از اضطرابِ جا ماندن از اتفاقات تا کاهش تمرکز و اختلال خواب؛ پژوهشها چه میگویند و چگونه میتوان کنترل زمان و توجه خود را دوباره به دست گرفت؟
تصور کنید صبح هنوز از تخت بلند نشدهاید، اما پیش از هر کار دیگری سراغ گوشی میروید. پیامها را بررسی میکنید، چند ویدئو میبینید، از زندگی دیگران باخبر میشوید و شاید پستی منتشر میکنید. چند دقیقه بعد، دوباره گوشی را برمیدارید؛ این بار برای اینکه ببینید کسی پیام شما را دیده یا به پستتان واکنش نشان داده است. این چرخه ممکن است بارها در طول روز تکرار شود؛ حتی زمانی که کار مهمتری برای انجامدادن دارید یا ترجیح میدهید استراحت کنید.
شبکههای اجتماعی امکان ارتباط، یادگیری، سرگرمی و دسترسی سریع به اطلاعات را فراهم کردهاند. بااینحال، وقتی حضور در آنها به نیازی دائمی برای بررسی اعلانها، پاسخدادن فوری و دنبالکردن واکنش دیگران تبدیل میشود، ممکن است آرامش روانی، کیفیت خواب و توانایی تمرکز را تحتتأثیر قرار دهد.
پرسش اصلی این نیست که آیا شبکههای اجتماعی ذاتاً مضرند؛ بلکه این است که چه زمانی و چگونه استفاده از آنها از یک انتخاب اختیاری به عادتی تبدیل میشود که کنترل آن دشوار است؟
وقتی شبکههای اجتماعی به بخشی از فشار روانی تبدیل میشوند
روایت آگوست لم؛ وقتی حضور آنلاین به فشار تبدیل میشود
آگوست لم (August Lamm)، هنرمند و تولیدکننده محتوای سابق اینستاگرام، با انتشار آثارش در این شبکه اجتماعی توانسته بود حدود ۲۰۰ هزار دنبالکننده جذب کند. بااینحال، او در کتاب You Don’t Need a Smartphone که در ۶ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، از تصمیم خود برای کنارگذاشتن گوشی هوشمند و استفاده از تلفن ساده میگوید.
بر اساس گزارشی که نشریه Men’s Journal در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر کرد و به گفتوگوی روزنامه The New York Times با لم استناد داشت، فشار حضور آنلاین برای او صرفاً به معنای صرف وقت زیاد در شبکههای اجتماعی نبود. لم توضیح داده است که زمانی، همزمان با وقوع هشدار آتشسوزی، نگران ازدستدادن زمان مناسب انتشار پست اینستاگرامیاش شده بود؛ زیرا تصور میکرد غیبت او ممکن است به اعتبار حرفهای، جایگاهش در الگوریتم و درآمدش آسیب بزند. او همچنین گفته است که انتشار محتوا درباره تجربههای دشوار شخصی، مانند اضطراب و جدایی عاطفی، گاهی فروش آثارش را افزایش میداد. این تجربه نشان میدهد که در برخی مدلهای کسبوکار مبتنی بر شبکههای اجتماعی، حتی تجربههای خصوصی و ناراحتکننده نیز ممکن است به بخشی از فشار تولید محتوا تبدیل شوند. لم پس از فاصلهگرفتن از گوشی هوشمند، از فعالیتهایی مانند خواندن رمانهای دشوار و ساخت موسیقی سخن گفته است؛ کارهایی که به گفته او، فرصت بیشتری برای تمرکز و حضور در زندگی روزمره فراهم کردهاند. البته تجربه او بهتنهایی ثابت نمیکند که گوشی هوشمند برای همه مضر است یا کنارگذاشتن آن نتایج یکسانی برای همه به همراه دارد.
