تهران- ایرنا- کمتر چهره‌ای در تاریخ معاصر اقتصاد ایران توانسته مرز میان مهندسی فنی، کارآفرینی صنعتی و اندیشه‌ورزی مدنی را چنان در هم آمیزد که نامش نه با یک برند تجاری بلکه با تحول در سبک زندگی ایرانیان مترادف شود. محسن خلیلی عراقی صنعت را ابزار سرمایه‌اندوزی نمی‌دید بلکه آن را مسیری برای قانون‌پذیری و بلوغ اجتماعی ایران می‌شناخت.

در تاریخ صنعت ایران، کمتر کسی مانند محسن خلیلی توانسته میان طرح‌های نظری و واقعیت‌های ملموس تولید پلی استوار بسازد. او کارخانه را نه فقط محلی برای سود که سنگ‌بنای یک جامعه مدرن و قانون‌مند می‌دید. آنچه در ادامه می‌آید واکاوی کارنامه او در مواجهه با چالش‌های ساختاری اقتصاد ایران و بررسی تلاشی است که برای گذار از تک‌روی به سمت تشکل‌گرایی در فضای کسب‌ و کار انجام داد.

خلیلی چگونه خاکستر را به رفاه تبدیل کرد؟

محسن خلیلی عراقی در پنجم تیرماه ۱۳۰۸ در تهران در خانواده‌ای بالید که از پیشگامان مدرنیزاسیون زیرساختی کشور و از بانیان توسعه صنعت برق به ‌شمار می‌رفتند. او در سال ۱۳۲۸ پای به دانشکده فنی دانشگاه تهران گذاشت؛ نهادی که در آن دوران، مهد پرورش نسلی از مهندسان دغدغه‌مند و حاملان آرمان تجدد صنعتی بود. خلیلی در سال ۱۳۳۲ با دانشنامه مهندسی الکترومکانیک فارغ‌التحصیل شد؛ در مقطعی پرآشوب و سرنوشت‌ساز از تاریخ معاصر که هم‌زمان با تلاطم‌های سیاسی نهضت ملی ‌شدن نفت بود.

نقطه آغاز جهش صنعتی او معطوف به یک پارادوکس ملی بود در اوایل دهه ۱۳۳۰، گاز مایع حاصل از پالایشگاه نفت آبادان به عنوان پسماندی بی‌مصرف در فلرهای مشتعل می‌سوخت و خاکستر می‌شد در حالی که خانواده‌های ایرانی برای پخت‌ وپز و گرما با دوده، خاکستر و عوارض بهداشتی ناشی از زغال و نفت سیاه دست‌ و پنجه نرم می‌کردند.

خلیلی عراقی همراه با پدرش محمود خلیلی با تکیه بر درایت مهندسی ایده مهار این سرمایه سوزانده ‌شده را به اجرا درآورد. تأسیس شرکت بوتان در مرداد ۱۳۳۲ و راه‌اندازی خط تولید نخستین سیلندرهای تحت‌ فشار گاز و سپس طراحی آبگرمکن‌ها و اجاق‌های گازسوز خانگی از سال ۱۳۳۳، تنها یک موفقیت بازرگانی نبود این اقدام یک انقلاب بیولوژیک و رفاهی در اندرونی خانه‌های ایرانی بود که کیفیت زندگی، سلامت ریه مادران و بهداشت عمومی طبقات شهری و روستایی را ارتقا بخشید.

سنگربانی از تولید در روزهای دفاع مقدس؛ گازرسانی زیر آتش

با وقوع انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، آزمون دشوار دیگری پیش روی صنعتگران ملی قرار گرفت. با شروع بمباران‌ها و تهدید زیرساخت‌های پالایشگاهی، تأمین سوخت شهری و گرمایش خانه‌ها می‌توانست به یک بحران اجتماعی-امنیتی بزرگ تبدیل شود. مهندس خلیلی در همان نخستین ماه‌های جنگ (اسفند ۱۳۵۹)، با تأسیس انجمن مدیران صنایع، مدیران واحدهای تولیدی را برای مقابله با پیامدهای ناشی از تحریم و جنگ بسیج کرد.

