محمد ایرانی معتقد است: با وجود تلاشهای عربستان سعودی برای جلب حمایت نظامی مصر در مقابله با انصارالله یمن، نشانههای تاریخی و سیاسی حاکی از آن است که قاهره تمایلی به ورود مستقیم به این جنگ ندارد.
به گزارش خبرنگار بینالملل تابناک؛ در پی درخواست عربستان سعودی از مصر برای اعزام نیروهای نظامی به این کشور با هدف مقابله با انصارالله یمن، موضوع مشارکت نظامی قاهره به یکی از محورهای بحث سیاسی در مصر تبدیل شده است. پس از بررسی این درخواست، تصمیمگیری درباره اعزام نیرو به پارلمان مصر واگذار شده است. با این حال، شماری از نمایندگان مجلس تاکنون با ورود نظامی مصر به این درگیری مخالفت کردهاند. قرار است پارلمان مصر هفته آینده بار دیگر این موضوع را بررسی کند؛ نشستی که میتواند موضع نهایی قاهره درباره درخواست ریاض را روشنتر سازد.
از این رو خبرنگار تابناک گفتوگویی را با «محمد ایرانی»، سفیر پیشین ایران در کویت گفتگویی انجام داده که مشروح آن در ادامه آمده است:
*مصر اعلام کرده است که در صورت درخواست عربستان، اعزام نیرو برای دفاع از این کشور را بررسی میکند. در این راستا، شورای دفاع ملی مصر اعزام نیرو را تصویب کرده و در صورت تصویب پارلمان، این موضوع قانونی خواهد شد. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
محمد بنسلمان درخواست رسمی از عبدالفتاح السیسی داشته است. هفته گذشته رسماً اعلام شد که او از السیسی درخواست اعزام نیرو و حمایت نظامی از عربستان برای مقابله با صنعا و انصارالله را مطرح کرده است. شورای دفاع ملی مصر که ریاست آن بر عهده شخص رئیسجمهور این کشور است، بهنوعی این درخواست را پذیرفته و اعلام کرده است که موضوع را بررسی میکند. تصمیمگیری درباره این مسئله نیز به مجلس و نظر نمایندگان پارلمان مصر موکول شده است. دو جلسه پارلمان بلافاصله پس از آن تشکیل شد، اما نمایندگان مجلس به نتیجهای درباره اعزام نیروهای نظامی به ریاض نرسیدند و این پرونده همچنان باز است.
آنچه در صحنه سیاسی منطقه شاهد آن هستیم این است که عربستان سعودی بهشدت و بهطور جدی به دنبال حمایت مصر است؛ زیرا در ماههای اخیر، یا بهطور دقیقتر در ماه گذشته، از جریان انصارالله در یمن شکستهایی متحمل شده و نیروهای حامی و طرفداران آن عقبنشینی کردهاند. مناطق حساس بسیاری نیز در اختیار انصارالله قرار گرفته است. از آن زمان، عربستان بهشدت به دنبال جلب حمایت مصر در قالب پیمان مکه بوده و از پاکستان و ترکیه نیز درخواست حمایت کرده است تا در برابر جریان انصارالله قرار بگیرند.
اما در این شرایط، ترکیه اعلام کرده است که موضعش روشن است: پیمان این کشور با عربستان سعودی، پیمانی دفاعی است؛ یعنی اگر خاک عربستان مورد هجوم نظامی قرار بگیرد، ترکیه براساس بندهای موجود در این پیمان وارد جنگ خواهد شد. اما در شرایط فعلی، عربستان با چنین وضعیتی مواجه نیست و هیچ نیرویی بهصورت زمینی به خاک این کشور حمله نکرده است.
پاکستان نیز موضعی دوگانه داشته است. این کشور در ابتدا اعلام کرد که وارد عمل میشود، اما پس از آن، مواضع مقامهای پاکستانی به این سمت رفت که موضوع را در دست بررسی دارند و بیشتر به دنبال پیگیری سیاسی مسائل هستند. حتی وزیر خارجه پاکستان به درخواست ایران اشاره کرد و اعلام کرد که این کشور تلاش میکند موضوع را از طریق سیاسی و دیپلماتیک و در تعامل با عربستان حلوفصل کند.