اهمیت این روایت در طرح پرسشی اساسی است: وقتی درآمد، اعتبار حرفهای و ارتباطات ما به حضور مداوم آنلاین وابسته میشوند، چگونه میتوانیم از زمان، توجه و زندگی شخصی خود محافظت کنیم؟
پژوهشهای علمی درباره اینترنت موبایل چه میگویند؟
یکی از پژوهشهای قابلتوجه در این زمینه، مطالعهای است که در سال ۲۰۲۵ در مجله علمی PNAS Nexus منتشر شد. پژوهشگران در یک آزمایش تصادفی، دسترسی شرکتکنندگان به اینترنت موبایل روی گوشی هوشمند را به مدت دو هفته مسدود کردند. تماس تلفنی و پیامک همچنان در دسترس بود و شرکتکنندگان میتوانستند با رایانه به اینترنت دسترسی داشته باشند.
در این مطالعه، ۴۶۷ نفر شرکت کردند؛ اما ۱۱۹ نفر معیار ازپیشتعیینشده پژوهش برای پایبندی کافی به محدودیت را برآورده کردند. بنابراین، هنگام تفسیر نتایج باید میان تعداد افراد شرکتکننده و افرادی که محدودیت را به میزان تعیینشده رعایت کردند، تفاوت گذاشت.
نتایج پژوهش از بهبود در چند حوزه حکایت داشت:
- سلامت روان: شاخصهای مربوط به سلامت روان بهبود یافتند.
- بهزیستی ذهنی: برخی شاخصهای مربوط به احساس رضایت و وضعیت روانی بهتر شدند.
- توجه پایدار: عملکرد شرکتکنندگان در آزمون عینی سنجش توجه نیز بهبود نشان داد.
- فعالیتهای روزمره: شرکتکنندگان زمان بیشتری را به فعالیتهایی مانند تعامل حضوری، ورزش و حضور در طبیعت اختصاص دادند.
بر اساس گزارش پژوهش، ۹۱ درصد از شرکتکنندگان در دستکم یکی از سه حوزه سلامت روان، بهزیستی ذهنی یا توجه بهبود نشان دادند. این رقم به معنای بهبود همزمان هر سه شاخص در ۹۱ درصد افراد نیست.
محدودیت مهم: این آزمایش، دسترسی به اینترنت موبایل را محدود کرد؛ نه صرفاً استفاده از شبکههای اجتماعی را. بنابراین نمیتوان تمام نتایج آن را مستقیماً به شبکههای اجتماعی نسبت داد. همچنین، نتایج یک مداخله دوهفتهای بهتنهایی نشان نمیدهد که این تغییرات در بلندمدت برای همه افراد باقی میمانند. بااینحال، این مطالعه شواهد تجربی مهمی ارائه میکند که کاهش دسترسی دائمی به اینترنت موبایل میتواند برای برخی افراد مفید باشد.
آیا استفاده زیاد از شبکههای اجتماعی باعث افسردگی و اضطراب میشود؟
پاسخ علمی به این پرسش، یک بله یا خیر ساده نیست. پژوهشها میان برخی الگوهای استفاده از شبکههای اجتماعی و مشکلات روانی، از جمله علائم افسردگی و اضطراب، ارتباطهایی یافتهاند؛ اما شدت این ارتباطها متفاوت است و نمیتوان آن را در همه افراد یکسان دانست. افزون بر این، مشاهده ارتباط آماری بهتنهایی ثابت نمیکند که یک عامل مستقیماً عامل دیگر را ایجاد کرده است.
یک مرور نظاممند همراه با فراتحلیل که در سال ۲۰۲۴ در Journal of Affective Disorders منتشر شد، مطالعات مربوط به جوانان را بررسی کرد. نتایج آن از ارتباطی ضعیف میان میزان استفاده معمول از شبکههای اجتماعی و علائم افسردگی و اضطراب حکایت داشت؛ در مقابل، استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی ارتباط قویتری با این علائم و برخی شاخصهای نامطلوب بهزیستی داشت.
این تفاوت مهم است: مدتزمان حضور آنلاین بهتنهایی تمام ماجرا را توضیح نمیدهد. تجربه آزار آنلاین، مقایسه اجتماعی، نوع محتوای مشاهدهشده و اختلال در فعالیتهای روزمره نیز میتوانند اهمیت داشته باشند.