در سال‌های دشوار جنگ تحمیلی، توزیع سامان‌یافته سیلندرهای گاز در سراسر کشور نقشی حیاتی در پایداری انرژی خانگی، مراکز درمانی و پادگان‌ها ایفا کرد. بوتان و شبکه‌های همکار آن نه تنها در زیر سایه حملات هوایی خطوط تولید سیلندر و شیرآلات را فعال نگه داشتند بلکه با تکیه بر ساخت داخل، مانع از وابستگی ارزی کشور به واردات اقلام گرمایشی در تنگنای ارزی دوران جنگ شدند.

چرا نام محسن خلیلی فراتر از یک برند تجاری در تاریخ ایران ماندگار شد؟

صنعت، مدرسه‌ای برای تربیت شهروند مسئول و قانون‌مند

از برجسته‌ترین وجوه اندیشه محسن خلیلی عراقی، نگاه متفاوت او به نقش صنعت در حیات اجتماعی بود. او صنعت را نه تنها ابزاری برای تولید کالا، که مدرسه‌ای برای تربیت شهروند می‌دانست. خلیلی باور داشت جامعه ایران از مسیر پند، خطابه و شعارهای کوتاه‌مدت به بلوغ مدنی، مدارا و قانون‌پذیری نمی‌رسد بلکه این زیستن در مناسبات مدرن، انضباط صنعتی، احترام به قراردادها و کار گروهی است که انسان ایرانی را مداراپذیر و قانون‌مند بار می‌آورد.

مسعود نیلی اقتصاددان برجسته، نیز در سوگ‌نوشت خود، خلیلی را نه فقط یک صنعتگر، که «اندیشه‌ورزی» می‌داند که توسعه را در حصار کارخانه نمی‌دید. از نگاه خلیلی در محیط‌های سازمان‌یافته مدرن که کارها بر اساس پروتکل‌ها، تقسیم کار عقلانی و دادوستد قاعده‌مند پیش می‌رود، تعارض‌ها نه با هیجانات فردی بلکه با گفت‌وگو حل‌وفصل می‌شوند. این انضباط صنعتی دقیقاً همان تمرین عملی برای رسیدن به «رواداری اجتماعی» است؛ جایی که دقت در کسری از ثانیه و پایبندی به استانداردها به اخلاق زیستن در کنار یکدیگر بدل می‌شود.

خلیلی چگونه لابی‌گری را به گفت‌وگوی شفاف تبدیل کرد؟

یکی از مهم‌ترین یادگارهای مهندس خلیلی، لقب پدر تشکل‌های صنعتی ایران است. او خیلی زود متوجه شد که یک صنعتگر اگر تنها بماند و بخواهد به‌ تنهایی مشکلاتش را حل کند در برابر نوسانات اقتصادی و تصمیمات ناگهانی خیلی زود از پا در می‌آید. از طرفی این تک‌روی‌ها معمولاً راه را برای زدوبندهای پنهانی و لابی‌گری‌های پشت‌پرده باز می‌کرد که سمی برای اقتصاد سالم بود. خلیلی برای درمان این آسیب تشکل‌گرایی را پیشنهاد کرد. او معتقد بود صاحبان صنعت نباید به دنبال امتیازهای شخصی در راهروهای ادارات باشند بلکه باید در قالب انجمن‌های شفاف، حرف واحد و کارشناسی‌شان را به گوش تصمیم‌گیران برسانند.

این باور خلیلی مسیر او را برای ساختن شبکه‌ای قدرتمند از نهادهای بخش خصوصی هموار کرد:

۱- بنیان‌گذار انجمن مدیران صنایع (۱۳۵۹): در سال‌های سخت جنگ و تلاطم‌های اقتصادی او با ایجاد این انجمن کاری کرد که مدیران صنعتگر، صدای یکدیگر باشند و چراغ تولید را روشن نگه دارند.

۲- معمار کنفدراسیون صنعت ایران: او ده‌ها انجمن تخصصی مختلف را زیر یک چتر واحد جمع کرد تا بخش خصوصی بتواند با دولت به عنوان یک شریک قدرتمند و حرفه‌ای مذاکره کند.

