جوان آنلاین: درخواستهای داخلی برای تعلیق یا خروج از انپیتی یا پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای پس از جنگ و به مراتب رفتار باجخواهانه آژانس بینالمللی اتمی در حال افزایش است. همزمان با اعلام خبر تقدیم طرح سهفوریتی به هیئترئیسه مجلس برای خروج از انپیتی، خطیب نماز جمعه تهران نیز ضرورت خارج شدن از این پیمان را بیان کرد: «توقع مردم، تجدیدنظر در دکترین هستهای ایران است. از انپیتی خارج شویم به غرب میگویم هستهای ما به شما ربطی ندارد.»
چندی پیش محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در هشداری قاطع به واشینگتن گفت: «اگر وارد خلیج فارس شوید، اولاً پاسخی سخت، دردناک و کمنظیر خواهیم داد و محاصره دریایی را میشکنیم. اما مهمتر از آن، ممکن است از انپیتی خارج شویم؛ میدانید اگر خارج شویم چه بلایی بر سر شما میآید؟» پیش از این نیز بسیاری از مقامات و صاحبنظران از ضرورت خروج یا تعلیق از انپیتی سخن گفته بودند. شهید علی لاریجانی بعد از جنگ ۱۲روزه با تأکید بر عدم نیت حل مسئله در آژانس و ناکارآمدی این معاهده از احتمال خروج از آن خبر داده بود: «با وجود اینکه ایران به دنبال بمب اتم نیست، واقعیت این است که انپیتی هیچ خاصیتی برای ما نداشته است»
شهید خرازی، مشاور رهبر شهید انقلاب نیز در سخنانی با تأکید بر تغییر دکترین هستهای ایران در برابر تهدید موجودیتی، به طور تلویحی به خروج از انپیتی اشاره کرد.
بازدارندگی پوچ با وجود همکاری با آژانس
از دلایل اصلی مطرحشده برای خروج از انپیتی، عدم تعهد این سازمان و بیتأثیر بودن همکاری با آن در برابر بهانهسازیها و تهدیدات امریکاست. حتی آژانس نیز سهم مهمی در شکلگیری زمینههای جنگ داشته است. این موضوع نشان میدهد که پذیرش هرچه بیشتر درخواستهای این سازمان، نهتنها به کاهش تهدیدات علیه ایران منجر نشده است بلکه در سایه تشدید تهدیدات، درخواستهای حداکثری آژانس را نیز در راستای ادعای جعلی تهدیدآمیز بودن برنامه هستهای ایران افزایش داده است. در واقع، همکاری داوطلبانه، پادمانی و فراپادمانی ایران با آژانس، از اجرای پروتکل الحاقی تا پذیرش بازرسیهای فراتر از تعهدات، امنیت و منافع ملی را تأمین نکرده است و فراتر از آن، به ابزاری برای فشار و پیشروی سیاسی علیه برنامه هستهای صلحآمیز ایران تبدیل شد.
رفتار مغرضانه و هدفمند آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ابتدای عضویت ایران در انپیتی تاکنون، در برابر انعطاف و ابراز حسننیت ایران، جز افزایش درخواستهای زیادهخواهانه این سازمان و عبور از خطوط قرمز نبوده است. در واقع، ایران با پذیرش درخواستهای آژانس برای افزایش بازرسیها، آن هم در پی طرح بهانههای واهی، بهجای رفع مناقشات و پایان دادن به بهانهها، با بهانهای بزرگتر و درخواستی گستاخانهتر مواجه شده است. حتی آژانس در مقاطعی در گزارشهای خود اقرار کرد شواهدی مبنی بر انحراف برنامه هستهای ایران به سمت ساخت سلاح هستهای پیدا نکرده است، اما تحت تأثیر فشارهای سیاسی امریکا و رژیم اسرائیل، با طرح ادعاها و مطالبات جدید، با چرخشی ۱۸۰ درجهای، موضع خود را انکار کرد.
آژانس ابزار فشار غرب بر ایران
این روند نشان میدهد که آژانس، در نحوه مواجهه با پرونده هستهای ایران، بهعنوان نهادی مستقل با مشی اصولمند و قانونی عمل نکرده بلکه به ابزار غربی برای مداخله، جاسوسی، سنگاندازی و نابودی توان صلحآمیز هستهای تبدیل شده است. در واقع، امریکا از ظرفیت این نهاد برای کنترل و نظارت حداکثری فعالیتهای هستهای ایران بهره میگیرد. در مجموع، همکاری با آژانس نهتنها به تأمین منافع و امنیت ملی کشور و رفع بهانههای سیاسی منجر نشده بلکه به تشدید فشارهای سیاسی، تحریمها و محدودیتهای صنعت هستهای ایران منجر شده است. بر این اساس، تداوم همکاری بدون برخورداری از تضمینهای مؤثر در برابر تهدیدات و فشارهای سیاسی، این پرسش را مطرح میکند که عضویت در انپیتی و همکاری با آژانس تا چه اندازه توانسته است کارکرد مورد انتظار خود را در تأمین امنیت و منافع ملی ایران ایفا کند.