مرور پژوهشی دیگری که در سال ۲۰۲۶ از سوی مرکز پژوهش مشترک کمیسیون اروپا منتشر شد، نیز بر پیچیدگی این رابطه تأکید میکند: آثار شبکههای اجتماعی بر سلامت روان و بهزیستی جوانان یکسان نیست و به عواملی مانند الگوی استفاده و تجربههای آنلاین بستگی دارد. بهویژه، استفاده مشکلساز و تجربههای آسیبزای آنلاین از موضوعات مهمی هستند که باید جداگانه بررسی شوند.
از طرف دیگر، رابطه میان وضعیت روانی و استفاده از شبکههای اجتماعی ممکن است دوطرفه باشد. برای مثال، فردی که از قبل احساس تنهایی یا اضطراب دارد، ممکن است بیشتر به فضای آنلاین پناه ببرد؛ در برخی شرایط نیز استفاده مشکلساز میتواند به تشدید مشکلات موجود کمک کند.
بنابراین، دقیقتر است بهجای این ادعا که «شبکههای اجتماعی باعث افسردگی میشوند»، بگوییم: برخی الگوهای استفاده از شبکههای اجتماعی با وضعیت روانی نامطلوبتر ارتباط دارند و ممکن است در بعضی شرایط به تشدید مشکلات کمک کنند.
سه سازوکار که ممکن است فشار روانی را افزایش دهند
شبکههای اجتماعی میتوانند راهی برای یادگیری، ارتباط و خلاقیت باشند؛ اما وقتی احساس اجبار برای آنلاینبودن، مقایسه دائمی یا پاسخدادن فوری بر زندگی روزمره غلبه کند، لازم است در عادتهای خود تجدیدنظر کنیمالف) انتظار برای دریافت پاداش و بررسی مکرر گوشی
هر بار که گوشی را بررسی میکنیم، ممکن است با پیامی تازه، نظری جدید یا محتوایی جذاب روبهرو شویم؛ اما زمان و نوع دریافت این پاداش قابل پیشبینی نیست. همین غیرقابلپیشبینیبودن میتواند بررسی مکرر را تقویت کند. اعلانها، محتوای پیشنهادی و امکان تازهشدن پیوسته صفحه نیز ممکن است توجه ما را بارها به گوشی برگردانند. دوپامین در یادگیری، انگیزش و پردازش پاداش نقش دارد؛ اما توضیح این رفتار با عبارت ساده «شبکههای اجتماعی دوپامین ترشح میکنند و مغز را معتاد میکنند» دقیق نیست. رفتارهای تکراری حاصل تعامل چندین فرایند روانشناختی و عصبی هستند و هر نوع استفاده زیاد از گوشی نیز به معنای اعتیاد نیست.
ب) مقایسه اجتماعی و احساس ناکافیبودن
بسیاری از محتواهای شبکههای اجتماعی گزینشیاند: بهترین لحظهها، موفقیتها، سفرها و تصاویر ویرایششده بیشتر از دشواریها و روزمرگیها دیده میشوند. مقایسه زندگی واقعی خود با این تصاویر ممکن است احساس عقبماندگی، نارضایتی از ظاهر یا نگرانی درباره موفقیت را افزایش دهد. البته همه مقایسهها منفی نیستند. مشاهده تجربههای دیگران میتواند الهامبخش باشد؛ اثر آن به نوع محتوا، شرایط فرد و شیوه تفسیر آن بستگی دارد.
پ) ترس از جا ماندن از اتفاقات
اصطلاح «فومو» (FOMO) به ترس از دستدادن تجربهها، خبرها یا فرصتهایی اشاره دارد که دیگران در حال تجربهکردن آنها هستند. این احساس ممکن است فرد را به بررسی مداوم پیامها و دنبالکردن رویدادهای آنلاین سوق دهد؛ حتی زمانی که نیاز واقعی به این کار وجود ندارد. برای مثال، ممکن است هنگام مطالعه یا صرف غذا، مرتب گوشی را بررسی کنیم؛ نه به این دلیل که منتظر پیام ضروری هستیم، بلکه به این دلیل که نمیخواهیم از اتفاقی جا بمانیم. وقتی این الگو تکرار شود، استراحت و تمرکز بر فعالیتهای جاری ممکن است دشوارتر شود.
