دانشمندان نقش قشر کمربندی میانی قدامی را در اراده، انگیزه و پشتکار بررسی کرده اند. آیا می توان با تمرین، توانایی ادامه دادن در شرایط دشوار را تقویت کرد؟

عصر ایران - چرا بعضی افراد حتی وقتی خسته اند، با وجود شکست های پیاپی به تلاش ادامه می دهند، اما برخی دیگر در مواجهه با نخستین موانع از هدف خود دست می کشند؟ پاسخ این تفاوت را نمی توان تنها در شخصیت یا میزان انگیزه افراد جست و جو کرد؛ بخشی از ماجرا به نحوه عملکرد شبکه های عصبی مغز مربوط می شود.

یکی از نواحی مورد توجه پژوهشگران در این زمینه، قشر کمربندی میانی قدامی (Anterior Mid-Cingulate Cortex) یا به اختصار aMCC است؛ بخشی از مغز که در ارزیابی تلاش، تصمیم گیری، کنترل شناختی و حفظ انگیزه برای رسیدن به اهداف نقش دارد. پژوهش ها نشان می دهند این ناحیه می تواند در توانایی ادامه دادن مسیر، حتی زمانی که انجام یک کار دشوار یا ناخوشایند است، اهمیت داشته باشد.

اما آیا این یافته به این معناست که می توان با تمرین های مشخص، اراده را تقویت کرد؟ و آیا دانشمندان واقعا توانسته اند احساس پشتکار را با تحریک الکتریکی مغز ایجاد کنند؟

تصویر گرافیکی از ناحیه قشر کمربندی میانی قدامی

قشر کمربندی بخشی از مغز است که در سطح داخلی دو نیمکره قرار دارد و با عملکردهای مختلف شناختی، هیجانی و رفتاری ارتباط دارد. قشر کمربندی میانی قدامی یا aMCC یکی از بخش های این ناحیه است که به دلیل ارتباط گسترده با شبکه های عصبی دیگر، در پژوهش های مربوط به انگیزه و پشتکار مورد توجه قرار گرفته است.

این ناحیه را می توان بخشی از سامانه ای دانست که به مغز کمک می کند هزینه و فایده یک اقدام را ارزیابی کند. وقتی قرار است کاری دشوار انجام دهید، مغز باید اطلاعات مختلفی را کنار هم بگذارد: انجام این کار چقدر انرژی و توجه می طلبد؟ نتیجه احتمالی آن چقدر ارزشمند است؟ آیا منابع جسمی و ذهنی لازم برای ادامه دادن را در اختیار دارید؟

قشر کمربندی میانی قدامی در یک شبکه گسترده، اطلاعات مرتبط با وضعیت بدن، احساسات، توجه، برنامه ریزی حرکتی و پاداش را یکپارچه می کند. این فرایند به مغز کمک می کند تصمیم بگیرد چه زمانی تلاش بیشتری ارزش دارد و چه زمانی باید منابع خود را به فعالیت دیگری اختصاص دهد.

به همین دلیل، پژوهشگران این ناحیه را یکی از بخش های مهم مغز در رفتارهای هدفمند و پایداری در برابر دشواری ها می دانند. البته پشتکار محصول فعالیت یک ناحیه منفرد نیست و عوامل دیگری مانند تجربه های گذشته، شرایط محیطی، وضعیت جسمی و ارزش هدف نیز در آن نقش دارند.

یکی از جالب ترین شواهد درباره نقش این ناحیه در پشتکار، در پژوهشی منتشر شده در سال 2013 در مجله علمی Neuron به دست آمد.

در این مطالعه، پژوهشگران دانشگاه استنفورد دو بیمار مبتلا به صرع را بررسی کردند که برای ارزیابی پزشکی، الکترودهایی درون مغزشان قرار داده شده بود. این شرایط به محققان امکان داد فعالیت نواحی مشخصی از مغز را به طور مستقیم بررسی کنند.

هنگامی که پژوهشگران بخش مشخصی از قشر کمربندی میانی قدامی را با جریان الکتریکی تحریک کردند، هر دو بیمار تغییراتی در وضعیت جسمی و تجربه ذهنی خود گزارش دادند. ضربان قلب آن ها افزایش یافت و احساساتی مانند انتظار برای مواجهه با یک چالش دشوار و انگیزه برای غلبه بر آن را تجربه کردند.

یکی از بیماران این تجربه را به رانندگی به سمت طوفانی تشبیه کرد که باید از میان آن عبور کند. احساس او صرفا ترس از یک اتفاق ناخوشایند نبود؛ بلکه نوعی آمادگی برای مقابله با دشواری و عبور از آن را نیز در بر می گرفت.

پژوهشگران همچنین مشاهده کردند که تحریک نواحی مجاور، همان تجربه را ایجاد نکرد. بررسی های تصویربرداری نیز نشان داد محل تحریک در مرکز شبکه ای قرار دارد که با بخش های دیگری از مغز مرتبط است.

این مطالعه شواهد جالبی درباره نقش این شبکه در تجربه ذهنی پشتکار فراهم کرد، اما محدودیت مهمی داشت: آزمایش تنها روی دو بیمار انجام شده بود. از این رو، نمی توان نتیجه گرفت که تحریک این ناحیه در همه افراد به شکل یکسان عمل می کند یا می توان از آن برای افزایش اراده در زندگی روزمره استفاده کرد.

برخی پژوهشگران معتقدند مواجهه مکرر با چالش ها و ادامه دادن تلاش در شرایط دشوار می تواند به پرورش رفتارهای مرتبط با پشتکار کمک کند. این ایده در مقاله مروری «مغز پایدار: نقش قشر کمربندی میانی قدامی در دستیابی به اهداف» که در سال 2020 در مجله Cortex منتشر شد، بررسی شده است.