مجلس شورای اسلامی البته برای ایجاد بازدارندگی در مقابل آژانس و امریکا مکانیسمهای خود را به کار گرفته است. در حال حاضر، مجلس طرح سهفوریتی خروج از انپیتی را در دست بررسی قرار دارد. به گفته حاجی دلیکانی، نایب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس، هیئترئیسه مجلس شورای اسلامی باید طرح مذکور را که به امضای شماری از نمایندگان رسیده است، بپذیرد و مقدمات لازم برای قرار گرفتن آن در دستور کار و بررسی در مجلس را فراهم کند. پیشتر، از زمان حملات هوایی امریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران در خرداد سال گذشته طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی مبنی بر الزام دولت به تعلیق همکاریهای داوطلبانه با آژانس، دسترسی بازرسان آژانس به تأسیسات هستهای به حالت تعلیق درآمده است.
نقش برجسته آژانس در ایجاد ترتیبات جنگ
بنابر آنچه گفته شد، نه تنها همکاری با آژانس بازدارنده نبوده که حتی مقدمات جنگ را نیز فراهم کرده است. از دلایل و بهانههای حملات امریکا به تأسیسات اتمی، تقویت گزاره تهدیدآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران بود که بخشی از آن در آژانس بینالمللی ایجاد شد. میتوان گفت که آژانس بینالمللی اتمی بازوی سیاسی امریکا در جنگ علیه ایران بود. در همین راستا، بعد از جنگ نیز آژانس نهتنها این حملات را حتی به صورت نمادین و لفظی محکوم نکرد بلکه هیچ اقدامی را در جهت حمایت از ایران آسیبدیده در پی حملات غیرقانونی به تأسیسات هستهای، طبق وظایف خود انجام نداد. این مواضع مغرضانه و هدفمند آژانس در حالی بود که هرگونه حمله مسلحانه یا تهدید علیه تأسیسات صلحآمیز هستهای، نقض اصول منشور سازمان ملل متحد، حقوق بینالملل و اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. آژانس حتی در حال حاضر هم با نادیده گرفتن تهدیدات علیه تأسیسات هستهای و تهدید حمله اتمی به ایران از سوی مقامات امریکایی و شخص ترامپ، به آنها مشروعیت میدهد. همانطور که گروسی قبلاً تهدید کرده بود که تأسیسات ایران فقط با بمب اتم نابودشدنی هستند.
حمایت از حملات امریکا تنها اقدام آژانس در جنگ نبود. پس از جنگ، شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی تحت فشار امریکا و برخی کشورهای اروپایی با تصویب قطعنامهای ضد ایرانی، پرونده هستهای ایران را پس از ۲۰ سال تحت فشار امریکا به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد. این اقدامات نشان میدهد که همکاری یکطرفه ایران با آژانس، نه امنیت و منافع ملی را تأمین کرده و نه به رفع تحریمها منجر شده بلکه به ابزاری برای فشار، مداخله و تهدید علیه برنامه هستهای صلحآمیز ایران تبدیل شده است.
زیادهخواهیهای آژانس تمامی ندارد
یکی دیگر از دلایل خروج از انپیتی، زیادهخواهیهای غیرمنطقی و جدید آژانس با لحنی تهدیدآمیز پس از جنگ است. اکنون ایران هزینههای غیرقانونی حملات امریکا را متحمل شده و آژانس باید حامی ایران باشد، اما این سازمان گستاخانه درخواست بازرسی از مراکز بمبارانشده را دارد که به گفته نمایندگان مجلس غیرقانونی و نشدنی است. این درخواست نامعقولانه تردیدهای زیادی را در مورد انگیزههای سوء این سازمان غربی برانگیخته است. گمان میرود پس از جنگ، ارزیابی و جمعآوری اطلاعات محل اختفای اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد برای تسهیل حملات آتی به مراکز اتمی و اعلام پیروزی از سوی ترامپ، جزو اهداف اصلی آژانس قرار گرفته است. بهویژه پس از آنکه ایران باقیمانده غنیسازی ۶۰ درصد را در مذاکرات به امریکا، بهرغم فشارهای ترامپ، تسلیم نکرد و همچنان آن را در اختیار دارد. قرین بودن این دو درخواست نیز همپوشانی اهدافشان در نابودی توان هستهای را اثبات میکند.
