نسخه تکامل‌یافته «مودت» است یا ساختاری متفاوت با اهداف و اعضای جدید.  آنچه مشخص است، ظریف از فرصت یک نشست امنیتی برای بازگرداندن ایده همکاری فراگیر منطقه‌ای به دستور کار سیاسی استفاده کرده است. 

آنچه ظریف نگفت؛ اعضا، ضمانت اجرا و جایگاه آمریکا

با وجود اهمیت سیاسی پیشنهاد «وصل»، بخش قابل‌توجهی از پرسش‌های اجرایی آن همچنان بی‌پاسخ است. نخستین پرسش درباره اعضای احتمالی این شبکه است. آیا منظور ظریف تنها ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه است یا کشورهای دیگری مانند عراق، قطر، امارات، عمان و سایر بازیگران منطقه نیز باید در آن مشارکت کنند؟

پرسش دوم به ضمانت اجرای اصل‌عدم تجاوز بازمی‌گردد. در منطقه‌ای که اختلافات امنیتی، رقابت‌های نظامی و منازعات نیابتی سابقه‌ای طولانی دارند، صرف توافق برعدم تجاوز برای جلوگیری از جنگ کافی نیست. چنین شبکه‌ای به سازوکارهای نظارت، حل اختلاف، ارتباط اضطراری و تعهدات قابل ارزیابی نیاز خواهد داشت.

مسئله سوم، جایگاه آمریکا و دیگر قدرت‌های خارجی است. ظریف می‌گوید امنیت منطقه وارداتی نیست، اما روشن نمی‌کند که شبکه پیشنهادی او چه نسبتی با توافق‌های دفاعی موجود خواهد داشت. عربستان روابط امنیتی گسترده‌ای با واشنگتن دارد، ترکیه عضو ناتو است و پاکستان نیز همکاری‌های نظامی متنوعی با قدرت‌های جهانی دارد. آیا «وصل» قرار است جایگزین این روابط شود یا چارچوبی مکمل برای کاهش تنش میان کشورهای منطقه باشد؟ 
در متن کوتاه ظریف پاسخی به این پرسش‌ها دیده نمی‌شود اما به نظر می‌آید او دقیقا می‌دانسته که کدام بخش‌ها را ناگفته باقی گذاشته و چه پرسش‌هایی پیش روی خواننده و بخش هدف است. 
 

آیا امنیت مشترک بدون حل اختلافات ممکن است؟

اما چالش بزرگ‌تر پیشنهاد ظریف، فاصله میان اعلام اصول مشترک و حل اختلافات واقعی است. ایران و عربستان با وجود احیای روابط دیپلماتیک، همچنان درباره برخی مسائل منطقه‌ای اختلاف دارند. ترکیه نیز در پرونده‌های امنیتی مختلف، منافع و اولویت‌های مستقلی دنبال می‌کند. از سوی دیگر، حملات انصارالله به عربستان، روابط تهران و ریاض را در معرض فشار تازه‌ای قرار داده و بدون تعیین قواعد مشخص درباره حملات فرامرزی و نقش بازیگران غیردولتی، تحقق امنیت مشترک دشوار خواهد بود. دنیس سیترونوویچ، تحلیلگر مسائل ایران، در ارزیابی نشست تهران معتقد است تشکیل پیمان مکه و مذاکره با ایران الزاماً متناقض نیستند؛ بلکه می‌توانند دو بخش از راهبردی واحد برای تقویت بازدارندگی و کاهش خطر جنگ باشند. این تحلیل نشان می‌دهد که کشورهای منطقه ممکن است بدون کنار گذاشتن پیمان‌های دفاعی خود، به دنبال ایجاد کانال‌های پایدار گفت‌وگو با ایران باشند. اما هنوز روشن نیست که چنین گفت‌وگوهایی تا چه اندازه ظرفیت تبدیل شدن به یک ساختار امنیتی مشترک را دارند. 
 

از جلوگیری از جنگ تا جلوگیری از تکرار جنگ

پیشنهاد ظریف در زمانی مطرح شده که گزارش‌های تازه از آمادگی آمریکا و اسرائیل برای حملات احتمالی گسترده‌تر علیه ایران حکایت دارند و کشورهای منطقه نگران سرایت جنگ به زیرساخت‌های انرژی، بنادر و مسیرهای تجاری خود هستند. در چنین شرایطی، هدف فوری نشست تهران احتمالاً مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش درگیری است اما پیشنهاد «وصل» افق متفاوتی را مطرح می‌کند که به طور مشخص عبور از دیپلماسی اضطراری و حرکت به سوی قواعد پایدار امنیت منطقه‌ای در آن مستتر است. در واقع به نظر می‌رسد که آن چه ظریف گفته، طرح یک چشم‌انداز سیاسی است؛ آن چه نگفته (یا دستکم اکنون لزومی برای تبیین آن ندیده است) مسیر عملی تبدیل این چشم‌انداز به توافقی الزام‌آور میان کشورهایی با منافع متفاوت است. 
در نهایت، اهمیت پیشنهاد «وصل» شاید بیش از آن که در نام و ساختار هنوز نامشخص آن باشد، در پرسشی نهفته است که پیش روی کشورهای منطقه می‌گذارد که آیا امنیت باید بر اساس آمادگی برای مقابله با یکدیگر تعریف شود یا بر مبنای قواعدی که امکان جنگ میان آن‌ها را کاهش دهد؟  پیمان مکه پاسخی به ضرورت دفاع مشترک است؛ اما پیشنهاد «وصل» پرسشی درباره امکان امنیت مشترک است و آینده این دو رویکرد را نه بیانیه‌ها، بلکه میزان آمادگی کشورها برای تبدیل اعتمادسازی به تعهدات عملی تعیین خواهد کرد.