حوزه/ بعضی واژهها را هر روز به کار میبریم، اما ممکن است آنها را اشتباه بنویسیم؛ اشتباهی که گاهی معنای جمله را هم تغییر میدهد. شناخت شکل درست این واژهها کمک میکند دقیقتر بنویسیم و منظورمان را درست منتقل کنیم.
به گزارش خبرگزاری حوزه، به چند نمونه از واژههای پرکاربرد و شکل درست نوشتن آنها میپردازیم.
خرتلاق و خرتناق
خرتلاق: واژهای عامیانه به معنای گلو یا حنجره که در برخی تعبیرها به کار میرود؛ مانند «تا خرتلاق خوردن».
خرتناق: تلفظ نادرست واژه «خرتلاق» در گفتار عامیانه.
______________________________________________
سپاسگزار و سپاسگذار
این دو شکل از نظر نوشتاری به یکدیگر نزدیکاند، اما در معنای قدردانی، املای درست «سپاسگزار» است
سپاسگزار: کسی که قدردانی میکند
سپاسگذار: املای نادرست در این معنا
برای نمونه: از لطف و همراهی شما سپاسگزارم
_____________________________________________
محذور و محظور
محذور و محظور دو واژه با املای نزدیک، اما معانی متفاوتاند و هنگام نوشتن آنها باید به معنایشان توجه کرد
محذور: امر دشوار یا وضعیتی که موجب نگرانی و دشواری میشود
محظور: ممنوع و غیرمجاز
__________________________________________
خاستن و خواستن
خاستن و خواستن از واژههایی هستند که به دلیل شباهت ظاهری ممکن است با یکدیگر اشتباه گرفته شوند
خواستن: اراده کردن، خواهش کردن یا طلب کردن
خاستن: برخاستن، بلند شدن یا آغاز شدن؛ مانند خاستن از خواب
منکَر و منکِر
این دو واژه املای یکسانی دارند، اما با تفاوت در تلفظ، معنای آنها تغییر میکند
منکَر: ناشایست و ناپسند
منکِر: انکارکننده؛ کسی که چیزی را انکار میکند
_______________________________________
نِکات و نُکات
«نکات» از واژگان پرکاربرد فارسی است، اما بسیاری آن را اشتباه تلفظ میکنند.
نِکات: تلفظ صحیح و معیار
نُکات: تلفظ متداول اما نادرست
توجیه و توجیح
این دو واژه از نظر تلفظ به یکدیگر نزدیکاند، اما املای درست در معنای موردنظر متفاوت است
توجیه: توضیح دادن یا دلیل آوردن برای کاری
توجیح: املای نادرست واژه «توجیه» در این معنا
________________________________________
حیاط و حیات
حیاط و حیات از واژههایی هستند که تنها با تفاوت در یک حرف، معنای متفاوتی پیدا میکنند
حیاط: فضای باز خانه، مدرسه یا ساختمان
حیات: زندگی و زنده بودن
گزاردن و گذاشتن
گزاردن و گذاشتن دو فعل متفاوتاند که گاهی در نوشتار با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند
گزاردن: بهجا آوردن یا ادا کردن؛ مانند نماز گزاردن و سپاسگزاری
گذاشتن: قرار دادن چیزی در جایی؛ مانند کتاب را روی میز گذاشتن
_____________________________________
برگزار و برگذار
در معنای برپا کردن مراسم، جلسه یا رویداد، شکل درست «برگزار» است
برگزار: برپا کردن یا انجام دادن مراسم و جلسه؛ مانند برگزار کردن همایش
برگذار: در این کاربرد، املای نادرست است