نویسندگان این مقاله شواهد حاصل از مطالعات تصویربرداری مغزی، پژوهش های رفتاری و مطالعات حیوانی را کنار هم قرار دادند. یافته ها نشان می دهند فعالیت و ارتباطات این ناحیه با میزان پشتکار، تمایل به صرف تلاش و توانایی ادامه دادن فعالیت های دشوار ارتباط دارد.

بر این اساس، برخی متخصصان پیشنهاد می کنند فعالیت هایی که مستلزم تلاش مستمر و خروج از عادت های روزمره هستند، می توانند راهی برای تمرین پشتکار باشند. یادگیری یک مهارت تازه، دنبال کردن برنامه ورزشی یا ادامه دادن یک پروژه دشوار از نمونه های چنین فعالیت هایی هستند.

با این وجود، باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد: شواهد مربوط به نقش یک ناحیه مغزی در پشتکار و شواهدی که نشان دهند انجام یک تمرین خاص، آن ناحیه را به شکل مشخص تقویت می کند. مورد نخست پشتوانه پژوهشی دارد، اما برای اثبات مورد دوم به مطالعات مستقیم بیشتری نیاز است. در حال حاضر، نمی توان با اطمینان گفت هر فعالیت دشوار باعث تقویت aMCC یا افزایش اراده در تمام زمینه های زندگی می شود.

تصویر گرافیکی از مردی که در حال نگاه کردن به مغز انسان است

با وجود محدودیت های علمی، یافته های عصب شناسی با چند راهکار عملی برای پرورش پشتکار هم خوانی دارند.

کارهای دشوار را به گام های کوچک تقسیم کنید. وقتی هدف بیش از اندازه بزرگ به نظر می رسد، هزینه ذهنی شروع کردن افزایش می یابد. تقسیم یک هدف به مراحل قابل اجرا کمک می کند تلاش مورد نیاز را بهتر مدیریت کنید و پیشرفت خود را ببینید.

به فعالیت هایی متعهد بمانید که برایتان ارزشمندند. پشتکار به معنای تحمل سختی نیست؛ ارزش نتیجه نیز اهمیت دارد. وقتی هدف مشخص و معنادار باشد، ادامه دادن تلاش، حتی در نبود پاداش فوری، می تواند آسان تر شود.

گاهی از محدوده عادت های خود خارج شوید. یادگیری مهارت تازه، انجام تمرین ورزشی متناسب با توانایی جسمی یا اختصاص دادن زمانی منظم به یک پروژه دشوار می تواند فرصتی برای تمرین استمرار و مدیریت ناراحتی ناشی از تلاش باشد.

به خستگی و محدودیت های واقعی توجه کنید. پشتکار به معنای نادیده گرفتن نیاز به استراحت نیست. کمبود خواب، فشار روانی و خستگی جسمی می توانند توانایی تمرکز و ادامه دادن کار را کاهش دهند. استراحت کافی بخشی از مدیریت موثر تلاش است، نه لزوما نشانه ضعف اراده.

این توصیه ها راهکارهایی عمومی برای مدیریت رفتار و ایجاد عادت های پایدار هستند؛ نه تمرین هایی که اثربخشی آن ها برای تقویت مستقیم قشر کمربندی میانی قدامی اثبات شده باشد.

تفاوت افراد در خودکنترلی و پشتکار احتمالا حاصل ترکیبی از عوامل زیستی، روان شناختی و محیطی است. ویژگی های ژنتیکی می توانند در تفاوت های فردی نقش داشته باشند، اما این به معنای ثابت و تغییرناپذیر بودن رفتار انسان نیست.

تجربه های زندگی، عادت ها، شرایط اجتماعی، وضعیت سلامت و نحوه تعریف اهداف نیز بر توانایی ادامه دادن تلاش اثر می گذارند. پژوهش درباره قشر کمربندی میانی قدامی نشان می دهد که تفاوت در عملکرد شبکه های مغزی می تواند بخشی از تفاوت افراد در پشتکار را توضیح دهد؛ با این وجود، این ناحیه به تنهایی تعیین کننده موفقیت یا شکست نیست.

همچنین، ارتباط میان فعالیت مغزی و پشتکار به معنای رابطه علت و معلولی ساده نیست. به عنوان نمونه، فعال تر بودن یک ناحیه در جریان یک فعالیت دشوار به تنهایی ثابت نمی کند که افزایش فعالیت همان ناحیه باعث موفقیت بیشتر خواهد شد.

پژوهش های عصب شناسی نشان می دهند قشر کمربندی میانی قدامی یکی از بخش های مهم شبکه های مغزی مرتبط با ارزیابی تلاش، انگیزه و پایداری در برابر دشواری هاست. مطالعه سال 2013 درباره تحریک الکتریکی این ناحیه نیز نشان داد که دستکاری مستقیم فعالیت آن، در دو بیمار، می تواند تجربه ای از آمادگی برای چالش و تمایل به غلبه بر آن ایجاد کند.

با این وجود، هنوز راه زیادی تا تبدیل این یافته ها به روشی اثبات شده برای تقویت اراده باقی مانده است. آنچه فعلا می توان با اطمینان بیشتری گفت این است که پشتکار نه صرفا یک ویژگی ثابت شخصیتی، بلکه رفتاری پیچیده و متاثر از تعامل مغز، بدن، تجربه و محیط است. تمرین استمرار، انتخاب اهداف معنادار و مدیریت درست انرژی می توانند به ایجاد عادت های پایدار کمک کنند؛ هرچند تاثیر دقیق این رفتارها بر ساختار و عملکرد aMCC همچنان به پژوهش های بیشتری نیاز دارد.

تنظیم و ترجمه: محمدمهدی حیدرپور