چرا قاهره به جبهه نظامی ریاض علیه انصارالله نمیپیوندد؟
این وضعیت متزلزل در میان متحدان عربستان باعث شده است که محمد بنسلمان اکنون بهشدت روی حمایت مصر سرمایهگذاری کند. بااینحال، احتمال ورود مصر به جنگ با انصارالله را نباید چندان جدی تلقی کرد. البته رسانههای خارجی، اعم از رسانههای اسرائیلی، آمریکایی و دیگر رسانهها، همگی درباره آمادگی مصریها برای اعزام هزاران نیرو و تجهیزات نظامی صحبت میکنند و این موضوع را دنبال میکنند؛ اما احتمال وقوع چنین اتفاقی را بالا نمیدانم. اصلاً مشخص نیست که اوضاع به این شکل پیش برود.
به دو دلیل بعید است شرایط به سمتی برود که قاهره بخواهد وارد چنین بحرانی شود. دلیل اول، سابقه تاریخی مصر است. همه کسانی که تحولات منطقه را دنبال میکنند، به یاد دارند یا اطلاع دارند که مصریها در دهه ۱۹۶۰ میلادی، از مداخله در یمن و مقابله با جریان امامان زیدی، خاطرات بسیار تلخی دارند. آنها پس از مدتها درگیری و تحمل تلفات بسیار زیاد، مجبور به عقبنشینی شدند و مصر در آن شرایط با خطرات جدی مواجه شد. این نخستین دلیلی است که باعث میشود مصریها از ورود مجدد به چنین وضعیتی پرهیز کنند.
دلیل دوم که بسیار هم مهم است، همراه نبودن احزاب، گروهها و مردم مصر وحتی ارتش این کشور با مداخله نظامی مصر مخالف است. بهویژه احزاب اسلامی، چپ و دموکراتیک، عموماً انتقادهای جدی به سیاستهای عربستان در منطقه دارند. آنها معتقدند وقتی مصر با دشمن قسمخورده و تاریخی خود و اعراب و مسلمانان، یعنی اسرائیل، وارد تقابل نظامی نمیشود، چرا باید آتش درگیری میان دو کشور عرب و مسلمان شعلهور شود؟
این نگاهی است که احزاب داخلی مصر دنبال میکنند؛ در واقع، نگاه آنها مبتنی بر اعتدال و میانهروی است. در داخل مصر، پرهیز از جنگ، بهویژه زمانی که دو طرف درگیر مسلمان و عرب هستند، اهمیت دارد. حتی در طول جنگ تحمیلی هشتساله عراق علیه ایران نیز مواضع داخلی مصر میانهرو و معتدل بود. به همین دلیل، من معتقدم نباید انتظار داشته باشیم که عبدالفتاح سیسی بخواهد چنین ریسک بزرگی را بپذیرد.
*به تعویق انداختن جلسه پارلمان مصر و موکول شدن آن به هفته آینده نیز به دلیل مخالفت نمایندگان پارلمان بوده است؟
رسانههای نسبتاً آزاد مصر که گاهی میتوانند مطالبی منتشر کنند، مخالفت خود را با ورود مصر به این ماجرا مطرح میکنند. مصر در تعامل با کشورهای عربی و شیخنشینهای خلیج فارس نشان دادهاند که بازیگرانی فرصتطلب، کارکشته و در عین حال واقعگرا هستند. رویکرد آنها بیشتر بر بهرهبرداری از فضای موجود در روابطشان با این کشورها، در حوزههای اقتصادی، سرمایهگذاری و موضوعات مشابه، استوار است.
تحرکات و اقدامات آنها در حمایت از کشورهای شیخنشین خلیج فارس، چه در عربستان و چه در امارات، که اخیراً شاهد آن بودهایم، بیشتر جنبه نمادین دارد. برای مثال، در جریان جنگ اخیر علیه ایران، امارات از مصر درخواست کمک کرد و مصر نیز تجهیزات نظامی به ابوظبی ارسال کرد؛ اما هیچگاه شاهد عملیاتی شدن این تجهیزات نبودیم. این موضوع نشاندهنده فرصتطلبی در کنار واقعگرایی است.