خواب و تمرکز؛ دو بخش مهم از زندگی روزمره
یکی از پیامدهای احتمالی استفاده بیبرنامه از گوشی، بههمخوردن برنامه خواب است؛ اما شواهد علمی درباره ارتباط شبکههای اجتماعی و خواب یکدست نیستند و باید میان الگوهای مختلف استفاده تفاوت گذاشت. در مرور نظاممند و فراتحلیل سال ۲۰۲۴ درباره جوانان، استفاده معمول از شبکههای اجتماعی ارتباط معناداری با مشکلات خواب یا مدت خواب نشان نداد؛ در مقابل، استفاده مشکلساز با مشکلات خواب ارتباط داشت.
بااینحال، استفاده طولانی از شبکههای اجتماعی در ساعات پایانی شب ممکن است زمان خواب را به تأخیر بیندازد یا فرصت استراحت را کاهش دهد. محتوای هیجانانگیز یا نگرانکننده و اعلانهای شبانه نیز ممکن است برای برخی افراد آرامشدن یا خوابیدن را دشوار کنند. کمبود خواب خود میتواند بر خلقوخو، توجه و توانایی مدیریت استرس اثر بگذارد. به همین دلیل، مسئله فقط مدتزمان حضور آنلاین نیست؛ بلکه زمانی است که برای آن انتخاب میکنیم و فعالیتهایی است که بهخاطرش کنار میگذاریم.
از سوی دیگر، جابهجایی مداوم میان مطالعه، پیامها و ویدئوها ممکن است انجام کارهای نیازمند توجه پایدار را دشوار کند. پژوهش سال ۲۰۲۵ درباره محدودکردن اینترنت موبایل نیز بهبود عملکرد در آزمون توجه پایدار را گزارش کرد؛ هرچند این یافته بهتنهایی ثابت نمیکند که هر نوع استفاده از گوشی به تمرکز آسیب میزند. بنابراین، بهتر است از ادعاهای قطعی درباره آسیب دائمی به حافظه یا مغز پرهیز کنیم و بهجای آن، بر اثر احتمالی عادتهای استفاده از گوشی بر خواب، زمان و توجه روزمره تمرکز داشته باشیم.
چگونه فشار حضور دائمی در فضای مجازی را کاهش دهیم؟
برای ایجاد رابطه سالمتر با فناوری، لزوماً نیازی به حذف حسابهای کاربری یا کنارگذاشتن کامل گوشی نیست. هدف، بازگرداندن حق انتخاب به خودمان است.
اعلانهای غیرضروری را خاموش کنید
اعلانهای شبکههای اجتماعی را محدود کنید تا هر پیام یا بهروزرسانی، تمرکز شما را قطع نکند. اعلان تماسها و پیامهای ضروری را جداگانه نگه دارید.
زمان مشخصی برای بررسی شبکهها تعیین کنید
بهجای بازکردن مکرر برنامهها در طول روز، زمانهایی مشخص برای بررسی پیامها و دنبالکردن محتوا در نظر بگیرید. این زمانبندی باید با نیازهای کاری، تحصیلی و ارتباطی شما متناسب باشد.
یک بازه بدون گوشی داشته باشید
هنگام غذاخوردن، پیادهروی، مطالعه یا گفتوگو با دوستان و خانواده، گوشی را کنار بگذارید. حتی یک بازه کوتاه و منظم میتواند فرصتی برای توجه کامل به فعالیت جاری فراهم کند.
اتاق خواب را از چرخه اسکرول شبانه دور نگه دارید
در صورت امکان، گوشی را هنگام خواب دور از تخت قرار دهید و اعلانهای غیرضروری شبانه را خاموش کنید. یک برنامه خواب منظم و زمان کافی برای استراحت، از اولویتهای مهم سلامت هستند.