۳- پیشگام در نهادسازی صنفی: او از انجمن‌های لوازم خانگی گرفته تا توزیع‌کنندگان گاز مایع، سنگ‌بنای فعالیت‌های گروهی را گذاشت.

۴- حضور در اتاق‌های بازرگانی و نهادهای ملی: او با حضور در اتاق بازرگانی تهران، ایران و اتاق‌های مشترک با کشورهای دیگر مثل بلژیک و کانادا سعی کرد صدای صنعتگران را به عرصه بین‌المللی برساند و در هیئت ‌امنای سازمان تأمین اجتماعی، مدافع حقوق کارگران و تولیدکنندگان باشد.

۵- نوآوری در بانکداری: او جزو مؤسسان بانک کارآفرین بود تا راهی برای دسترسی صنعتگران مستقل به اعتبارات بانکی باز کند و آن‌ها را از چنگال وام‌های پردردسر رها کند.

خلیلی همیشه تأکید داشت که بخش خصوصی نباید از در پشتی وارد معامله با دولت شود. او می‌گفت: «بخش خصوصی باید با وزن کارشناسی، استدلال‌های محکم و مطالبه‌گری شفاف، پشت میز مذاکره بنشیند؛ نه با رانت و زدوبند.»

۲۵۴ جلسه دادگاه و یک ایستادگی

مسیر فعالیت‌های صنعتی خلیلی عراقی همواره هموار نبود. او که بخش مهمی از زندگی حرفه‌ای‌اش را در سال‌های پس از انقلاب و تلاطم‌های حقوقی سپری کرد، تجربه‌ای تکان ‌دهنده از مقاومت در برابر ابهام‌های مالکیت داشت. روایت او از ۲۵۴ بار حضور در دادگاه طی ۲۶ سال، نه یک فهرست از گلایه‌ها، که سندی از پایداری تولید است. او با پیگیری حقوقی خستگی‌ناپذیر تا سال ۱۳۸۲ نشان داد که یک کارآفرین واقعی در میانه تندباد تغییرات سیاسی نه مهاجرت را برمی‌گزیند و نه تسلیم می‌شود بلکه برای اثبات حقانیت تولید تا پایان مسیر قانونی ایستادگی می‌کند.

از بنیان‌گذاری محک تا میراث پژوهشی؛ صنعتی که با وجدان اجتماعی گره خورد

محسن خلیلی مرز میان سرمایه و وجدان را از میان برداشته بود. او به عنوان یکی از حلقه بنیان‌گذاران خیریه محک، بخشی از اعتبار و زمان خود را وقف نجات کودکان مبتلا به سرطان کرد. او همچنین در سال‌های پایانی حیاتش بنیاد توسعه صنعتی محسن خلیلی عراقی را تاسیس کرد تا تجربه ۷۰ ساله خود را به پژوهش‌های کاربردی برای رفع موانع تولید تبدیل کند.

خلیلی باور داشت که مدیریت یک کارخانه برای فهم اقتصاد کافی نیست بلکه باید داده‌های علمی، سیاست‌های پولی و تجاری و موانع توسعه به دقت بررسی شوند. او حتی در نامه‌ای مشهور به فرزندانش، کار را معنای زندگی و دلیل بودن دانست و از نسل بعد خواست که کار کردن را نه ابزار ثروت‌اندوزی، که ارزش وجودی خود بپندارند.

فرجام سخن

سرانجام این چهره ماندگار و پیشکسوت نام‌آشنای صنعت در ۱۷ مهر ۱۴۰۵ دیده از جهان فروبست. امروز او دیگر در میان ما نیست اما میراث گران‌سنگش در سازمان‌یافتگی تشکل‌ها، ارتقای استانداردهای صنعتی و باور عمیق به عقلانیت جمعی، برای همیشه در تاریخ توسعه ایران ماندگار خواهد بود.

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) ضایعه فقدان این پیشکسوت برجسته صنعت ایران را به جامعه اقتصادی، کارآفرینان و خانواده گرامی ایشان تسلیت می‌گوید.