همراهی نمادین السیسی با بنسلمان در جنگ با انصارالله
بنابراین، مصریها اکنون در پارلمان با مشکل مواجه شدهاند. حتی اگر اعزام نیرو و تجهیزات، بهصورت مشروط یا همراه با توصیهها و ملاحظات خاصی تصویب شود، ممکن است به معنای حضور نمادین مصر باشد. اما اینکه بخواهند بهطور جدی وارد این ماجرا شوند، بعید میدانم عبدالفتاح سیسی بازیگری باتجربه است و بیشتر تلاش میکند نشان دهد که با عربستان همراهی میکند؛ اما عمدتاً به اقدامات نمادین روی خواهد آورد و از همراهی کامل با خواستههای ریاض پرهیز خواهد کرد.
*این اقدامات نمادین چه شکلی میتواند داشته باشد؟
ممکن است تعدادی تجهیزات یا نیرو به ریاض اعزام شوند؛ اما این اقدام میتواند مشروط باشد تا نیروهای مصری وارد درگیری نشوند. اگر قرار باشد پارلمان مصر به هر شکلی با اعزام نیرو موافقت کند، که البته این موضوع قطعی به نظر نمیرسد، احتمال دارد نمایندگان تحت فشار یا در چارچوب ملاحظات و توصیههای سیاسی منطقهای به آن رأی بدهند؛ بااینحال چنین مصوبهای میتواند مشروط باشد و صرفاً زمینه حضور نمادین مصر را فراهم کند.
مصریها تمایلی ندارند وارد باتلاقی شوند که خروج از آن هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی برایشان به همراه داشته باشد؛ هزینههایی که در شرایط فعلی توان تحمل آنها را ندارند.
مهمتر از آن، باید بررسی کرد که آیا هرگونه مداخله جدی مصر، منافع بلندمدت این کشور را تأمین میکند یا خیر در شرایط فعلی، چنین مداخلهای لزوماً در راستای منافع مصر نیست.
*ترکیه و پاکستان حاضر نشدهاند نیروهای رزمی برای جنگ با یمن اعزام کنند. آیا ورود مصر به این درگیری نشاندهنده ضعف پیمان مکه نیست؟
پیمان مکه با این هدف تنظیم و اعلام شد که اهداف مختلفی را دنبال کند که یکی از آنها بند دفاعی پیمان است. بااینحال، از همان ابتدا مشخص بود که راهبرد منطقهای هر یک از این سه کشور با دیگری تفاوت دارد. در واقع، میتوان گفت منافع ملی آنها نیز با یکدیگر متفاوت است. بنابراین، از ابتدا این موضوع زیر سؤال بود که آیا این کشورها میتوانند در همه زمینهها همسو باشند و به نتیجهای واحد برسند یا خیر.
پیمانهای دفاعی منطقهای نقاط ضعف دارند
ممکن است در برخی موارد، در نشستهای متعددی که برگزار میکنند، درباره مواضع خود به توافقهایی برسند و نوعی همپوشانی میان آنها شکل بگیرد؛ اما وقتی منافع ملی هر یک از این کشورها را بررسی میکنیم، باید به پرسشهای دیگری نیز پاسخ دهیم. برای مثال، اگر پاکستان مورد حمله هند قرار بگیرد، آیا عربستان حاضر است هزینه کند و در کنار پاکستان قرار بگیرد؟ یا برعکس، اگر ترکیه با یونان یا اروپا دچار مشکل شود، آیا عربستان و پاکستان حاضر خواهند بود در کنار ترکیه قرار بگیرند؟
وقتی وارد بحث اجرای پیمانهای دفاعی میشویم، متوجه میشویم که این پیمانها نقاط ضعفی دارند. این مسئله در بسیاری از پیمانهای دفاعی منطقهای وجود دارد. حتی در ناتو نیز بارها شاهد بودهایم که برخی کشورهای اروپایی با مشکلاتی مواجه شدهاند و ناتو نتوانسته است بهطور کامل در کنار آنها قرار بگیرد.
به همین دلیل، بنسلمان تصور میکند که باید به سراغ نیروهای عربی برود. کشورهایی که از نظر او منافع ملیشان تا حدودی با منافع عربستان همسو و همپوشان است. از همین رو، از آنها درخواست کمک میکند.
*در صورت ورود مصر به جنگ یمن، چه تبعاتی متوجه روابط قاهره و تهران خواهد شد؟ روابطی که در یکی دو سال اخیر رو به بهبود رفته بود و حتی مصر در مقطعی میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی میانجیگری کرد که به توافق قاهره منجر شد.