محتوایی را که دنبال میکنید بازبینی کنید
از خود بپرسید: پس از دیدن این صفحه یا حساب کاربری، احساس آرامش و آگاهی بیشتری دارم یا دچار نگرانی و مقایسه میشوم؟
حسابهایی را که مرتب احساس ناکافیبودن، اضطراب یا نارضایتی ایجاد میکنند، بیصدا کنید یا دنبالکردن آنها را متوقف کنید. در مقابل، منابع آموزشی، سرگرمی سالم و ارتباطهای حمایتگر را حفظ کنید.
جایگزین واقعی برای زمان آنلاین پیدا کنید
کاهش استفاده از گوشی زمانی آسانتر میشود که فعالیت جایگزینی وجود داشته باشد: ورزش، مطالعه، موسیقی، پیادهروی، سرگرمیهای شخصی یا دیدار حضوری با دوستان. هدف، صرفاً خالیکردن زمان نیست؛ بلکه استفاده از آن برای فعالیتهایی است که به زندگی روزمره معنا و کیفیت میبخشند.
اگر استفاده از گوشی از کنترل خارج شده است، کمک بگیرید
اگر بارها تلاش کردهاید استفاده خود را کاهش دهید اما موفق نشدهاید، یا این رفتار به خواب، تحصیل، روابط و سلامت روان شما آسیب میزند، گفتوگو با متخصص سلامت روان میتواند مفید باشد. در این مسیر، سرزنشکردن خود معمولاً کمکی نمیکند. شناخت موقعیتهایی که شما را به بررسی مکرر گوشی سوق میدهند، نقطه شروع مناسبتری است.
یک برنامه ساده هفتروزه برای شروع
برای آزمایش رابطه خود با گوشی، میتوانید این تغییرات را طی یک هفته بهتدریج اجرا کنید:
- روز اول: مدت استفاده از برنامههای اصلی را بررسی کنید.
- روز دوم: اعلانهای غیرضروری را خاموش کنید.
- روز سوم: یک وعده غذایی را بدون گوشی بگذرانید.
- روز چهارم: یک بازه مشخص برای مطالعه یا فعالیت شخصی، بدون اعلان، در نظر بگیرید.
- روز پنجم: حسابهایی را که احساس منفی ایجاد میکنند بازبینی کنید.
- روز ششم: زمانی را به یک فعالیت حضوری یا سرگرمی خارج از فضای آنلاین اختصاص دهید.
- روز هفتم: تغییرات خواب، تمرکز، خلقوخو و میزان استفاده از گوشی را بررسی کنید.
این برنامه یک آزمایش شخصی برای شناخت عادتهاست، نه درمان قطعی یا نسخهای علمی با نتیجه تضمینشده. اگر محدودکردن گوشی باعث دشواری در انجام کارهای ضروری میشود، برنامه را متناسب با نیازهای خود تغییر دهید.
سخن پایانی: مسئله فقط زمان نیست، کیفیت حضور ماست
شبکههای اجتماعی میتوانند راهی برای یادگیری، ارتباط و خلاقیت باشند؛ اما وقتی احساس اجبار برای آنلاینبودن، مقایسه دائمی یا پاسخدادن فوری بر زندگی روزمره غلبه کند، لازم است در عادتهای خود تجدیدنظر کنیم. شواهد علمی نشان میدهند که محدودکردن برخی الگوهای استفاده از گوشی میتواند برای بعضی افراد مفید باشد. در عین حال، اثر شبکههای اجتماعی یکسان نیست و به نحوه استفاده، تجربههای آنلاین و شرایط فردی بستگی دارد.
قرار نیست برای حفظ سلامت روان از دنیای دیجیتال فرار کنیم. کافی است گاهی از خود بپرسیم: آیا اکنون آگاهانه گوشی را انتخاب کردهام، یا فقط از روی عادت آن را برداشتهام؟
گاهی بازپسگیری آرامش، از یک تغییر کوچک آغاز میشود: چند دقیقه حضور کامل در زندگی، بدون نیاز به بررسی صفحهنمایش.