هشدار ایرانی درباره شکلگیری جبهه عربی علیه ایران
اگر چنین اتفاقی بیفتد، فکر میکنم شرایط بسیار پیچیده خواهد شد و قطعاً از وضعیت فعلی پیچیدهتر میشود. بااینحال، همچنان معتقدم که مصریها بهطور جدی وارد این ماجرا نخواهند شد. شاید بهترین راهکار این باشد که نوعی همفکری و مشورت میان دو کشور شکل بگیرد و حتی دیدارهایی میان مقامهای مسئول دو کشور انجام شود.
جمهوری اسلامی ایران نیز برای کاهش تنشها در منطقه، در بلندمدت باید به این موضوع توجه کند؛ زیرا مشخص نیست افزایش تنشها حتی به نفع ما باشد. شکلگیری چنین تعاملی میتواند بهترین گزینه باشد. به هر صورت، فعال شدن جبههای عربی علیه منافع جمهوری اسلامی ایران در منطقه، اوضاع را پیچیدهتر میکند و هرگز به نفع ما نیست. چنین اقدامی شاید دستاوردی هم برای هیچیک از طرفین نداشته باشد.
نکتهای که باید به آن توجه کنیم، این است که باید در مواضع خود بسیار محتاط باشیم و تلاش نکنیم با حمایتهایی که ممکن است در شرایط فعلی جریان انصارالله حتی نیازی به آنها نداشته باشند، از طریق ایران، شرایط را پیچیدهتر کنیم. باید مراقب باشیم روابطمان با همسایگان، کشورهای عربی، عربستان و مصر بدتر نشود.
در حال حاضر، اهداف ما بیشتر در حوزه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران قرار دارد. منافع ملی ما نیز بیشتر به موضوع تنگه هرمز مربوط میشود. نباید کاری کنیم که کشورهای همسایه ما، مانند عربستان، امارات و قطر، بهنوعی در برابر ایران قرار بگیرند باید تلاش کنیم از طریق دیپلماسی و سیاست، رویکردی را در تعامل با مصریها اتخاذ کنیم.
به نظر میرسد راهبرد میانهروی در میان آنها بسیار قویتر از راهبرد مداخله نظامی است. بنابراین، باید زمینه تعامل را فراهم کنیم تا تنشها کاهش یابد یا پایان پیدا کند و اقداماتی برای آغاز مذاکرات میان دو طرف سعودی و یمنی در راستای اهداف اعلامشده صورت بگیرد.
*سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در سفر به ایران بار دیگر ایده امنیت جمعی در خلیج فارس را که پیشتر از سوی روسیه مطرح شده بود، بیان کرد. لاوروف پیش از سفر به ایران نیز در نشست با اعضای شورای همکاری خلیج فارس این ایده را مطرح کرده بود. روسیه تا چه اندازه با ایده ایران درباره امنیت خلیج فارس همسو است و آیا این طرح با استقبال ایران مواجه میشود؟
اهدافی که روسیه دنبال میکند، با طرح امنیت جمعی که در گذشته مطرح کرده بود، بیشتر در چارچوبی قرار میگیرد که کشورهای عربی منطقه و ایران بتوانند راهکارهایی پیدا کنند، بدون آنکه آمریکا و کشورهای غربی در این روند مداخله کنند. از این نظر، مواضع ما تا حدودی به یکدیگر نزدیکتر است؛ گرچه ممکن است روسها بیشتر به دنبال این باشند که منافع خود را تأمین کنند و در حوزه خلیج فارس و روابط ایران با کشورهای منطقه نقشآفرینی بیشتری داشته باشند
وابستگی امنیتی اعراب به آمریکا مانعی بر سر راه طرح روسیه
طرح امنیت جمعی خلیجفارس، موضوع بسیار خوبی است، اما عملیاتی شدن آن بسیار دشوار است و هنوز با تحقق آن فاصله داریم اینکه روسها چنین طرحی را مطرح میکنند، قطعاً با این هدف است که حضور آمریکاییها در منطقه کاهش پیدا کند و اگر بتوانند خودشان نقشآفرینی بیشتری در این زمینه داشته باشند در غیر این صورت، اگر ملاحظات کشورهای عربی را در نظر بگیریم، آنها میخواهند آمریکاییها را در کنار خود داشته باشند تا امنیتشان را تأمین کنند. بنابراین، از نظر عملیاتی، اجرای چنین طرحی چندان آسان و قابل تحقق به نظر نمیرسد.
گفتوگو: زینب منوچهری
